وریز وجوهات
ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ذﮐﺮ ﺗﻮ آراﺳﺘﻦ ﻣﺮاد اين است * ﮐﻪ ﭘﯿﺶ اهل هنر ﻣﻨﺼﺒﻲ ﺑﻮد ﻣﺎ را و ﮔﺮ ﻧﻪ ﻣﻨﻘﺒﺖ آﻓﺘﺎب ﻣﻌﻠﻮم است * ﭼﻪ ﺣﺎﺟﺘﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺸّﺎطه روي زﻳﺒﺎ را سخن گفتن از شخصيت با عظمت و والايي که از سوي مسلمان و غيرمسلمان, صدها هزار کتاب و خطابه و مقاله و قصيده و رساله...
دوشنبه: 19/آذر/1397 (الاثنين: 1/ربيع الثاني/1440)

مولاي نيازمندان

امام‌حسين(علیه‌السلام)‏، نماز را به‌جاي آورد و بيرون آمد. اعرابي تنگدستي را مشاهده‏ نمود، برگشت و قنبر را صدا زد.

قنبر گفت: لَبَّيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ.

فرمود: «از پول مخارج ما چقدر مانده است؟».

عرض كرد: دويست درهم كه فرمودي در بين اهل‌بيت، قِسمت كنم.

فرمود: «آن را بياور! كسي آمده كه از آنها به آن پول سزاوارتر است». سپس آن پول را گرفت، بيرون آمد و به اعرابي داد.[1]

 

[1]. ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج14، ص185، علايلي، سموالمعني، ص151.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: