وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم  حضرت مستطاب آیت الله آقای سیستانی دامت برکاته  السلام علیکم و رحمة الله خداوند متعال را شاکر هستیم که عمل جراحی با موفقیت انجام گردید و با دعای خیر مومنین صحت و سلامتی را به حضرتعالی عنایت فرمود. طول عمر ، عافیت...
دوشنبه: 5/اسف/1398 (الاثنين: 29/جمادى الآخر/1441)

او را واگذاردند

خوارزمي درضمن خبري طولاني نقل كرده كه حسين‏‌(علیه‌السلام)  به ابن‌عبّاس فرمود: «آيا مي‏داني كه من پسر دختر رسول خدا هستم؟».

 

عرض كرد: آري! غير از تو كسي را نمي‏شناسم كه پسر پيغمبر باشد، و ياري و نصرت تو بر اين امّت واجب است آن‌چنان كه روزه و زكات واجب است كه يكي از اين دو بدون ديگري پذيرفته نشود.

حسين‏‌(علیه‌السلام) فرمود: «پس رأي تو چيست در حق مردمي كه پسرِ دختر پيغمبر را از وطن و خانه و جايگاه و زادگاهش، و حرم رسول و جوار قبر پيغمبر و مسجد و محلّ هجرت آن حضرت، خارج نمودند؛ او را بيمناك و سرگردان گذاردند كه قرارگاه، منزل و مأوايي نداشته باشد و قصدشان از اين سختگيري‌ها كشتن او و ريختن خونش باشد درحالي‌كه او شركي به خدا نورزيده و غيرِخدا را وليّ امر خود قرار نداده و از روش پيغمبر و جانشينان او تخلّف ننموده است؟».

ابن‌عبّاس گفت: نمي‏گويم در حق آنها مگر آنكه آن كسان، به خدا و پيغمبر، كافر شدند و اگر نماز بخوانند از روي كسالت و رياكاري است و بر امثال اين مردم عذاب بزرگ‌تر خدا نازل گردد؛ و امّا تو، اباعبداللّه! پس تو سرسلسلة افتخار و مباهاتي، تو پسر پيغمبر هستي، تو پسر وصيّ پيغمبر و فرزند زهرا مي‌باشي، زهرايي كه همانند مريم بود؛ پس اي پسر رسول خدا! گمان مبر كه خدا از آنچه ستمكاران مي‏كنند غافل است، و من گواهي مي‏دهم كه هركس از مجاورت تو و مجاورت فرزندان تو كناره‏گيري كند در آخرت، نصيب وبهره‏اي نخواهد داشت.

حسين‌(علیه‌السلام) فرمود: «خدايا گواه باش!».

ابن‌عبّاس گفت: فداي تو شوم! گويا به من خبر از مرگ خودت مي‏دهي و

 

از من مي‏خواهي تو را ياري كنم! سوگند به خدايي كه غير از او خدايي نيست! اگر در پيش روي تو شمشير بزنم تا شمشيرم بشكند و دست‌هايم قطع شود، اندكي از حق تو را ادا نكرده باشم. هم‌اكنون من حاضر به خدمت تو هستم هرگونه كه صلاح مي‌داني، فرمان بده!.[1]

اين خبر طولاني است و در اين مجال نمي‌گنجد امّا در آغاز اين خبر عبدالله بن عمر گفت، شنيدم رسول خدا‏‌(ص)  فرمود:

«حُسَيْنٌ مَقْتُولٌ فَلَئِنْ خَذَلُوهُ وَلَمْ يَنْصُرُوهُ لَيَخْذُلَنَّهُمُ اللهُ إِلَی يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛[2]

«حسين كشته مي‏شود پس اگر او را وابگذارند، و ياري‌اش نكنند خدا آنها را تا روز قيامت ياري نخواهد كرد».

 


[1]. خوارزمی، مقتل‌الحسين(علیه‌السلام)، ص191 –192، فصل10؛ نيز رجوع کنيد به: ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج5، ص24.

[2]. خوارزمی، مقتل‌الحسین(علیه‌السلام)، ص191، فصل10؛ نیز رجوع کنید به: ابن‌اعثم کوفی، ج5، ص23 - 26.

نويسنده: 
کليد واژه: