وریز وجوهات
حركت از عرفات به سوي مزدلفه و مشعرالحرام از هنگام غروب، اين جمعيّت مثل مور و ملخ براي رفتن به مزدلفه به جنبش و حركت مي‎آيند. ده‌ها هزار چادر كه در اين صحرا زده شده است به زودي برداشته مي‎شود، و اگر اندكي انسان از خودش غافل شود در بين جمعيت گم مي‎...
دوشنبه: 3 / 07 / 1396 ( )

مصيبت دهم

يکي از مصائب بزرگ امام‌حسين×، وداع آخرين او با اهل‌بيت طاهره است. درست تصوّر فرما که حالت آن ‌حضرت و اهل‌بيت او در آن حال چگونه و چه بوده، درصورتي‌که مي‌دانستند ديگر آن ‌حضرت را نخواهند ديد مگر با سر بريده و تن در خاک و خون آغشته؛ نه ياري، نه مددکاري، همه غريب و بي‌کس و بي‌يار و يک بيابان دشمن قسّي‌القلب بي‌رحم.

قَالَتْ سَکِينَةُ: يَا أَبَتَاه! اِسْتَسْلَمْتَ لِلْمَوْتِ؛ سکينه عرض کرد: اي پدر بزرگوار! آيا تن به مرگ در داده‌اي؟

فرمود:

«کَيْفَ لَا يَسْتَسْلِمُ (لِلْمَوْتِ) مَنْ لَا نَاصِرَ لَهُ وَلَا مُعِينَ»؛[1]

«چگونه تن به مرگ در ندهد کسي که يار و ياوري ندارد؟».

 

سکينه بر سر زد و بَناي ناله و نوحه را گذاشت.

امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) فرمود:

لَا تُحْرِقِي قَلْبِي بِدَمْعِكَ حَسْرَةً
فَإِذَا قُتِلْتُ فَأَنْتِ أَوْلَى بِالَّذِي

 

 

مَادَامَ مِنِّي الرُّوحُ فِي جُثْمَانِي
تَأْتِينَهُ يَا خَيْرَةَ النِّسْوَانِ
[2]
 

 
 

[1]. مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص47.

[2]. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابي‌طالب، ج4، ص109ـ110.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: