وریز وجوهات
شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست. * شب قدر، شب آزادی بشر شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و...
دوشنبه: 4/تير/1397 (الاثنين: 11/شوال/1439)

مصيبت نهم

اگر در صحراي کربلا، هيچ زخمي به بدن مطهّر امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) نمي‌رسيد و سر مبارکش را از بدن اطهرش جدا نمي‌کردند، فقط آن تيري که بر قلب مبارکش آمد، در شهادت آن‌ جناب کافي بود؛ آن‌وقتي که بوالحتوف ملعون تيري از کمان رها کرد و بر پيشاني مبارکش نشست و به روايتي، سنگي چنان بر پيشاني مبارکش زد که درهم شکست.

 

ز کف، سنگين‌دلي، سنگي رها کرد
 

 

 

به پيشاني وجه‌الله جا کرد
 

چو پيشاني وجه‌الله بشکست
[

 

 

به عين‌الله، خون، راه نظر بست
 

پر از خون گشت روي شاه اطهر
 

 

 

چو در روز اُحُد روي پيمبر
 

     
 

خون بر روي و موي مبارکش جاري شد. براي آنکه خون از چهرة پاک خود پاک نمايد، دامن زره به يک‌سو کرد و پيراهن خود را بر کشيد، قلب مبارکش چون آفتاب درخشان ظاهر گشت؛ فَأَتَاهُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثَةُ شُعَبٍ؛[1]

چو دامان کرد بالا، شد نمايان
يکي تيري سه‌پَر از شصت بدخواه
چو آن تير از قفايش سر به ‌در کرد
ندانم رفت چون بر شاه مظلوم
چرا صافي نشد زين درد و ماتم
 

 

دل پر نور، يعني عرش رحمن
رها گشت و نشست اندر دل شاه

 

دل پاک پيمبر را خبر کرد
دل نازک کجا و تير مسموم
بسيط خاک، جاي چرخ اعظم؟
 

 

[1]. ابن‌طاووس، اللهوف، ص71؛ امين عاملي، اعيان‌الشيعه، ج1، ص610؛ همو، لواعج‌الاشجان، ص187.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: