وریز وجوهات
حلم و صلح احیاگر دین نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌الوارف شخصيّت والاي حضرت امام حسن مجتبي عليه‌السلام   شخصيّت والاي حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام آن پيشواي عاليقدر، بسيار عظيم‌تر از آن است كه امثال حقير بتوانيم...
شنبه: 4/خرد/1398 (السبت: 20/رمضان/1440)

امام‌حسين(علیه‌السلام)، شمع بزم عالمان

 ابن‌كثير در البدایة و النهایه آورده است: امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) و ابن‌زبير از مدينه به‌سوي مكه بيرون شدند و در مكه اقامت گزيدند. امام‌حسين(علیهالسلام) مورد توجه مردم قرار گرفت. آنها به‌سوي او مي‏آمدند در اطراف او مي‏نشستند و سخنش را مي‏شنيدند و از آنچه از او مي‏شنيدند سود مي‌جُستند وگفته‌هايش را ضبط ‏كرده و مي‌نوشتند تا از او روايت كنند.[1]

علایلي در سموالمعني نگاشته است: مردم چنان شيفته معنويت و عظمت روح امام‌حسين(علیهالسلام) بودند و چنان امام‌حسين(علیهالسلام) محبوبيت داشت كه از همه‌كس ‏و ‏همه‏جا ‏منصرف‏ و‏ منقطع ‏شده ‏و ‏به‌سوي او‏ مي‏شتافتند. ‏كسي‏ جز امام‌حسين(علیهالسلام) نبود كه اين‌همه مريد و ارادتمند داشته باشد؛ گويي مردم در وجود امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) حقيقت ديگري از عالم ابداع الهي را تماشا مي‏كردند. چون امام‌حسين‌(علیه‌السلام) سخن می‌گفت مثل آن بود كه زبان عالم غيب باز شده و آنها را از رموز و اسرار پنهان وحقايق نهان آگاه مي‌سازد؛ و زماني كه خاموش مي‏شد، سكوتش به‌گونه‌اي متفاوت آنها را از حقايق ديگر باخبر مي‏ساخت؛ زيرا پاره‏اي از حقايق را جز با خاموشي عميق نمي‏توان اظهار كرد؛ مثل نقطه و فاصله‌اي كه در ميان سطرها، كلمه‌ها و جمله‏ها مي‏گذارند و همان نقطة خاليِ از نوشته، مانند نوشته‏‌هاي كتاب،

 

معنايي مي‏دهد كه جز با آن نقطه با هيچ نوشته‏اي آن معنا را نمي‏توان بيان كرد.[2]

كلام فوق نشان از واقعيتي انكارناپذير از محبوبيت علمي امام‌حسين‌(علیه‌السلام) در ميان مردم دارد. باآنكه مردم در فشار حكومت بوده و جاسوسان و كارآگاهان همه‌جا در تعقيب آنها بودند تا كسي با امام‌حسين‌(علیه‌السلام) رابطه نداشته باشند، امّا قدرت سرنيزه و زور نظامي چگونه مي‏تواند مردم را از خودشان، دلشان و ضميرشان جدا كند؟ قدرت، هر ميزان كه باشد نمي‏تواند بر شعور بشر مسلّط شود و سرنيزه هر قدر كه كاري و نافذ باشد به باطن انسان و معنويت او نفوذ نمي‏كند.

علايلي در ادامه آورده است: حسين‌(علیه‌السلام) كثير الحديث و الروايه بود، آن زمان بااينكه تعداد بسياري از اصحاب پيغمبر‌(ص) نقل حديث مي‏كردند، امّا مردم همه آنها را ترك كرده و به مجلس حسين(علیهالسلام) مي‏آمدند. پس از اين، علایلي احاديثي از آن حضرت‌(علیه‌السلام) نقل مي‏كند.[3]

اخباري كه از امام‌حسين(علیهالسلام) نقل شده حاكي از علم و ذوق سرشار، قوّت فطانت، استعداد و قريحه و استحكام منطق اوست. اين اخبار بيش از آن است كه قابل شمارش باشد. آن حضرت‌(علیه‌السلام) به‌گونه‌اي در مسائل علميه با جودت ذهن و حدّت خاطر اظهارنظر مي‏كرد و فتوا مي‏داد كه موجب تحيّر مردم مي‏شد، تا حدّي كه عبدالله بن عمر در حقّ او گفت:

 

إِنَّهُ يَغُرُّ الْعِلْمَ غَرّاً.[4]

همچنان كه مرغ، جوجه خود را با منقار خود غذا مي‏دهد، امام‌حسين‌(علیه‌السلام) نيز در بيت نبوّت و ولايت از سرانگشت علوم رسول خدا‌(ص) غذا خورد، و از سينه معارف اسلام شير مكيد و رشد و نموّ يافت.

 

 

[1]. ابن‌کثير، البداية و النهايه، ج8، ص162؛ ر.ک: علایلي، سموالمعني، ص99 ـ 100.

[2]. علایلي، سموالمعني، ص100.

[3]. علایلي، سموالمعني، ص100 ـ 102.          

[4]. علایلي، سموالمعني، ص148.

موضوع: 
نويسنده: