وریز وجوهات
  بسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالی: «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیّامِ الله» السَّلام علی مولانا صاحب العصر و الزّمان بقية الله ارواح العالمين له الفداء و علی آبائه الطّاهرين و علی شيعته، المتمسِّکين بأمره، الفائزين بولايته و المنتظرين لظهوره...
شنبه: 26/آبا/1397 (السبت: 8/ربيع الأول/1440)

ياوران حقيقي

حسين‌(علیه‌السلام) با دلي آرام و مطمئن و سرشار از شوق به لقاءالله خطبه

 

خواند؛ خدا را به نيكو‌ترين بيان، نيايش و ستايش كرد و بر اينكه آنها را به نبوّت، پيامبري، علم قرآن و فقه دين سرافراز فرموده و چشم و گوش و دل (بصيرت و بينش همه‌جانبه) بخشيده، حمد نمود و اصحاب خود را مدح و توصيف كرده و فرمود:

«فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَلَا خَيْراً مِنْ أَصْحَابِي وَلَا أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ وَلَا أَوْصَلَ وَلَا أَفْضَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَجَزَاكُمُ اللَّهُ عَنِّي خَيْراً»؛[1]

«من اصحابي را باوفاتر و بهتر از اصحاب خودم و اهل‌بيتي را نيكوكارتر، وصلة رحم‌کننده‌تر و برتر از اهل‌بيت خويش نمي‌دانم؛ خدا شما را از جانب من پاداشي نيك دهد».

سپس به آنها فرمود كه شرط نيكي و ياري را به‌جا آورديد و به آنان اذن داد كه از آن اقيانوس موّاجِ پر از آزمايش به كنار روند و جان خود را نجات دهند و آنها را از بيعت و تعهّدي كه نسبت به آن حضرت داشتند آزاد و برئ الذمّه فرمود كه بروند و متفرّق شوند و به منازل و شهرهاي خود برگردند.

«فَإِنَّ الْقَوْمَ إِنَّمَا يَطْلُبُونَنِي‏ وَلَوْ قَدْ أَصَابُونِي‏ لَهَوا عَنْ طَلَبِ غَيْرِي»؛[2]

 

«اين مردم قصد من را دارند و در جستجوی من هستند اگر به من دست بيابند کاری به دیگران ندارند».

آن اهل‌بيت بزرگوار و آن اصحاب باوفا يك‌قول و يك‌سخن، پاسخ دادند كه ما هرگز چنين كاري نمي‌كنيم و امام خود را در ميان دشمن، بي‌يار و تنها نمي‌گذاريم.

برادران آن حضرت، برادرزادگان و عموزادگانش همه گفتند، ما چنين نكنيم، چرا برويم؟ براي اينكه بعد از تو زنده بمانيم؟!

«لَا أَرَانَا اللهُ ذَلِكَ أَبَداً»؛[3]

«خدا هرگز آن را برای ما پیش نیاورد».

ما جان خود و كسان خود را فداي تو مي‌كنيم و در راه تو جهاد مي‌كنيم و در هر بلا و مصيبتي كه تو وارد شوي ما نيز وارد مي‌شويم.

 

[1]. مفید، الارشاد، ج2، ص91؛ ابن‌نما حلی، مثیرالاحزان، ص38.

[2]. طبری، تاریخ، ج4، ص318؛ ابن‌اثیر‌جزری، الکامل فی التاریخ، ج4، ص58؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج8، ص191.

[3]. طبری، تاریخ، ج4، ص318؛ مفید، الارشاد، ج2، ص91؛ مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص393.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: