وریز وجوهات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى أَشْرَفِ  الأنبِیَاءِ  و المُرسَلینَ  أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ  و عَلَی آله الطَّیِّبِینَ سِیَّمَا  بَقیَّهِ...
شنبه: 4/آذر/1396 (السبت: 6/ربيع الأول/1439)

امام‌حسين(علیه‌السلام)، چراغ اسلام

هرچه بيشتر در حالات سيّدالشهدا‏‌(علیه‌السلام) دقيق شويم اين رمز بر ما آشكارتر مي‌شود كه در امر دين، بصيرتي خارق‌العاده و بينشي غيبي، راهنماي آن حضرت(علیه‌السلام) بوده است.

 

علم و دانش آن بزرگوار از احتجاجات او با دشمنان اهل‌بيت، به‌خصوص معاويه و مروان، از نامه‏هايي كه به معاويه مرقوم فرموده، از خطبه‏هايي كه به مناسبت‌هاي مختلف انشا نموده‌اند و از دعاي عرفه، و دعاهاي ديگري كه از آن حضرت‌(علیه‌السلام) در كتاب‌هاي شيعه و سنّي نقل است، ظاهر و آشكار مي‌گردد.

نافع بن ازرق، رهبر فرقه ازارقه خوارج به امام‌حسين‌‏‌(علیه‌السلام) ‏عرض كرد:

خدايي را كه مي‏پرستي براي من توصيف كن!.

امام‌حسين‌‏(علیه‌السلام) فرمود:

«يَا نَافِعُ إِنَّ مَنْ وَضَعَ دينَهُ عَلَی الْقِيَاسِ لَمْ يَزَلِ الدَّهرَ فِي الْإِلْتِبَاسِ مَائِلاً نَاكِباً عَنِ الْمِنْهَاجِ ظَاعِناً بِالْإِعْوِجَاجِ ضَالّاً عَنِ السَّبِيلِ قَائِلاً غَيْرَ الْجَمِيلِ يَا ابْنَ الْأَزْرَقِ أَصِفُ إِلَهِي بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَأَعْرِفُهُ بِمَا عَرَفَ بِهِ نَفْسَهُ، لَا يُدْرَكُ بِالْحَواسِّ وَلَا يُقَاسُ بِالنَّاسِ، قَرِيبٌ غَيْرُ مُلْتَصِقٍ، وَبَعِيدٌ غَيْرُ مُسْتَقْصِي، يُوَحَّدُ، وَلَا يُبَعَّضُ، مَعْرُوفٌ بِالْآيَاتِ، مَوْصُوفٌ بِالْعَلَامَاتِ، لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالُ»؛

«اي نافع! هركس دين خود را بر اساس قياس بنا نهد در تمام عمر در اشتباه خواهد شد و از راه منحرف می‌شود، به اعوجاج و كژي روی كند، گمراه گردد و سخنان نازيبا گويد. اي پسر ازرق! من خدايم را وصف مي‏كنم به آنچه او خود را وصف فرموده است. او به

 

حواس ادراك نشود و به مردم قياس نگردد. نزديك است امّا به چيزي چسبيده نيست، دور است امّا دوري نجسته (دوري و نزديكي خداوند مانند دوري و نزديكي موجودات ديگر نيست. دوري و نزديكي او با حواس مادّي قابل درك نمي‌باشد). او يگانه است و تبعيض، تجزيه و تركيب در او راه ندارند، و به نشانه‌ها شناخته شده و به علامت‌ها وصف گرديده است؛ غير از خداوند بزرگ و بلندمرتبه، خدايي نيست».

ابن‌ازرق گريست و گفت:

یَا حُسَیْنُ مَاأَحْسَنَ كَلَامَكَ؛

چقدر نيكو است كلام تو!

امام‌حسين(علیه‌السلام)فرمود: «به من رسيده كه تو بر پدر و برادرم و بر من گواهي به كفر مي‏دهي!».

ابن‌ازرق گفت: أَمَا وَاللهِ یَا حُسَیْنُ لَئِنْ کَانَ ذَلك لَقَدْ کُنْتُمْ مَنَارَ الْإِسْلَامِ وَنُجُومَ الْأَحْکَامِ.

ای حسین‌(علیه‌السلام) اگر این ناسزا از من صادر شده، به خدا سوگند! به يقين، شما چراغ اسلام و ستارگان احكام خداييد.[1] يعني مردم بايد از انوار علوم و معارف شما روشني بجويند و در تاريكي‌ها به ستاره‏هاي وجود شما هدايت گردند.

 


[1]. ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج14، ص184؛  همو، ترجمة ریحانة‌الرسول| الامام‌ الحسين(علیه‌السلام)، ص225؛ علایلي، سموالمعني، ص148.

موضوع: 
نويسنده: