وریز وجوهات
حركت از عرفات به سوي مزدلفه و مشعرالحرام از هنگام غروب، اين جمعيّت مثل مور و ملخ براي رفتن به مزدلفه به جنبش و حركت مي‎آيند. ده‌ها هزار چادر كه در اين صحرا زده شده است به زودي برداشته مي‎شود، و اگر اندكي انسان از خودش غافل شود در بين جمعيت گم مي‎...
پنج‌شنبه: 21 / 09 / 2017 ( )

نقش مهدويت

از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه مهدويت نيز مانند ساير عقايد اسلامى نقش عملى خود را داشته و اگر تأثير آن از ساير عقايد اسلامى بيشتر نبوده، كمتر نمى‌باشد.

مهدويت نقش موجودیت اسلام را در عمل حفظ كرده و از اينكه بر مسلمانان يأس و نااميدى مسلط شود، جلوگيرى مى‌كند و ضامن بقاى نقش عملى اسلام است. اين نهاد اسلامى هميشه نقش اسلام را بيشتر در عمل خواهان بوده و مسلمانان را به پياده‌شدن نقش اساسى و كلّى اسلام اميدوار ساخته و برخلاف آنان‌كه نقش اسلام را پايان‌يافته گرفته‌اند، مهدويت آن را همچنان در آغاز كار و در بين راه مى‌داند و اسلام را بيش از آنكه دين چهارده قرن پيش باشد، دين

 

حال و دين آينده و قرن‌هاى بعد و چهارده‌ها قرن بعد هم اگر جهان ادامه يابد، مى‌داند.

پس نقش عملى مهدويت در پاسدارى از اسلام و نقش عملى اسلام موجود و گسترش و توسعه آن بسيار حسّاس و قابل‌توجّه است و اين انديشه و عقيده‌اى است كه مسلمان را از اينكه عمر اسلام را تمام بداند و تسليم كفّار و مكتب‌هاى الحاد و كفر شود، يا جهان را از اسلام بى‌نياز بشمارد، مصونيت مى‌بخشد.

عقيده مهدويت با ابعاد ممتاز و سازنده‌اى كه دارد، سنگر روحى و عقيدتى مقاومت مسلمانان بوده و هست.

ايمان مسلمانان به اينكه اين دين بايد پيش برود و جهان‌گير شود و دنيا را به زير پرچم توحيد درآورد، آنها را در برابر امواج حوادث ثبات بخشيد و در مقابل دشمنان پايدارى و استقامت داد و همان‌گونه كه مسلمانان صدر اسلام گوشه‌گيرى و انزوا و ترك مداخله در امور را شعار خود نساختند و اين ايمان به آينده مشوّق و محرّك آنها به جهاد و تلاش بيشتر بود، امروز و در عصر حاضر و در آينده نيز اين عقيده، اين بركات را دارد كه توانست انقلابى مثل انقلاب اسلامى ايران را پى‌ريزى و رهبرى نمايد.

عقيده مهدويت، محتوايش عقيده به بقاى اسلام است و اينكه اين دين مانند كوه و زمين و آسمان استوار است و در برابر حوادث پايدار.

 

اين عقيده، محتوايش اين است كه آينده براى اين دين است و آخرين اَبرمرد كه خلاصه دودمان رسالت است، مروّج و زنده‌كننده آن است.

اين عقيده علاوه بر آنكه خود اصالت دارد، به معتقداتش نيز اصالت مى‌دهد و تلاش و كوشش و تعهّد مى‌بخشد. هرکس اين عقيده را در ترك امر به معروف و نهى از منكر و تعهّداتى كه در برابر خدا و پيغمبر‌(ص) و حضرت صاحب‌الامر‌(علیه‌السلام) و امّت دارد، عذر و بهانه خود قرار دهد، گمراه است. هرگز نمى‌توان اين عقيده را به نقش منفى در عمل متّهم ساخت. اگر عقيده به عدل و عقيده به نظام، نقش منفى در عمل دارد؛ يعنى موجب ظلم و بى‌نظمى مى‌شود، عقيده مهدويت نيز نقش منفى دارد، مگر اينكه منكر هرگونه رابطه بين علّت و معلول شويم كه با اين انكار تأثير و نقش منفى آن نيز سخنى بى‌محتوا و غيرمنطقى مى‌باشد.

بالأخره ما هرچه مى‌انديشيم، هيچ رابطه‌اى بين اين عقيده و ترك تكاليف و مسئوليت‌ها نمى‌بينيم و از روز اوّل تا حال هم برداشت مسلمانان و شيعيان از اين عقيده، نسخ موقّت دين و تكاليف دينى نبوده است.

اين موضع‌گيرى‌هاى شيعه و اين اشعار پر از شور و حماسه آنها و اين انقلاباتى كه رهبران و علماى شيعه برپا كردند و مجاهدات آنها، همه اين اتهام را ردّ مى‌كند.

 

به نظر من اصل اين تبليغ از ناحيه سه گروه است:

گروه نخست: آنان‌كه به‌طوركلّى با اسلام دشمنى دارند و از هر راه كه بتوانند به هريك از اصول و فروع آن ضربه‌اى بزنند، خوددارى نمى‌نمايند.

اينان كه اكثراً عمّال تبشير و مزدوران شرق يا غرب مى‌باشند، در پى اين هستند كه از هر راه بتوانند در عقايد مسلمانان رخنه كرده و ذهن آنها را نسبت به مبانى اسلامى مشوّش و منحرف سازند.

گروه دوم: كسانى مى‌باشند كه به نقش بعضى عقايد، مثل خاتميت دين و مهدويت و محتواى آن كه آينده براى اين دين است، پى برده و مى‌دانند اين عقايد، مسلمان‌ها را در برخورد با تبليغات مسموم موضع مى‌دهد و مانند نقطه مرزى است كه فتح نقاط ديگر بدون فتح آن امكان‌پذير نيست، لذا به اين نقطه‌ها حمله مى‌كنند تا بلكه عقايد را نسبت به آن متزلزل سازند و حمله به داخل را شروع كنند.

گروه سوم: آنان‌كه موضع عقيده به مهدويت را در عقايد شيعه و نظام امامت و نقش ولايت و رهبرى فقها را در عصر غيبت مى‌دانند و آن را با حكومت‌هاى طاغوتى و استبداد و رژيم‌هاى ديگر معارض مى‌بينند. اين عقيده در تمام اعصار و ادوار شيعه را در موضع نفى و ردّ هر نظام غيرشرعى قرار مى‌دهد.

 

بعد از اعلام جهاد توسط مرجع بزرگ «سيد محمّد مجاهد» عليه حكومت روسيه و پس از واقعه «گريبايدف» كه به رهبرى فقيه بزرگ تهران «آقا ميرزا مسيح» صورت گرفت، روس‌ها در مقام تضعيف نفوذ عقيده به مهدويت برآمدند و دستگاه جاسوسى آنها در ايران و عراق به‌طور محرمانه مشغول كار شد و در ظاهر هم سلاطين قاجار مثل محمّدشاه و دست‌نشانده‌هاى دربارى خود را به توهين به موضع علما و جلوگيرى از گسترش نفوذ روحانيت واداشتند كه كنسول‌گرى روسيه در شهرهايى مثل اصفهان، محل تحصّن و تمركز مزدوران روسيه و كسانى كه عليه روحانيت و نظام تشيّع فعّاليت داشتند، بود و در عصر ناصرالدين‌شاه به تحريك سفارت روس، جمعى از علماى مشهور و مبارز مثل «مرحوم آقا نجفى اصفهانى» مكرّر به تهران احضار يا تبعيد شدند.

درضمن از سوى روسيه قلم‌هاى مزدورى نيز بسيج شدند تا آنچه را حكومت وقت روس مى‌خواست با قلم‌هاى مسموم به مردم تزريق نمايند.

پس از واقعه تحريم تنباكو و شكست تاريخى استعمار انگليس با يك سطر ابلاغيه مرجع شيعه آيت‌الله ميرزاى شيرازى، قدرت نفوذ عقيده به مهدويت و ولايت نواب عام حضرت مهدى(علیه‌السلام)، عالم استعمار را سخت تكان داد و اين بار دولت مزوّر و حيله‌گر انگليس كه در نقشه‌كشى‌هاى ابليس در آن عصر شهرت يافته بود، وارد عمل

 

شد، تا به هر نحو ممكن سدّ را بشكند و نفوذ علما را از ميان بردارد و روحانيت و دين را از دنيا و سياست جدا سازد.

اين‌بار حملات و ضرباتى كه بر پيكر روحانيت وارد شد، اگر بر هر دژ ديگر و هر سازمانى وارد شده بود، آن را از ميان مى‌برد؛ ولى هوشيارى رهبران روحانى و آگاهى آنها و فداكارى‌هاى بى‌نظيرى كه از آنها ظاهر شد و قوّت عقيده مردم به مبدأ مهدويت، باز هم نقشه‌هاى دشمنان را بااينكه به ظاهر، موفّقيّت‌هاى بزرگ كسب كرده و تمام سازمان‌هاى دولتى و مطبوعات و رسانه‌هاى گروهى و وسايل تبليغى را تصرّف كرده بودند، نقش‌برآب كرد و اين مسئله اعتراض به مبدأ مهدويت و بهانه نقش منفى آن و همچنين متّهم‌كردن اكثريت به برداشت منفى از انتظار و حمله به مراسم جشن و چراغانى نيمه شعبان كه رضاخان مبتكر آن بود و با زور مى‌خواست آن را متروك سازد، همه از نتايج اين سياست‌هاى استعمارى است كه حتّى گاهى به‌عنوان دلسوزى و روشنفكرمآبانه طرح مى‌شود و افراد ناآگاه از حقايق جريان‌ها نيز مى‌پذيرند و آن گفته‌ها را بازگو مى‌نمايند.

ما اميدواريم با هوشيارى و آگاهى روزافزونى كه ملّت مسلمان، به‌خصوص شيعيان ايران و ساير نقاط دارند، اين‌گونه اشتباه‌كارى‌ها نتواند به حريم نهادهاى عقيدتى ما نزديك شود، چنان‌كه اميدواريم همگان مخصوصاً علما و گويندگان و نويسندگان متعهّد، حقايق مسائل

 

مذهبى را چنان تشريح نمايند كه جاى هيچ‌گونه برداشت غلط و سوء تفسير باقى نماند و اين نهاد الهى عقيده به مهدويت، در مسير اصلاح و انقلاب و ترقّى و تعالى و قطع وابستگى به بيگانگان مورد استفاده قرار بگيرد. ان‌شاء‌الله.

وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

9 شعبان‌المعظم 1400

لطف‌الله صافى گلپايگانى

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: