وریز وجوهات
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ؛ وَ عَلَى الاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَئِکَ مجلس روضه و عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام. دهه ی اول محرم، آقایان. صبح ها از ساعت ۷:۱۵ الی ۸:۳۰ و شبها بعد از نماز مغرب...
جمعه: 30/شهر/1397 (الجمعة: 10/محرم/1440)

خشيت از خدا در احادیث

الف ـ قَالَ النَّبِيُّ(ص): «إِذَا اقْشَعَرَّ قَلْبُ‏ الْمُؤْمِنِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ تَحَاتَّتْ عَنْهُ خَطَايَاهُ كَمَا تَتَحَاتُّ مِنَ الشَّجَرِ وَرَقُهَا»؛[1]

«هرگاه دل مؤمن از خشيت خدا بلرزد خطاها از او مي‎ريزد چنان‌كه برگ از درخت مي‎ريزد».

ب ـ «إِنَّ الْبَاكِينَ مِنْ خَشْيَةِ اللّٰهِ فَفِي الرَّفيقِ الْأَعْلَی»؛[2]

«گريه‌كنندگان از خشيت خدا در رفيق اعلي مي‎باشند».

 

ج ـ «لَا تَبْكِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللهِ وَأَنَّ الْقَطْرَةَ مِنْ دُمُوعِ الْعَيْنِ تُطْفِئُ بِحاراً مِنْ نارٍ»؛[3]

«چشمي كه از خشيت خدا بگريد، روز قيامت نخواهد گريست و قطره‎اي از اشك چشم، درياهايي از آتش را خاموش مي‎نمايد».

د ـ اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) درضمن حديثي خطاب به نوف مي‎فرمايد:

«يَا نَوْفُ! لَیْسَ مِنْ قَطْرَةٍ قَطَرَتْ‏ مِنْ عَيْنِ رَجُلٍ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ إِلَّا أَطْفَأَتْ بِحَاراً مِنَ النِّيرَانِ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ رَجُلٍ أَعْظَمَ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ مِنْ رَجُلٍ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَأَحَبَّ فِي اللَّهِ وَأَبْغَضَ فِي اللَّهِ‏»؛[4]

«ای نوف! قطره اشكي نیست که جاری شود از چشمی از خشيت خدا مگر اينكه درياهايي از آتش را خاموش مي‎نمايد و كسي بزرگ‌تر از حيث رتبه و منزلت از كسي كه از خشيت و ترس از خدا گريه كند و دوست بدارد در راه خدا و دشمن بدارد در راه خدا نیست».

فرق ديگري كه مي‎توان بين خوف و خشيت گفت اين است كه ـ چنان‌كه خواهيم گفت ـ نبايد خوف و ملاحظه اسباب و عوامل آن از جهاتي ‌كه زمينه ابتلا به غضب و عذاب الهي را فراهم مي‎نمايد، موجب يأس،

 

نااميدي و غلبه حال خوف بر رجا و بيم بر اميد شود، درحالي‌كه آن مرتبه از خوف كه به آن خشيت مي‎گوييم هرچه قوي‌تر باشد، كامل‌تر است و قوّت آن موجب غلبه يأس بر روح و بر رجاء نمي‎شود.

بعد از اينكه منزل خشيت و اهميّت آن دانسته شد كه از منازل مهمّه عروج و اتّصال به حق‌تعالي شأنه است، چون اين منزل نيز برحسب ادراكي كه اهل‌معرفت از عظمت حقّ ـ جلّ اسمه ـ دارند مواقف و مراتب و درجات بسيار دارد، لذا در اين دعا نوع اكمل آن كه افراد آن نيز برحسب همان چيزي كه گفته شد به‌سبب اختلاف مراتب فضل انواع، اختلاف مرتبه دارند از خدا خواسته مي‎شود و آن خشيتي است كه صاحب آن، چنان به درك عظمت و جلال الهي نايل شده و آن‌چنان معرفتش كامل شده و خشيت حقّ بر او مستولي شده باشد، مثل آنكه او را (كه هرگز به چشم ظاهر ديده نمي‎شود) مي‎بيند.

 

[1]. مجلسي، بحارالانوار، ج67، ص394.

[2]. محدّث قمي،‌ سفينة‌البحار، ج1، ص353 (باب فضل البكاء).

[3]. محدّث قمي، سفينة‌البحار، ج1، ص353 (باب فضل البكاء).

[4]. محدّث قمي، سفينة‌البحار، ج1، ص354 (باب فضل البكاء).

موضوع: 
نويسنده: