وریز وجوهات
  ای دخت گرامی پيمبر * ای سرّ رسول در تو مضمر در بيت شريف وحی، خاتون * بر چرخ رفيع مَجد اختر ای شبه نبی به خلق و اوصاف * ای نور مجسّم مصوّر ای خادم خانه‌ تو حوّا * و ای حاجب درگه تو هاجر در طورِ لقا يگانه بانو * در مُلك وجود...
دوشنبه: 5/اسف/1398 (الاثنين: 29/جمادى الآخر/1441)

فصل دهم
ميوه  درخت نبوّت

جابر مي‌گويد: پيغمبر‏‌(ص) در عرفات بود و علي‌(علیه‌السلام) رو‌به‌روي آن حضرت قرار داشت. پيامبر‌(ص) به من و علي‌(علیه‌السلام) اشاره فرمود و ما خدمت او رفتيم، پس فرمود: «يا علي! نزديك من بيا». علي‌(علیه‌السلام) نزديك رفت؛ فرمود: «دستت را در دست من بگذار!»، سپس فرمود: «يا علي! من و تو از يك درختيم، من اصل و ريشة آن و تو فرع آن و حسن و حسين شاخه‏هاي آن؛ هركس به يكي از شاخه‏هاي آن متعلّق گردد خدا او را داخل بهشت نمايد. يا علي! اگر امّت من روزه بگيرند به‌قدري كه مثل كمان‌ها خميده شوند و نماز بخوانند به‌قدري كه مثل ميخ‌ها خشك و بي‏حركت گردند امّا تو را دشمن بدارند، خداوند آنها را به رو در آتش اندازد».[1]

گنجي شافعي از خطيب بغدادي در تاريخ از علي‌(علیه‌السلام) روايت دارد كه پيامبر‏‌(ص) مي‌فرمايد: «درختي است كه من ريشه و اصل آن، و علي فرع آن،

 

و حسن و حسين ثمره و ميوة آن، و شيعه برگ آن هستند؛ پس آيا بيرون مي‏شود از پاكيزه و طيّب غير از طيّب و پاكيزه؟».[2]

يعني: فرع، ميوه و برگ درخت پاك، پاك و طاهر مي‏باشد.

نظير اين حديث را نيز از ابوامامه باهلي روايت كرده است.[3]

 

 

[1]. جوینی خراسانی، فرائدالسمطین، ج1، ص51، ح16؛ خوارزمی، مقتل‌الحسین(علیه‌السلام)، ج1، ص108، فصل6؛ ابن‌طاووس، الطرائف، ص266؛ قندوزی،‌ینابیع‌الموده، ج1، ص270.

[2]. گنجی شافعی، کفاية‌الطالب، ص220.

[3]. گنجی شافعی، کفایة‌الطالب، ص317.

نويسنده: 
کليد واژه: