وریز وجوهات
   قال‌الله تعالي: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ‌الله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ"(1( روز بعثت و غدير، تأسيس و بقاي اسلام روز تاريخي و بزرگ عيد...
دوشنبه: 3 / 07 / 1396 ( )

در رزمگاه امام‌حسين(علیه‌السلام)

وقتي امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) به‌قصد كوفه حركت كرد، ابن‌زياد از شنيدن اين خبر، ناراحت و نگران گرديد. او بيست هزار نفر را براي نبرد با حضرت فرستاد و به آنها امر كرد تا براي يزيد از آن حضرت بيعت بگيرند و اگر بيعت نكرد او را بكشند. وقتي به او پيشنهاد بيعت شد، نپذيرفت و به جدّ و پدرش تأسّي نمود و به تحمّل ظلم و زور و ننگ و عار، راضي نگشت؛ شجاعت هاشميه را آشكار كرد و بااينكه خود، اهل‌بيت، عزيزان، كسان و اصحابش را محاصره كرده و هدف نيزه و تير قرار دادند، در جهاد، ثابت‌قدم ماند و با شهامت عالي بدون اضطراب و با قوّت قلب در چنين موقعيت خطيري پايداري نمود و ندا سر داد:

«يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ! مَا رَأَيْتُ أَغْدَرَ مِنْكُمْ قُبْحاً لَكُمْ،

 

وَتَعْساً لَكُمُ اَلْوَيْلُ ثُمَّ الْوَيْلُ. اِسْتَصْرَخْتُمُونَا فَأَتَيْنَاكُمْ، وَأَسْرَعْتُمْ إِلَی بَيْعَتِنَا سُرْعَةَ الذُّبَابِ وَلَمَّا أَتَيْنَاكُمْ تَهَافَتُّمْ تَهَافُتَ الْفَرَاشِ، وَسَلَلْتُمْ عَلَيْنا سُيُوفَ أَعْدَائِنَا مِنْ غَيْرِ عَدْلٍ أَفْشَوْهُ فِيكُمْ، وَلَا ذَنْبٍ مِنَّا كَانَ إِلَيْكُمْ أَلَا لَعْنَةُ اللهِ عَلَى الظَّالِمينَ».

ثُمَّ حَمَلَ عَلَيْهِمْ، وَسَيْفُهُ مُصَلَّتٌ فِي يَدِهِ وَهُوَ یُنْشِدُ:

أَنَا ابْنُ عَلِيِّ الْحِبْرِ مِنْ آلِ هَاشِم
 

 

كَفَانِي بِهَذَا مَفْخَراً حِيـــنَ أَفْخُرُ[1]
 

 

       «اي مردم كوفه! عهدشكن‌تر از شما نديده‏ام؛ زشتي، هلاكت، نابودي و شقاوت بر شما باد كه به ما استغاثه كرديد، و ما را به ياري خود خوانديد، ما دعوت شما را پذيرفتيم و شما به‌سوي بيعت ما مانند مگس، شتاب گرفتيد! اكنون كه به‌سوي شما آمديم مانند پروانه سبك فرو ريختيد، و به‌سوي شرّ و بدي رو كرديد و شمشيرهاي دشمنان ما را به روي ما كشيديد بي‌آنكه آنها عدل و دادي در ميان شما فاش كنند، و از ما گناهي نسبت به شما صادر شده باشد. آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ستم‌كاران است!».

پس بر آن مردم غدار با شمشيرِ از نيام‌كشيده حمله مي‌كرد و مي‏فرمود:

«من فرزند علی آن مرد عالم صالح هستم از آل هاشم و در مقام مفاخره، این افتخار برای من بس است».

 

او همواره جهاد مي‏كرد تا بسياري از شجاعان سپاه كوفه را به خاك هلاكت انداخت و در درياي جنگ فرو مي‏رفت و از مرگ، انديشه نمي‏كرد.[2]

ابن ابي‌الحديد مي‏نويسد: كيست در شجاعت مانند ‌حسين بن علی‘ كه در ميدان كربلا گفتند: ما شجاع‌تر از او كسي را نديديم درحالي‌كه انبوه مردم بر او حمله‌ور شده، و از برادران، اهل و ياران جدا شده باشد، مانند شير رزمنده، سواران را درهم مي‏شكست و چه گمان مي‏بري به مردي كه راضي به پستي نشد، و دست در دست آنها نگذارد تا كشته شد.[3]

 

 

[1]. شبراوی، الاتحاف، ص60 – 61؛ نیز ر.ک: طبرسي، الاحتجاج، ج2، ص24؛ ابن‌طلحه شافعي، مطالب‌السؤول، ص383 (با اختلاف در تعابیر).

1. شبراوی، الاتحاف، ص61.

2. ابن ابي‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج15، ص274 ـ 275.

نويسنده: