وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم «وَ مَا رَمَيتَ إذ رَمَيتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمي» سپاس بي حدّ و حصر، خداوند متعال را سزاست که با فضل خود، و عنايات خاصّه حضرت ولي عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف، سپاه اسلام را بر سپاه کفر و سپاه ضدّ بشريت، پيروز نمود؛ دشمن...
جمعه: 3/آذر/1396 (الجمعة: 5/ربيع الأول/1439)

امام‌عدالت‌خواه

يكي از داستان‌هايي كه گواه بر شدّت علاقه امام‌حسين‌(علیه‌السلام) به دفاع از مظلومين و حمايت از بيچارگان بي‏پناه مي‌باشد، داستان اُرينب دختر

 

اسحاق و همسر عبدالله بن سلام است. يزيد كه به‌اصطلاح، شاهزاده و وليعهد معاويه بود و تمام اسباب شهوت‌راني، ازجمله پول، مقام، زور، كنيزكان ماهرو و زن‌هاي رقّاصه و خواننده خودفروش در اختيارش بودند، بااين‌وجود، باز چشم طمع به بانوي شوهرداري دوخت كه بايد او و پدرش معاويه پاسدار عصمت و عفّت او باشند. يزيد همچون اراذل و شهوت‌پرستاني كه در وفور عيش و نوشِ حكومت، تربيت مي‏شوند ناآرام شد، امّا از آنجا كه آن زن، نجيب، پاك‌دامن و عفيفه بود دسترسي به او از راه فريب و منحرف‌ساختن وي ازطريق پارسايي محال مي‏نمود.

معاويه ناپاك، كه خود را اميرالمؤمنين مي‏خواند، براي خواهش نفس و شهوت يزيد دست به نيرنگ بسيار عجيب و بي‏سابقه‏اي زد. او مرد بدبخت را از زن عفيفه و زيبايش جدا نمود و مقدّمات كاميابي يزيد از آن زن را فراهم ساخت.

امّا امام‌حسين‌(علیه‌السلام) با غيرت و جوانمردي در مقابل اين تصميم زشت و شيطاني معاويه ايستاد، و نقشه او را نقش‌برآب كرد. امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) غيرت و حميّت هاشمي و علاقه خود به حفظ نواميس مسلمين را نشان داد و مانع از رسيدن يزيد به هوس ناپاك و شريرش گرديد.

افتراقي را كه معاويه با نيرنگ ايجاد كرد، به اتصال مبدّل نمود، و آن ستم بزرگ را از عبدالله ‌بن‌‌‌‌‌‌‌‌ سلام و همسرش دفع گردانيد. اين

 

داستان در تاريخ مفاخر آل علي‌(علیه‌السلام) و مظالم بني‌اميّه جاودان باقي مانده است.[1]

 

 

[1]. در بعضي از خصوصيات اين داستان مانند بعضي اعلام اختلافاتي بين مصادر آن ديده مي‏شود. آنچه كه ما اجمال آن را نقل كرديم موافق است با نقل شبراوي در الاتحاف (ص201 ـ 212) و ابن‌قتيبه در الامامة و السياسه (ج1، ص166 ـ 173). ر.ک: علایلي، سموالمعني، ص156 ـ 159.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: