وریز وجوهات
السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَئِمَّةَ الْهُدَى السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ التَّقْوَى السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الْحُجَجُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا ...   مجلس عزاداری سالروز تخریب حرم ائمه بقیع (ع). با حضور علماء، فضلا، هیئات مذهبی و...
يكشنبه: 3/تير/1397 (الأحد: 10/شوال/1439)

خشيت، خوف و فرق بين آنها

چنان‌كه بعضي گفته‎اند: خشيت و خوف اگرچه هر دو در فارسي به بيم و ترس ترجمه مي‎شوند، امّا خشيت از خدا مرتبه خاصّه‎اي از خوف است. چنان‌كه از اين آيه كريمه استفاده شود:

﴿إِنَّمَا يَخْشَى اللّٰهَ مِنْ‏ عِبادِهِ‏ الْعُلَمَاءُ[1]

اين خشيت براي علما و دانشمندان حاصل مي‎شود.

 

برحسب آنچه از خواجه نصيرالدّين طوسي[2] حكايت شده است آن، حالت و خوفي است كه براي علما هنگام درك عظمت و جلال الهي حاصل مي‎شود كه بديهي است داراي مراتب بسيار و متفاوت است.

ظاهر اين است كه ادراك اين عظمت به طبقه خاصّي از علما مثل علماي دين، اختصاص ندارد بلكه تمام دانشمندان و علماي علوم مختلف مثل علماي زمين‎شناسي، زيست‎شناسي، كيهان‎شناسي،

 

حيوان‎شناسي و انسان‎شناسي به انواع شعبي كه دارند و از علوم خود به قدرت، عظمت و جلال الهي پي‌برده و در درياي ژرف و اقيانوس‌هاي بيكران اين عظمت‌ها سير و غور مي‎نمايند را شامل مي‎شود و صدر آيه نيز بر اين عموم و شمول دلالت دارد.

اگرچه بايد در فرق بين خوف و خشيت به لغت و كتاب‌هايي كه در فروق‌اللغات نوشته شده مراجعه كرد كه در حال نگارش اين نوشته براي فقير دسترسي به آنها ميسّر نبود، ولي شايد اين دو فرقي كه ذكر مي‎كنيم مناسب با معناي ظاهري و عرفي آن دو باشد:

1ـ اينكه: خشيت، حالي است كه از ادراك، فهم و شناخت امري حاصل مي‎شود، ولي خوف اعمّ از آن است و از احتمال آن نيز پيدا مي‎شود و موجب نگراني مي‎گردد.

2ـ اينكه: خوف از احتمال يا علم به توجّه ضرر، صدمه، مؤاخذه، عقاب و امثال اين امور ناشي مي‎شود؛ لذا در آن خبر معروف مي‎فرمايد:

«وَلَا يَخافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ»؛[3]

ولي خشيت بدون اين جهت و با علم به عدم ضرر و صدمه نيز حاصل مي‌شود.

 

به هر صورت، هرچه مفهوم اين دو لفظ متقارب‌المعني باشد خشيت و خوف از خدا از مقامات موحّدين است و در آيات و احاديث به هر دو اشارت رفته و توصيه شده است.

اما درباره «خوف از خدا»، در فضيلت و تأكيد بر آن از آيات و احاديث شريف چند نمونه را نقل مي‎كنيم:

 

[1]. فاطر، 28. «از (ميان اصناف) بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند».

[2]. چون در هنگام نوشتن اين كتاب ـ چنانچه قبلاً گفتم ـ دسترسي به مآخذ نداشتم لذا به نقل مضمون كلام محقّق طوسي اكتفا شد. سپس بعد از بازگشت از سفر، مراجعه شد، حاصل فرمايش محقّق ـ برحسب نقل فروق‌اللغات جزائری ـ اين است:

إِنَّ الْخَوْفَ وَالْخَشْيَةَ وَإِنْ كانا في ‎اللُّغَةِ بِمَعْنى واحِدٍ إِلّا أَنَّ بَيْنَ خَوْفِ ‎اللهِ وَخَشْيَتِهِ في عُرْفِ أَرْبابِ الْقُلُوبِ فَرْقاً وَهُوَ: أَنَّ الْخَوْفَ تَأَلُّمُ النَّفْسِ مِنَ الْعِقَابِ الْمُتَوَقَّعِ بِسَبَبِ ارْتِكَابِ الْمَنْهِيَّاتِ، وَالتَّقْصِيرِ فِي الطَّاعَاتِ وَهُوَ يَحْصُلُ لِأَكْثَرِ الْخَلْقِ وَإِنْ كَانَتْ مَراتِبُهُ مُتَفَاوِتَةً جِدّاً وَالْمَرْتِبَةُ الْعُلْيَا مِنْهُ لَا  تَحْصُلُ إِلّا لِلْقَلِيلِ.

وَالْخَشْيَةُ: حَالَةٌ تَحْصُلُ عِنْدَ الشُّعُورِ بِعَظَمَةِ الْخَالِقِ وَهَيْبَتِهِ وَخَوْفِ الْحُجُبِ عَنْهُ، وَهَذِهِ حَالَةٌ لَا تَحْصُلُ إِلَّا لِمَنِ اطَّلَعَ عَلَی حَالِ الْكِبْرِيَاءِ وَذَاقَ لَذَّةَ الْقُرْبِ وَلِذَا قَالَ تَعَالى: ﴿اِنَّمَا يَخْشَى اللّٰهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمَاءُ﴾ فَالْخَشْيَةُ: خَوْفٌ خَاصٌّ وَقَدْ يُطْلِقُونَ عَلَيْهَا الْخَوْفَ، إِنْتَهَى.

قُلْتُ: وَيُؤَيِّدُ هَذَا الْفَرْقَ أَيْضاً قَوْلُهُ تَعَالى يَصِفُ الْمُؤْمِنِینَ: ﴿يَخْشَوْنَ‏ رَبَّهُمْ‏ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏﴾

 حَيْثُ ذَكَرَ الْخَشْيَةَ في جَانِبِهِ سُبْحَانَهُ وَالْخَوْفَ فِي جَانِبِ الْحِسَابِ . (جزائری،  فروق‌اللغات،  باب الخاء،  ص95 ـ 96).

همين مضمون را با همين عبارات، علامه مجلسي در بحارالانوار، از اوصاف‌الاشرافِ محقّق طوسي نقل فرموده (خواجه نصير طوسی، اوصاف‌الاشراف، ص143 – 144؛ مجلسي، بحارالانوار، ج67، ص360) و ظاهر اين است كه: فروق‌اللغات جزائرى آن را از بحارالانوار اخذ كرده است.

[3]. نهج‌البلاغه، حکمت82 (ج4، ص18)؛ صدوق، الخصال، ص315؛ مفيد، الارشاد، ج1، ص297؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص510.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: