وریز وجوهات
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الْبَرَّ التَّقِيَّ الْإِمَامَ الْوَفِيَّ أیُّهَا الجَواد یابنَ رَسُولِ اللّهِ.   مجلس عزاداری و سوگواری شهادت جانسوز حضرت محمد بن علی الجواد علیهما‌السلام با حضور علماء،...
دوشنبه: 29/مرد/1397 (الاثنين: 8/ذو الحجة/1439)

خشيت، خوف و فرق بين آنها

چنان‌كه بعضي گفته‎اند: خشيت و خوف اگرچه هر دو در فارسي به بيم و ترس ترجمه مي‎شوند، امّا خشيت از خدا مرتبه خاصّه‎اي از خوف است. چنان‌كه از اين آيه كريمه استفاده شود:

﴿إِنَّمَا يَخْشَى اللّٰهَ مِنْ‏ عِبادِهِ‏ الْعُلَمَاءُ[1]

اين خشيت براي علما و دانشمندان حاصل مي‎شود.

 

برحسب آنچه از خواجه نصيرالدّين طوسي[2] حكايت شده است آن، حالت و خوفي است كه براي علما هنگام درك عظمت و جلال الهي حاصل مي‎شود كه بديهي است داراي مراتب بسيار و متفاوت است.

ظاهر اين است كه ادراك اين عظمت به طبقه خاصّي از علما مثل علماي دين، اختصاص ندارد بلكه تمام دانشمندان و علماي علوم مختلف مثل علماي زمين‎شناسي، زيست‎شناسي، كيهان‎شناسي،

 

حيوان‎شناسي و انسان‎شناسي به انواع شعبي كه دارند و از علوم خود به قدرت، عظمت و جلال الهي پي‌برده و در درياي ژرف و اقيانوس‌هاي بيكران اين عظمت‌ها سير و غور مي‎نمايند را شامل مي‎شود و صدر آيه نيز بر اين عموم و شمول دلالت دارد.

اگرچه بايد در فرق بين خوف و خشيت به لغت و كتاب‌هايي كه در فروق‌اللغات نوشته شده مراجعه كرد كه در حال نگارش اين نوشته براي فقير دسترسي به آنها ميسّر نبود، ولي شايد اين دو فرقي كه ذكر مي‎كنيم مناسب با معناي ظاهري و عرفي آن دو باشد:

1ـ اينكه: خشيت، حالي است كه از ادراك، فهم و شناخت امري حاصل مي‎شود، ولي خوف اعمّ از آن است و از احتمال آن نيز پيدا مي‎شود و موجب نگراني مي‎گردد.

2ـ اينكه: خوف از احتمال يا علم به توجّه ضرر، صدمه، مؤاخذه، عقاب و امثال اين امور ناشي مي‎شود؛ لذا در آن خبر معروف مي‎فرمايد:

«وَلَا يَخافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ»؛[3]

ولي خشيت بدون اين جهت و با علم به عدم ضرر و صدمه نيز حاصل مي‌شود.

 

به هر صورت، هرچه مفهوم اين دو لفظ متقارب‌المعني باشد خشيت و خوف از خدا از مقامات موحّدين است و در آيات و احاديث به هر دو اشارت رفته و توصيه شده است.

اما درباره «خوف از خدا»، در فضيلت و تأكيد بر آن از آيات و احاديث شريف چند نمونه را نقل مي‎كنيم:

 

[1]. فاطر، 28. «از (ميان اصناف) بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند».

[2]. چون در هنگام نوشتن اين كتاب ـ چنانچه قبلاً گفتم ـ دسترسي به مآخذ نداشتم لذا به نقل مضمون كلام محقّق طوسي اكتفا شد. سپس بعد از بازگشت از سفر، مراجعه شد، حاصل فرمايش محقّق ـ برحسب نقل فروق‌اللغات جزائری ـ اين است:

إِنَّ الْخَوْفَ وَالْخَشْيَةَ وَإِنْ كانا في ‎اللُّغَةِ بِمَعْنى واحِدٍ إِلّا أَنَّ بَيْنَ خَوْفِ ‎اللهِ وَخَشْيَتِهِ في عُرْفِ أَرْبابِ الْقُلُوبِ فَرْقاً وَهُوَ: أَنَّ الْخَوْفَ تَأَلُّمُ النَّفْسِ مِنَ الْعِقَابِ الْمُتَوَقَّعِ بِسَبَبِ ارْتِكَابِ الْمَنْهِيَّاتِ، وَالتَّقْصِيرِ فِي الطَّاعَاتِ وَهُوَ يَحْصُلُ لِأَكْثَرِ الْخَلْقِ وَإِنْ كَانَتْ مَراتِبُهُ مُتَفَاوِتَةً جِدّاً وَالْمَرْتِبَةُ الْعُلْيَا مِنْهُ لَا  تَحْصُلُ إِلّا لِلْقَلِيلِ.

وَالْخَشْيَةُ: حَالَةٌ تَحْصُلُ عِنْدَ الشُّعُورِ بِعَظَمَةِ الْخَالِقِ وَهَيْبَتِهِ وَخَوْفِ الْحُجُبِ عَنْهُ، وَهَذِهِ حَالَةٌ لَا تَحْصُلُ إِلَّا لِمَنِ اطَّلَعَ عَلَی حَالِ الْكِبْرِيَاءِ وَذَاقَ لَذَّةَ الْقُرْبِ وَلِذَا قَالَ تَعَالى: ﴿اِنَّمَا يَخْشَى اللّٰهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمَاءُ﴾ فَالْخَشْيَةُ: خَوْفٌ خَاصٌّ وَقَدْ يُطْلِقُونَ عَلَيْهَا الْخَوْفَ، إِنْتَهَى.

قُلْتُ: وَيُؤَيِّدُ هَذَا الْفَرْقَ أَيْضاً قَوْلُهُ تَعَالى يَصِفُ الْمُؤْمِنِینَ: ﴿يَخْشَوْنَ‏ رَبَّهُمْ‏ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏﴾

 حَيْثُ ذَكَرَ الْخَشْيَةَ في جَانِبِهِ سُبْحَانَهُ وَالْخَوْفَ فِي جَانِبِ الْحِسَابِ . (جزائری،  فروق‌اللغات،  باب الخاء،  ص95 ـ 96).

همين مضمون را با همين عبارات، علامه مجلسي در بحارالانوار، از اوصاف‌الاشرافِ محقّق طوسي نقل فرموده (خواجه نصير طوسی، اوصاف‌الاشراف، ص143 – 144؛ مجلسي، بحارالانوار، ج67، ص360) و ظاهر اين است كه: فروق‌اللغات جزائرى آن را از بحارالانوار اخذ كرده است.

[3]. نهج‌البلاغه، حکمت82 (ج4، ص18)؛ صدوق، الخصال، ص315؛ مفيد، الارشاد، ج1، ص297؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص510.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: