وریز وجوهات
      در این دیدار حجت الاسلام آقای سید کلب جواد نقوی گزارشی از وضعیت شیعیان و حوزه های علمیه هندوستان محضر مرجع عالیقدر ارائه داد. معظم له نیز با ابراز خرسندی از فعالیت های ایشان برای توفیق روز افزون علمای هندوستان و رفع...
دوشنبه: 29/مرد/1397 (الاثنين: 8/ذو الحجة/1439)

اقسام دعا

دعاهايي كه مشتمل بر عرض حاجت‌ها و نيازهاست بر دو قسم‌اند:

قسم اول: مشتمل بر درخواست حاجت‌هاي مادّي و دنيوي است، مثل طول عمر، وسعت رزق، صحّت بدن، تندرستي و سلامتي در سفر، شفاي بيمار، بركت كسب‌وكار، موفّقيت در شغل و امنيّت و امور ديگر.

چنان‌كه مي‎دانيم بيشتر دعاهاي عامّه مردم از اين قسم است يعني خدا را مي‎خوانند براي اين حوايج جسمي و مادّي كه دارند و

 

گرايش آنها به دعا احساس ضعف خود و احتياج به ارتباط با قدرت قادر متعال و مددگرفتن از اوست كه اين خود از جهاتي مفيد، سودمند و موجب اميدواري به موفّقيت و پيشرفت و درعين‌حال جلب عنايات الهيّه و از عبادات است؛ چون مفهوم آن اعتراف به عجز و ناتواني بنده و فقر به خداوند متعال است و لذا بايد انسان همه‌چيز و هر نعمتي را از خدا بخواهد و خدا را در رسيدن به تمام نعمت‌ها مؤثّر بداند حتّي اگر وسايل ظاهري موفّقيت در امري و مقصدي ازهرجهت فراهم شده باشد بنده عارف، اهل بينش و بصيرت آن را از خدا مي‎خواهد؛ چون علاوه ‌بر آنكه فراهم‌شدن وسايل و اصل وسايل همه از خداست، بقاي آنها نيز تا حصول مقصود با عنايت خدا مي‎باشد.

بايد همه‌چيز را حتّي ـ چنان‌كه در بعضي اخبار است ـ نمك طعام را هم از خدا خواست[1] و اين برنامه‎اي است كه تأثير آن در كمال نفس، ترقّي و سير معنوي بسيار مؤثّر است.

مع‎ذلك در اين‌گونه موارد گاهي برخي به‌عنوان رضا به قضاي الهي و تسليم امر او زبان به دعا باز نمي‎كنند و ثمرات تحمّل بلا را بر دفع يا رفع آن برمي‎گزينند! و مانند حضرت سيّدالشّهدا‌(علیه‌السلام) كه در روز عاشورا هرگز خلاصي خود را از آن مصائب جانكاه كه مفهومش عدم

 

نيل به درجه رفيعه شهادتي بود كه آن‌همه آثار عاليه و بركات متعاليه در احياي دين اسلام و بقاي شرع داشت، طلب نكرد، بلكه برحسب روايات هرچه مصائب بيشتر بر او وارد مي‎شد چهره نورانيش بازتر و روشن‌تر مي‎شد و حالت رضايش ظاهرتر مي‎گشت.

بلي! گاهي حال، اقتضاي دعا دارد مثل نفرين بر ظالم؛ يعني اگر نفرين كند خلاف تسليم و رضا نيست ولي دعاكننده از بيم اينكه دعايش به داعي و غرض تشفّي قلب و انتقام‎گيري آلوده نشود، دعا نمي‎كند ولي ناله درونش تا عرش يار مي‎رسد.

و گاهي همين نفرين نيز از باب اينكه اظهار حقّ و اعلان بيزاري و تنفّر از ظالم و سبب هلاك او مي‎گردد لازم مي‎شود.

خلاصه برحسب موارد و حالات، مظاهر و صُوَر دعا متفاوت مي‎شود. چنان‌كه برحسب روايات نيز دعاهاي مناسب اين حالات از پيغمبر اكرم و ائمّه طاهرين(ع) ـ كه معلّمان الهي مكتب دعا هستند ـ رسيده است. اما اينكه بعضی متصوّفه مي‎گويند:

يک گُرُه دارم خبر از اوليا
خامُشند و ناله‎های زارشان
 

 

كه زبانشان بسته باشد از دعا
می‎رسد تا زير عرش يارشان
 

 

به‌طورمطلق، به‌طور يك روش دائمي، خلاف سيروسلوك شرعي و سيره رسول خدا‌(ص) و ائمّه معصومين(ع) است كه فقط بايد به آنها اقتدا و تأسّي كرد و از آنها كسب تعاليم اخلاقي و عبادي را نمود.

 

قسم دوّم: از دعاهاي مشتمل بر درخواست‌ها و رفع نيازمندي‌ها، دعاهايي است كه مربوط به كمال نفس، تعالي روح، امور معنوي، حصول معرفت، تقرّب به درگاه الهي، تكامل در عبوديّت و حسن ارتباط بنده با خدا و چيزهايي است كه هرچه در آنها انسان ترقّي و رشد داشته باشد، ارزش انساني او افزوده مي‎شود و وجهه خدايي و رحماني او را قوّت مي‎دهد و از حَضيض حُظوظ عالم حيواني به‌سوي اوج مرتبه ملكوتيّت و حقيقت انسانيّت و آدميّت پرواز مي‎نمايد.

لذّت اين دعا قابل توصيف نيست و تا انسان آن را درنيابد نمي‎فهمد. روح را قانع مي‎نمايد و آرام‌بخش دل و موجب صفا و روشني باطن و رفع تيرگي‌ها و تاريكي‌هاي قلب است.

وقتي انسان در مراتب و منازل اين دعا سير مي‎نمايد احساس مي‎كند كه آنچه را خواسته است به او عطا مي‎كنند و اجابت دعايش با دعايش هم‌زمان است. در اين دعا انسان تلاش مي‎كند كه چيزي نگويد و نخواهد جز آنچه ارتباط او را با صاحب اين عالم كه كمال مطلق است محكم‌تر سازد تا آنجا كه فقط منقطع به‌سوي او مي‎شود و براي او مي‎شود و در حال اين دعا هرچه مي‎بيند جمال و كمال است و هرچه درك مي‎كند حضور و وصال و هرچه دعا مي‎كند تمنّايش و عشقش به دعا بيشتر مي‎شود و از آن سير نمي‎شود.

 

در اين بخش از دعاي شريف كه ما آن را بخش سوم شمرده‎ايم، اين قسم اشرف و اعظم دعا را مي‎خوانيم و اگرچه صلاحيّت اين درخواست‌ها و گرفتن اين عطيّات را نداشته باشيم با همين دعا در واقع صلاحيّت و استعداد اين سؤال و قبول تقاضا را نيز مي‎طلبيم.

اموري كه از خدا مي‎خواهيم همه مربوط به كمال نفس، رشد فكر، قوّت ايمان و حيات اخروي و معنوي است؛ زيرا دعاكننده عرض مي‎كند:

«اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَخْشَاكَ كَأَنِّي أَرَاكَ».[2]
 

[1]. سرخسی، المبسوط، ج30، ص273؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج2، ص65.

[2]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص342؛ مجلسی، زاد‌المعاد، ص176؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعاي عرفه امام‌حسين(علیه‌السلام).

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: