وریز وجوهات
حلم و صلح احیاگر دین نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌الوارف شخصيّت والاي حضرت امام حسن مجتبي عليه‌السلام   شخصيّت والاي حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام آن پيشواي عاليقدر، بسيار عظيم‌تر از آن است كه امثال حقير بتوانيم...
پنجشنبه: 2/خرد/1398 (الخميس: 18/رمضان/1440)

مصيبت اول

آن‌وقتي که هر دو دست مبارک ابي‌الفضل العباس قطع شده بود و تير کين بر ديده حقّ‌بينش نشسته و بدن اطهرش مانند خانه زنبور از کثرت زخم سنان و تير، سوراخ‌سوراخ گشته و آبي که براي اطفال حمل مي‌نمود بر زمين ريخته بود: آيِساً مِنَ الحَيَاةِ وَقَرِيباً إِلَى الْمَمَاةِ بود که ملعوني با عمودي از آهن رسيد.

 چون ديد، عباس، دستي ندارد و توانایي دفاع در وجود مبارکش نيست، از خدا و رسول شرم نکرده و بر مظلومي آن جناب ترحّم ننمود و چنان عمود را ـ به قوّت هرچه تمام‌تر ـ بر فرق مبارکش زد که مغز سرش بر شانه مبارک ريخت.

 

چو دشت بلا از غمش تار شد
ور افتاد با سينه چاک‌چاک
 

 

کشيد آه و از زين نگون‌سار شد
به‌ سر باد خاکم، ز زين روي خاک
 

 

نَادَی: يَا أَخَاه! أَدْرِكْ أَخَاكَ الْعَبَّاسَ. چون امام‌حسين(ع)ناله برادر را شنيد: آهي از جگر کشيد و فرياد برآورد: «اَلْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِي وَانْقَطَعَ رَجَائِي وَقَلَّتْ حِيلَتِي». وَأَتَی زَيْنَبُ، فَنَادَتْ: «وَاعَبَّاسَاهُ!».[1]

 

[1]. مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص42.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: