وریز وجوهات
شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست. * شب قدر، شب آزادی بشر شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و...
دوشنبه: 4/تير/1397 (الاثنين: 11/شوال/1439)

اي كاش فردا نمي‌شد

خدايا چه مي‌شد اگر امشب را آن فردا نبود و تا صبح روز قيامت، بامدادش نبود و در فردايش آن جنايات هولناكي كه تا آن تاريخ سابقه نداشت و بعد از آن همانند و نظيرش اتفاق نخواهد افتاد، رخ نمي‌داد و تاريخ بشريت، سياه و آن‌چنان پر از ننگ و عار نمي‌گرديد و اوج بي‌رحمي، بي‌وجداني و درنده‌خويي اين بشر، كه از هيچ مخلوق ديگري ظهور نمي‌كند نشان داده نمي‌شد، و آن

 

ددمنشاني كه در صحراي كربلا براي ارتكاب بزرگ‌ترين جرايم تاريخ گرد آمده بودند فرصت اين‌همه گستاخي و اظهار خباثت نفس را نمي‌يافتند.

آنان بدترين جنايت‌كاراني بودند كه خود را به جيفة دنيا و به يزيد و ابن‌زياد ـ آن جرثومه‌ها و تجسّم ستمكاري، بي‌شرافتي، پستي، پليدي و همة رذايل اخلاقي و آن دشمنان مردمان مستضعف ـ فروخته بودند.

خدايا! اگر امشب به پايان نمي‌رسيد، شمر و سنان و ابن‌سعد و حرمله و ديگر شقاوت‌پيشگاني كه اولياي تو را محاصره كرده بودند نمي‌توانستند آن‌همه شقاوتي را كه از خود نشان دادند در دفتر سياه بني‌نوع انسان، ثبت نمايند و ميلياردها بشري را كه در طول تاريخ آمده و مي‌آيند سرافكنده و شرمنده سازند.

خدايا! چه مي‌شد اگر خورشيد و ماهَت از حركت باز مي‌ايستادند و زمين از گردش باز مانده بود تا در فرداي امشب، عزيزترين و بهترين بندگان تو، حسين‌(علیه‌السلام) و يارانش به دست دشمنان تو به شهادت نمي‌رسيدند و آن‌همه مصائب جانكاه بر اهل‌بيت پيغمبر(ص) تو وارد نمي‌شد؟

امّا خدايا! تو خود صاحب اين جهاني و دنيا را دار امتحان و آزمايش، قرار دادي و فرمودي:

 

﴿لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً﴾؛[1]

به قضاوقدر تو ارزش انسان‌ها ظاهر مي‌شود. تا آنها كه بالاترين مراتب كمال انسانيت را دارند در اعلامِ:

﴿إِنَّ اللّٰهَ اشْتَرَى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ﴾؛[2]

و تو را بهترين مشتري شناخته و خود را به تو فروخته شناخته شوند. و هم آنهايي كه در اسفل‌السّافلين مكان مي‌گيرند و

﴿أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾؛[3]

توصيفي از خباثتشان است، خود را معرفي كرده و بشناسانند.

﴿لَا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ  يُسْئَلُونَ﴾[4]
﴿أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾.[5]
 

[1]. ‌هود، 7. «تا شما را بيازمايد كه عمل كدام‌يك از شما نيكوتر است».

[2]. توبه، 111. «خداوند جان‌ها و اموال مؤمنين را به قيمت بهشت از آنان خريداري كرده است».

[3]. اعراف، 179. «آنان مانند چهارپايان، بلكه بسی گمراه‌تر هستند».

[4]. انبياء، 23. «(خداوند) از هرآنچه مي‌كند بازخواست نشود و خلق از كردارشان بازخواست مي‌شوند».

[5]. بقره، 32 .«و تو دانايي و كارهايت حكيمانه است».

موضوع: 
نويسنده: