وریز وجوهات
شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست. * شب قدر، شب آزادی بشر شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و...
يكشنبه: 3/تير/1397 (الأحد: 10/شوال/1439)

بخش سوم: بصیرت در دین

«اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَخْشَاكَ كَأَنِّي أَراكَ وَأَسْعِدْني بِتَقْوَیكَ وَلَا تُشْقِني بِمَعْصِيَتِكَ ... وَاجْعَلْ لي يا إِلَهي الدَّرَجةَ الْعُلْيا فِي الْآخِرَةِ وَالْاُولَی».[1]

دعا و خواندن خدا به اسما و صفات جمال و جلال، يكي از اركان عبوديّت و بندگي و توجّه به كمال و يكي از وسايل مهم ترقّي و سير معنوي و سفر به عالم ملكوت و لاهوت است و فاصله‎اي بين خواندن بنده و پاسخ خدا نيست، ولي بنده بايد خود را براي گرفتن جواب، آماده نمايد و بداند كه در چه مشهد عظيم و مقام اعلايي قرار مي‎گيرد و با گوش دل جواب خدا را بشنود و اگر از حال خود احساس كرد كه جواب نگرفته است بايد به اصلاح حال معنوي و اخلاقي خود بپردازد و موانع صدور جواب يا شنيدن جواب را رفع نمايد.

در مورد حاجات مادّي و دنيوي گاه ـ چنان‌كه از احاديث شريفه استفاده مي‎شود ـ سرعت اجابت، علامت استدراج و خذلان و تأخير

 

در اجابت و دادن حاجت، براي حضور بيشتر بنده در مشهد دعاست كه از اعظم مشاهد است.

ابن‌فهد حلی در كتاب عدّة‌الداعی از جابر بن عبدالله انصاري روايت كرده است كه:

قَالَ النَّبِيُّ(ص): «إِنَّ الْعَبْدَ لَيَدْعُو اللّٰهَ وَهُوَ يُحِبُّهُ فَيَقُولُ لِجَبْرَئِيلَ: اقْضِ‏ لِعَبْدِي‏ هَذَا حَاجَتَهُ وَأَخِّرْهَا فَإِنِّي أُحِبُّ أَنْ لَا أَزَالَ أَسْمَعُ صَوْتَهُ وَإِنَّ الْعَبْدَ لَيَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَهُوَ يُبْغِضُهُ فَيَقُولُ: يَا جَبْرَئِيلُ اقْضِ‏ لِعَبْدِي‏ هَذَا حَاجَتَهُ وَعَجِّلْهَا فَإِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ».[2]

رسول خدا‌(ص) فرمود: «بنده‎اي خدا را مي‎خواند درحالی‌که خدا او را دوست مي‎دارد، پس خدا به جبرئيل مي‎فرمايد: حاجت بنده‎ام را برآور و آن را به تأخير انداز؛ زيرا من مي‎خواهم همواره صداي او را بشنوم و بنده‎اي خداي عزّوجل را مي‎خواند درحالی‌که خدا او را دشمن مي‎دارد پس خدا به جبرئيل مي‎فرمايد: حاجت اين بنده‎ام را زودتر برآور؛ زيرا كراهت دارم صدايش را بشنوم».

چنان‌كه مي‎دانيم دعا گاه متضمّن درخواست و تقاضاي حاجتي از حوايج دنيا يا آخرت است، يا درخواست و حاجت در آن نيست و

 

فقط بنده به خواندن خدا و گفتن يا الله، يا رحمان، يا رحيم، يا خالق، يا رازق، يا قاضي‎الحاجات، يا كافي‌المهمّات، يا سميع، يا بصير و ساير اسماءالله الحسني اكتفا مي‎كند؛ هرچند در گفتن اين اذكار هم به‌ مناسبت حالي كه بنده دارد و اسمي را كه خدا را به آن ندا مي‎كند حاجتمندي و قبله دعاي او معلوم مي‎شود.

مثلاً بيمار و مريض «يا شافي» و «يا سلام» مي‎گويد. فقير «يا غنيّ» و جاهل «يا عليم» مي‎گويد. گناهكار «يا غفّار» و «يا توّاب» و «يا ستّار» مي‎گويد.

در اينجا هم اگرچه حاجت بر زبان آورده نمي‎شود ولي معلوم است كه بيماري كه «يا شافي» مي‎گويد، يا گمراهي كه خدا را به اسم «يا هادي» مي‎خواند حاجتشان شفا و هدايت است.

 

[1]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص342؛ مجلسی، زاد‌المعاد، ص176؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعاي عرفه امام‌حسين(علیه‌السلام). 

[2]. ابن‌فهد حلي، عدة‎الداعی، ص25.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: