وریز وجوهات
پیام مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف به مناسبت ارتحال عالم ربّانی آیة ‌الله حاج آقا مرتضی اشرفی شاهرودی ره   بسم الله الرحمن الرحیم   إنّا لله و إنّا إلیه راجعون   حضرت آیة الله آقای...
جمعه: 30/شهر/1397 (الجمعة: 10/محرم/1440)

بخش سوم: بصیرت در دین

«اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَخْشَاكَ كَأَنِّي أَراكَ وَأَسْعِدْني بِتَقْوَیكَ وَلَا تُشْقِني بِمَعْصِيَتِكَ ... وَاجْعَلْ لي يا إِلَهي الدَّرَجةَ الْعُلْيا فِي الْآخِرَةِ وَالْاُولَی».[1]

دعا و خواندن خدا به اسما و صفات جمال و جلال، يكي از اركان عبوديّت و بندگي و توجّه به كمال و يكي از وسايل مهم ترقّي و سير معنوي و سفر به عالم ملكوت و لاهوت است و فاصله‎اي بين خواندن بنده و پاسخ خدا نيست، ولي بنده بايد خود را براي گرفتن جواب، آماده نمايد و بداند كه در چه مشهد عظيم و مقام اعلايي قرار مي‎گيرد و با گوش دل جواب خدا را بشنود و اگر از حال خود احساس كرد كه جواب نگرفته است بايد به اصلاح حال معنوي و اخلاقي خود بپردازد و موانع صدور جواب يا شنيدن جواب را رفع نمايد.

در مورد حاجات مادّي و دنيوي گاه ـ چنان‌كه از احاديث شريفه استفاده مي‎شود ـ سرعت اجابت، علامت استدراج و خذلان و تأخير

 

در اجابت و دادن حاجت، براي حضور بيشتر بنده در مشهد دعاست كه از اعظم مشاهد است.

ابن‌فهد حلی در كتاب عدّة‌الداعی از جابر بن عبدالله انصاري روايت كرده است كه:

قَالَ النَّبِيُّ(ص): «إِنَّ الْعَبْدَ لَيَدْعُو اللّٰهَ وَهُوَ يُحِبُّهُ فَيَقُولُ لِجَبْرَئِيلَ: اقْضِ‏ لِعَبْدِي‏ هَذَا حَاجَتَهُ وَأَخِّرْهَا فَإِنِّي أُحِبُّ أَنْ لَا أَزَالَ أَسْمَعُ صَوْتَهُ وَإِنَّ الْعَبْدَ لَيَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَهُوَ يُبْغِضُهُ فَيَقُولُ: يَا جَبْرَئِيلُ اقْضِ‏ لِعَبْدِي‏ هَذَا حَاجَتَهُ وَعَجِّلْهَا فَإِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ».[2]

رسول خدا‌(ص) فرمود: «بنده‎اي خدا را مي‎خواند درحالی‌که خدا او را دوست مي‎دارد، پس خدا به جبرئيل مي‎فرمايد: حاجت بنده‎ام را برآور و آن را به تأخير انداز؛ زيرا من مي‎خواهم همواره صداي او را بشنوم و بنده‎اي خداي عزّوجل را مي‎خواند درحالی‌که خدا او را دشمن مي‎دارد پس خدا به جبرئيل مي‎فرمايد: حاجت اين بنده‎ام را زودتر برآور؛ زيرا كراهت دارم صدايش را بشنوم».

چنان‌كه مي‎دانيم دعا گاه متضمّن درخواست و تقاضاي حاجتي از حوايج دنيا يا آخرت است، يا درخواست و حاجت در آن نيست و

 

فقط بنده به خواندن خدا و گفتن يا الله، يا رحمان، يا رحيم، يا خالق، يا رازق، يا قاضي‎الحاجات، يا كافي‌المهمّات، يا سميع، يا بصير و ساير اسماءالله الحسني اكتفا مي‎كند؛ هرچند در گفتن اين اذكار هم به‌ مناسبت حالي كه بنده دارد و اسمي را كه خدا را به آن ندا مي‎كند حاجتمندي و قبله دعاي او معلوم مي‎شود.

مثلاً بيمار و مريض «يا شافي» و «يا سلام» مي‎گويد. فقير «يا غنيّ» و جاهل «يا عليم» مي‎گويد. گناهكار «يا غفّار» و «يا توّاب» و «يا ستّار» مي‎گويد.

در اينجا هم اگرچه حاجت بر زبان آورده نمي‎شود ولي معلوم است كه بيماري كه «يا شافي» مي‎گويد، يا گمراهي كه خدا را به اسم «يا هادي» مي‎خواند حاجتشان شفا و هدايت است.

 

[1]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص342؛ مجلسی، زاد‌المعاد، ص176؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعاي عرفه امام‌حسين(علیه‌السلام). 

[2]. ابن‌فهد حلي، عدة‎الداعی، ص25.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: