وریز وجوهات
روز سه شنبه 13 صفر المظفر 1440 (مطابق با اول آبان 1397) اعضای محترم شورای عالی حوزه‌های علمیه با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، با ایشان، دیدار کرده و از توصیه‌های معظّم له بهره‌مند شدند. در ابتدای این...
چهارشنبه: 23/آبا/1397 (الأربعاء: 5/ربيع الأول/1440)

صبر در جهاد

صبر در جهاد اين است كه مجاهد راه خدا به‌واسطة ايجاد جراحات و زخم اسلحه، پشت به ميدان نكند و از زخم‌هاي كاري، پريشان‌خاطر نشود و روحيه‏اش از يورش و حمله دسته‌جمعي قواي مسلّح دشمن ضعيف نگردد.

يكي از علل فتوحات مسلمانان در صدر اسلام اين بود كه مسلمين

 

براي كسب ثواب و فوز به قرب‌ خدا در ميدان‌هاي نبرد، آسوده‌خاطر و با اطمينان، صابرانه جهاد مي‏كردند. قرآن اين مردم را مدح نموده، و از صبر آنان تمجيد كرده است:

﴿وَالصَّابِرينَ فِي الْبَأسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ﴾.[1]

و در آيه‌اي ديگر مي‏فرمايد:

﴿كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ‌اللّٰهِ وَاللّٰهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾.[2]

اين افتخار، در ميدان‌هاي جهاد اسلامي در درجه نخست، نصيب علي‌(علیه‌السلام) و خاندان پاكش بود. آنان در هيچ‌يك از جنگ‌ها، از جهاد، روي نگرداندند. علي‌‏‌(علیه‌السلام) در جنگ بدر، حنين، احزاب و غزوات ديگر شركت داشت. او در نهايت صبر و تحمّل، ثابت‌قدم بود به‌طوري‌كه در جنگ اُحد، نود جراحت بر بدنش وارد شد امّا همچنان مي‌جنگيد و از پيغمبر و اسلام مردانه و صادقانه دفاع مي‌نمود.[3] برادر آن حضرت، جعفر بن ابي‌طالب در جنگ موته بيش از هفتاد زخم شمشير و نيزه بر بدنش وارد شد.[4] آن مجاهد راه خدا، پرچم اسلام را نگاه داشت تا

 

دست‌هايش را قطع كردند و همچنان ثبات ورزيد تا او را برحسب بعضي تواريخ، به دو نيمه ساختند.[5]

امام‌حسين‌(علیه‌السلام) به روايت ابن‌اثيرجزری[6] و مسعودي[7] و نقل عقّاد[8]، سي‌وسه طعن نيزه و سي‌وچهار زخم شمشير و خنجر برداشت كه اين شصت‌وهفت زخم به غير از زخم تيرها بود.

عقّاد نقل مي‌كند: مجموع جراحاتي كه اثر آن در لباس امام‌حسين‌(علیه‌السلام) هويدا بود، صدوبيست جراحت بود؛[9] حتّي از بعضي روايات استفاده مي‏شود كه مجموع جراحات وارده از شمشير، تير، نيزه و سنگ بر آن بدن عزيز خدا بيش از سيصدوده جراحت بوده است و تمام اين زخم‌ها از پيش رو و سينه مطهّر بر آن حضرت رسيده بود.[10]

امام‌حسين‌(علیه‌السلام) با اين كثرت جراحات، باز هم جنگ مي‏كرد و رجز مي‏خواند و تا ممكن بود سواره و سپس پياده به سپاه دشمن مردانه حمله مي‌كرد؛ حتّي آن‌وقتي كه بر زمين مي‌افتاد با كمك شمشير برمي‏خاست و آن مردمي كه ننگ عالم انسانيت شدند را از خود دور مي‌‏گرداند و دفاع مي‏كرد و صبر مي‌نمود.

 


[1]. بقره، 177. «در برابر سختي‌ها و زيان‌ها و هنگام جنگ استقامت می‌ورزند».

[2]. بقره، 249. «چه بسيار‌گروه‌هاي‌ کوچک که به خواست ‌خدا، بر گروهاي بزرگ‌ پيروز‌ شدند و خداوند با صابران‌ است». 

[3]. قمي، تفسير، ج1، ص116؛ مجلسي، بحارالانوار؛ ج20، ص54؛ ج108، ص279.

[4]. ابن‌کثير، البداية و النهايه، ج4، ص279 ـ 280.

[5]. ابن‌هشام، السيرةالنبويه، ج3، ص833؛ ابن‌کثیر، السیرةالنبویه، ج3، ص462 – 464.

[6]. ابن‌اثيرجزري، الکامل‌ فی ‌التاریخ، ج4، ص79.

[7]. مسعودي‌، مروج‌الذهب، ج3، ص62.

[8]. عقّاد، ابوالشهداء، ص250.

[9]. عقّاد، ابوالشهداء، ص250.

[10]. معتمد‌الدوله، قمقام زخّار، ج2، ص468؛ عقّاد، ابوالشهداء، ص188.

نويسنده: 
کليد واژه: