وریز وجوهات
ز آن شخصيت عظيم كه بعد از رسول خدا صلّي‌‎الله عليه و آله اشرف كلمات الهيّه، اكبر آيات ربّانيه، ادلّ دلايل جامعه، اتمّ براهين ساطعه، وسايل كافيه و مظهر العجايب و معدن الغرايب است و مالك كلّ عظمت‌هاي انسان مافوق و برتر و خليفة ‎الله بر حق است و دوستي...
دوشنبه: 3 / 07 / 1396 ( )

مصيبت ششم

آن‌وقتي که بدن مبارک علي‌ بن الحسين‌‘ از کثرت زخم و سيلان خون، سستي گرفته بود. ملعوني فرصتي به ‌دست آورد. شمشيري بر فرق همايونش فرود آورد که به آن ضربت، زخمي گران يافت و ساير لشکر جری شدند؛ از چهار طرف او را هدف و نشانة‌ تير و شمشير ساختند، چنان‌که يک‌باره توانایي از علي برفت. ناچار دست در گردن اسب درآورد و فرو خفت، عنان اسب را رها کرد، اسب از اين‌سوي و آن‌سوي مي‌تاخت و به هر سواري که مي‌رسيد، زخمي بر بدن مبارکش مي‌زدند. فَقَطَّعُوهُ بِسُيُوفِهِمْ إِرْباً إِرْباً؛ بدن مطهّرش را با شمشير، قطعه‌قطعه و پاره‌پاره کردند. پس از اسب افتاد؛ فَنَادَی: يَا أَبَتَاه! هَذَا جَدِّي رَسُولُ اللهِ قَد سَقَانِي بِکَأْسِهِ الْأَوْفَى.

چون امام‌حسين‌(علیه‌السلام) بانگ فرزند ناکام را شنيد، صيحه از پردة جگر برکشيد و فرمود: «قَتَلَ اللهُ قَوْماً قَتَلُوكَ»؛[1]

گفت: اي جان پدر روحي فداک

 

باد بر دنيا پس از مرگ تو خاک

 
 

[1]. مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص44؛ بحراني اصفهاني، عوالم‌العلوم، ص286 ـ 287.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: