وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ و أَكْثِرُوا  الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏   دلـم ز هجـر تو ای یار خـوب رو...
دوشنبه: 18/فرو/1399 (الاثنين: 12/شعبان/1441)

5.  اصالت مهدويت

از جهت ابتناى آن بر آيات قرآن كريم

در قرآن مجيد آيات متعدّدى است كه دلالت دارند بر پيروزى، فلاح حزب‌الله و غلبه سپاه خدا.

مانند اين آيات:

﴿فَإِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْغَالِبونَ﴾؛[1]

«همانا حزب خدا پيروزمند است».

﴿أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾؛[2]

«همانا حزب خدا رستگار است».

﴿وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ﴾؛[3]

«همانا سپاه ما پيروزند».

 

چنان‌كه آياتى نيز دلالت دارند بر اينكه خدا پيامبران و مؤمنان را يارى مى‌نمايد، مثل اين آيات:

﴿وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ﴾؛[4]

«همانا عهد ما درباره بندگانى كه به رسالت فرستاديم سبقت گرفته است كه البته آنها بر كافران فتح و پيروزى يابند».

﴿إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾؛[5]

«ما البته رسولان خود و اهل ايمان را در دنيا يارى مى‌دهيم و روز قيامت هم كه گواهان به شهادت برخيزند، به مقامات بهشتى پاداش مى‌دهيم».

بديهى است اين يارى و پيروزى شامل موارد جزئى هم مى‌شود؛ مثل مواقف و مشاهد بسيارى كه خداى تعالى پيغمبر اسلام‌(ص) را نصرت عطا فرمود، چنان‌كه شامل پيروزى به حجّت و برهان و دليل و بيان نيز مى‌گردد؛ امّا معلوم است كه مناسب كمال امتنان و لطف خدا، پيروزى و نصرت مطلق است كه در زمينه وجود شرايط انجام خواهد شد.

 

پيروزى‌هاى جزئى و محدود نيز در زمينه وجود شرايط حاصل مى‌شود و بالاخره فرد اكمل و مصداق اتم پيروزى و نصرت، پيروزى و نصرت مطلق بر همه كفّار و جنود ابليسى است كه نه حدّ زمانى آن را به پايانى محدود سازد و نه حدّ زمينى و جغرافيايى آن را مختصّ به يك منطقه نمايد.

برطبق اين آيات، در مقابله اهل حقّ با اهل باطل، غلبه نهايى بايد با اهل حقّ باشد و به‌طور كامل مشمول نصرت الهى شوند.

آياتى نيز دلالت دارند بر اينكه حقّ پايدار و باقى است و باطل از ميان رفتنى است؛ مانند آيه 17 سوره رعد كه در آن باطل را به كفِ روى آب و حقّ را به آب و باران‌هاى سودمند تشبيه كرده است و در سوره انفال مى‌فرمايد:

﴿وَيُرِيدُ اللّٰهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ﴾؛[6]

«خداى تعالى اراده كرده است كه حقّ را به كلمات خود، حقّ نمايد (آن را اظهار و اعلام و اثبات نمايد) و دنباله كافران را قطع فرمايد».

 

آياتى نيز دلالت دارند بر اينكه اراده الهى به اين تعلّق گرفته و سنّتش بر اين قرار يافته است كه مستضعفان پيشوايان و وارثان زمين شوند و مستكبران و طاغوتيان نابود گردند.

مثل اين دو آيه:

﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ * وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأََرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ﴾؛[7]

«و ما اراده كرديم كه بر مستضعفين در آن سرزمين منّت گذارده و آنها را پيشوايان خلق قرار دهيم و وارث ملك و جاه فرعونيان گردانيم و در زمين به آنها قدرت و تمكين بخشيم و به چشم فرعون و هامان و لشكريانشان و آنچه را كه از آن ترسان بودند، بنمايانيم».

بديهى است اين اراده خدا عام بوده و اختصاص به قوم بنى‌اسرائيل كه مستضعف شدند و فرعون و هامان كه آنان را استضعاف كرده بودند، ندارد؛ بلكه همه مستضعفان مشمول اين عنايت الهى هستند و اين سنّت خداست، لذا از حضرت اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه روايت شده است كه فرمود:

 

«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا. وَتَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ: ﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ... ﴾»؛[8]

«دنيا بعد از خوددارى و تمكين نداشتنش از ما، منقاد و مطيع و راه ما خواهد شد؛ مانند ناقه سركش كه نسبت به بچّه خود پذيرايى و عطوفت دارد.

سپس اين آيه را تلاوت فرمود:

﴿ وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴾».[9]

بديهى است اين فرمايش به ظهور حضرت مهدى‌(علیه‌السلام) اشاره دارد.

بعضى آيات نيز دلالت دارند بر اينكه خلافت ارض به مؤمنين و كسانى كه اعمال صالح دارند، خواهد رسيد و دينشان كه خدا براى آنها پسنديده است، در زمين استقرار خواهد يافت و بيم و ترسشان به امن و استراحت خاطر تبديل خواهد شد.

مثل اين آيه:

﴿وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن
 
قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِىݭݭݭݪݔ شَيْئاً﴾.[10]

و آياتى نيز متضمّن اين بشارت هستند كه اسلام بر ساير اديان از جهت مايه و دستور و اصول و فروع و احكام و نظامات، به‌حكم ﴿الْيَوْمَ أكْمَلْتُ لكُم دِينَكُم) كامل است، از جهت اجرا و عمل و گسترش يافتن در تمام جهان نيز كامل خواهد گشت و خدا آن را اتمام خواهد فرمود، مانند اين آيات:

﴿يُرِيدُونَ أݩݩݧَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللّٰهِ بِأݩݩَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّٰهُ إِلَّا أَنْ يُتِمݩݦݩّݩݩَ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَىݥ الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾؛[11]

«كافران مى‌خواهند نور خدا را با نفس تيره خود خاموش كنند و خدا نگذارد تا آنكه نور خدا را به حدّ اعلاى كمال رساند هرچند كافران ناراضى باشند * اوست خدايى كه رسولش را با دين حقّ به هدايت خلق فرستاد تا آن را بر همه اديان عالم برترى دهد، هرچند كافران و مشركان ناراضى باشند».

﴿هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدِينِ الْحَقِّ
 
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللّٰهِ شَهِيداً﴾؛[12]

«او خدايى است كه رسول خود را با قرآن و دين حقّ فرستاد تا او را بر همه اديان دنيا غالب گرداند و بر حقيقت اين سخن، گواهى خدا كافى است».

﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ...﴾؛[13]

«كافران مى‌خواهند تا نور خدا را با گفتار باطل و طعن مسخره خاموش كنند؛ امّا خدا نور خود را تمام و كامل خواهد كرد هرچند كافران خوش ندارند * اوست خدايى كه رسولش را (براى هدايت مردم و ابلاغ دين) فرستاد...».

اين آيات و آيات متعدّد ديگر علاوه بر آنكه بر استقرار دين خدا در سراسر زمين و آينده درخشان عالم دلالت دارند، برحسب معتبرترين مدارك و تفاسير و احاديث، به تحوّل بى‌سابقه و بى‌نظير و انقلابى كه به رهبرى و قيام حضرت مهدى اهل‌بيت و امام منتظر و موعود انجام خواهد گرفت، تفسير شده است. تعداد زيادى از اين احاديث در كتاب‌هاى اهل‌سنّت روايت شده، مثل كتاب شواهدالتنزيل حاكم حسكانى كه در آن

 

دويست‌وده آيه از آياتى را كه در شأن اهل‌بيت(ع) نازل شده جمع‌آورى كرده و متجاوز از هزاروصدوشصت روايت در رابطه با اين موضوع روايت نموده است.[14]

و ازجمله محدّثين نامدار و علماى بزرگ، سيّد هاشم بحرانى در جمع‌آورى آياتى كه مربوط به حضرت مهدى‌(علیه‌السلام) است كتابى به نام المحجّة فيما نزل في القائم الحجّة تأليف كرده است. وى در اين كتاب متجاوز از يك صد آيه را با احاديثى كه در تفسير هريك وارد شده، ذكر فرموده است.

بنابراين اصالت قرآنى عقيده به مهدويت نيز باتوجّه‌به اين آيات و دقّت در مضامين آنها و كتاب‌هاى تفسير و احاديثى كه در تفسير اين آيات وارد شده، ثابت و غيرقابل‌انكار است.

اى از درت بهشت برين كمتر آيتى

                        كوثر ز خاك مقدم پاكت روايتى

والشّمس ز آفتاب جمال تو پرتوى

            و اللّيل از سياهى مويت كنايتى

اعجاز موسوى ز كمال تو شمّه‌اى

 

            انفاس عيسوى ز لبان تو آيتى

اى عدل ايزدى، فكن از رخ حجاب را

            كز عدل و داد نيست اثر جز حكايتى

چشم اميد ما به تو اى رحمت خداست

            بر بندگان خاك درت كن عنايتى

ماييم و ظلّ رايت لطف عميم تو

                فردا كه هركسى برود زير رايتى

گر عاجزم ز مدح تو هرگز شگفت نيست

                  من ذرّه و تو مهر سپهر هدايتى[1]

 

[1]. اشعار از مرحوم والد(قدس‌سره) است.


[1]. مائده، 56.

[2]. مجادله، 22.

[3]. صافات، 173.

[4]. صافات، 171 - 172.

[5]. مؤمن، 51.

[6]. انفال، 7.

[7]. قصص، 5 - 6.

[8]. نهج البلاغه، حکمت209 (ج4، ص47).

[9]. قصص، 5.  

[10]. نور، 55.

[11]. توبه، 32 - 33.

[12]. فتح، 28.

[13]. صف، 8 - 9.

[14]. اين كتاب اخيراً به همّت و تحقيق و تعليق يكى از علماى اعلام در بيروت به طبع رسيد. ر.ک: حاکم حسکانی، شواهد‌التنزیل.

موضوع: 
نويسنده: