وریز وجوهات
ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ذﮐﺮ ﺗﻮ آراﺳﺘﻦ ﻣﺮاد اين است * ﮐﻪ ﭘﯿﺶ اهل هنر ﻣﻨﺼﺒﻲ ﺑﻮد ﻣﺎ را و ﮔﺮ ﻧﻪ ﻣﻨﻘﺒﺖ آﻓﺘﺎب ﻣﻌﻠﻮم است * ﭼﻪ ﺣﺎﺟﺘﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺸّﺎطه روي زﻳﺒﺎ را سخن گفتن از شخصيت با عظمت و والايي که از سوي مسلمان و غيرمسلمان, صدها هزار کتاب و خطابه و مقاله و قصيده و رساله...
دوشنبه: 19/آذر/1397 (الاثنين: 1/ربيع الثاني/1440)

مصيبت چهارم

وقتي که امام‌حسين(ع)، پسر ناکام خود را ديد که با بدن پاره‌پاره و فرق شکافته و لب‌هاي خشکيده در ميان خاک و خون افتاده و مشغول جان‌دادن است، بي‌اختيار چنان صيحه برکشيد و فريادي برآورد که دوست و دشمن به حال او گريستند.

پس خود را از اسب در انداخت وَوَضَعَ خَدَّهُ عَلَی خَدِّه؛ از شدّت بي‌تابي، روي مبارک بر عارض چون ماه علي گذاشت و شمس و قمر را به هم تلاقي داد. راوي مي‌گويد: طولي نکشيد که امام‌حسين‌(علیه‌السلام) روي خود را برداشت و خون فرق علي بر روي مبارکش جاري بود؛

يقين شد صافي آن‌سان حالت شاه
 

 

که اشکش شد بماهي آه بر ماه
 

 
موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: