وریز وجوهات
   قال‌الله تعالي: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ‌الله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ"(1( روز بعثت و غدير، تأسيس و بقاي اسلام روز تاريخي و بزرگ عيد...
دوشنبه: 3 / 07 / 1396 ( )

امام‌حسين(علیه‌السلام)، شمع بزم عالمان

 ابن‌كثير در البدایة و النهایه آورده است: امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) و ابن‌زبير از مدينه به‌سوي مكه بيرون شدند و در مكه اقامت گزيدند. امام‌حسين(علیهالسلام) مورد توجه مردم قرار گرفت. آنها به‌سوي او مي‏آمدند در اطراف او مي‏نشستند و سخنش را مي‏شنيدند و از آنچه از او مي‏شنيدند سود مي‌جُستند وگفته‌هايش را ضبط ‏كرده و مي‌نوشتند تا از او روايت كنند.[1]

علایلي در سموالمعني نگاشته است: مردم چنان شيفته معنويت و عظمت روح امام‌حسين(علیهالسلام) بودند و چنان امام‌حسين(علیهالسلام) محبوبيت داشت كه از همه‌كس ‏و ‏همه‏جا ‏منصرف‏ و‏ منقطع ‏شده ‏و ‏به‌سوي او‏ مي‏شتافتند. ‏كسي‏ جز امام‌حسين(علیهالسلام) نبود كه اين‌همه مريد و ارادتمند داشته باشد؛ گويي مردم در وجود امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) حقيقت ديگري از عالم ابداع الهي را تماشا مي‏كردند. چون امام‌حسين‌(علیه‌السلام) سخن می‌گفت مثل آن بود كه زبان عالم غيب باز شده و آنها را از رموز و اسرار پنهان وحقايق نهان آگاه مي‌سازد؛ و زماني كه خاموش مي‏شد، سكوتش به‌گونه‌اي متفاوت آنها را از حقايق ديگر باخبر مي‏ساخت؛ زيرا پاره‏اي از حقايق را جز با خاموشي عميق نمي‏توان اظهار كرد؛ مثل نقطه و فاصله‌اي كه در ميان سطرها، كلمه‌ها و جمله‏ها مي‏گذارند و همان نقطة خاليِ از نوشته، مانند نوشته‏‌هاي كتاب،

 

معنايي مي‏دهد كه جز با آن نقطه با هيچ نوشته‏اي آن معنا را نمي‏توان بيان كرد.[2]

كلام فوق نشان از واقعيتي انكارناپذير از محبوبيت علمي امام‌حسين‌(علیه‌السلام) در ميان مردم دارد. باآنكه مردم در فشار حكومت بوده و جاسوسان و كارآگاهان همه‌جا در تعقيب آنها بودند تا كسي با امام‌حسين‌(علیه‌السلام) رابطه نداشته باشند، امّا قدرت سرنيزه و زور نظامي چگونه مي‏تواند مردم را از خودشان، دلشان و ضميرشان جدا كند؟ قدرت، هر ميزان كه باشد نمي‏تواند بر شعور بشر مسلّط شود و سرنيزه هر قدر كه كاري و نافذ باشد به باطن انسان و معنويت او نفوذ نمي‏كند.

علايلي در ادامه آورده است: حسين‌(علیه‌السلام) كثير الحديث و الروايه بود، آن زمان بااينكه تعداد بسياري از اصحاب پيغمبر‌(ص) نقل حديث مي‏كردند، امّا مردم همه آنها را ترك كرده و به مجلس حسين(علیهالسلام) مي‏آمدند. پس از اين، علایلي احاديثي از آن حضرت‌(علیه‌السلام) نقل مي‏كند.[3]

اخباري كه از امام‌حسين(علیهالسلام) نقل شده حاكي از علم و ذوق سرشار، قوّت فطانت، استعداد و قريحه و استحكام منطق اوست. اين اخبار بيش از آن است كه قابل شمارش باشد. آن حضرت‌(علیه‌السلام) به‌گونه‌اي در مسائل علميه با جودت ذهن و حدّت خاطر اظهارنظر مي‏كرد و فتوا مي‏داد كه موجب تحيّر مردم مي‏شد، تا حدّي كه عبدالله بن عمر در حقّ او گفت:

 

إِنَّهُ يَغُرُّ الْعِلْمَ غَرّاً.[4]

همچنان كه مرغ، جوجه خود را با منقار خود غذا مي‏دهد، امام‌حسين‌(علیه‌السلام) نيز در بيت نبوّت و ولايت از سرانگشت علوم رسول خدا‌(ص) غذا خورد، و از سينه معارف اسلام شير مكيد و رشد و نموّ يافت.

 

 

[1]. ابن‌کثير، البداية و النهايه، ج8، ص162؛ ر.ک: علایلي، سموالمعني، ص99 ـ 100.

[2]. علایلي، سموالمعني، ص100.

[3]. علایلي، سموالمعني، ص100 ـ 102.          

[4]. علایلي، سموالمعني، ص148.

موضوع: 
نويسنده: