وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم رحلت عالم ربانی، روحانی زاهد و سالک الی الله ، زین الخطباء و المحدثین مرحوم حجت الاسلام و المسلمين آقای حاج شیخ مهدی مظاهری رضوان الله تعالی علیه موجب تأثر و تاسف گردید. آن عالم وارسته سالیان متمادی در تهذیب نفوس و تربیت...
چهارشنبه: 27/دى/1396 (الأربعاء: 29/ربيع الثاني/1439)

خلوص در عمل (اخلاص)

ازجمله خواسته‎هايي كه در اين دعا خواسته شده است «اخلاص در عمل» است كه مرتبه‎اي فوق مرتبه يقين يا اعلي‌مرتبه يقين است. بديهي است اين مرتبه، مرتبه خلوص مطلق و پاك از هر شائبه ريا و دواعي ديگر است وگرنه اخلاص در عمل نيز مراتب و درجاتي دارد مثل يقين و ايمان.[1]

 

و بالاترين مرتبه همان است كه در عمل، فقط‌وفقط قصدش خدا و حبّ خدا و رضاي خدا و قرب به او باشد و داعيش نه بهشت و رضوان، نعيم و ثواب، حور و غلمان و نه تحصيل امان از آتش و عذاب جهنّم و نيران باشد كه:

صحبت حور نخواهم كه بود عين قصور
 

 

 

با خيال تو اگر با دگری پردازم
 

     
 

چنان‌كه از حضرت امام‌صادق‌(علیه‌السلام) منقول است كه فرمود:

«إِنَّ الْعُبَّادَ ثَلاثَةٌ: قَوْمٌ عَبَدُوا اللهَ عَزَّ وَجَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ وَقَوْمٌ عَبَدُوا اللهَ تَبارَكَ وَتَعالی طَلَبَ الثَّوابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْاُجَراءِ وَقَومٌ عَبَدُوا اللهَ عَزَّ وَجَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرارِ، وَهِيَ أَفْضَلُ الْعِبادَةِ»؛[2]

«عبادت‌كنندگان سه دسته‎اند: گروهي‌كه خداي عزَّوجلّ را از ترس عبادت كنند و اين، عبادت بردگان است و گروهی ‌كه خداي تبارك و تعالي را به طمع ثواب عبادت كنند و اين، عبادت مزدوران است و دسته‎اي كه خداي عزَّوجلّ را براي دوستيش عبادت كنند و اين، عبادت آزادگان و بهترين عبادت است».

بديهي است در هر سة اين مراتب، عبادت واجد مرتبه صحّت است و از شرك در عبادت كه منهیٌّ‌عنه است خالی است چنانچه در قرآن كريم مي‎فرمايد:

﴿فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ  رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً﴾[3]

 

ولي خلوص اكمل، همان خلوص عبادتِ احرار و آزادگان و اهل معرفت است كه از خدا غير او را نمي‎خواهند و جز قرب به او درهرحال و هركجا باشند نمي‎طلبند و به‌ مضمون اين اشعار زبانشان مترنّم است:

ای آنكه لاف می‎زنی از دل كه عاشق است
 

 

 

طوبی لک ار زبان تو با دل موافق است
 

غلمان و حور كی طلبد مرد حق‌شناس
 

 

 

شهوت‌پرست كی بود آن‌كس‌ كه عاشق است
 

     
 

يا مي‎گويند:

خلاف طريقت بود كه اوليا
 

 

 

تمنّا كنند از خدا جز خدا
 

چه از دوست چشمت به احسان اوست
 

 

 

تو در بند خويشی نه در بند دوست
 

     
 

در اين مرتبه سير و صعود انسان به ‌جايي مي‎رسد كه خود را در حال و مقامي مي‎بيند كه فارغ از تفكّر در عذاب و عقاب يا جزا و ثواب مي‎شود و مي‎گويد:

مكن هرگز تمنّای بهشت انديشه دوزخ
 

 

 

 

اگر مطلب رضای اوست خواه اينجا و خواه آنجا
 

       
 

در اين مشهد شخص عارف (نه صوفي، نه عارفِ حقّه‎بازِ مسلك‌ساز و سلسله‌باز) هيچ جا و مكاني را دور از خدا نمي‎بيند و مكاني كه خدا

 

را در آن نبيند نمي‎يابد تا در عذاب او كه در حال بُعد و دوري از او و حرمان از رؤيت جلال و جمال او حاصل مي‎شود، فكر كند و چه سزاوار است كه در اينجا يادي از يكي از بانوان عارفه ـ يعني مادر مهربانم (فاطمه خانم) دختر مرحوم آيت‎الله آخوند ملّا محمدعلي گلپايگاني به‌عنوان اداي بعض حقوق و انواع تربيت جسمي و خصوصاً روحي او ـ بنمايم، او كه هرگز گريه‎هاي سوزناكش را در هنگام خواندن دعاي كميل و ابوحمزه، زيارت عاشورا و غيره و هنگام قرائت بهترين اشعار پندآموز و سازنده و مناجات با خدا فراموش نمي‎كنم. ازجمله اشعاري كه در آن حالات بسيار عالي توجّه به خدا، مي‎خواند اين دو شعر بود:

گفتی كه تو را عذاب خواهم فرمود
 

 

 

من در عجبم كه در كجا خواهد بود
 

آنجا كه تويی عذاب نبود آنجا
 

 

 

و آنجا كه تو نيستی كجا خواهد بود
 

     
 

بديهي است آنجا كه خدا به معيّت علم و قدرت كامله خود هست همه‌جا و هر مكان و با هركس است و از اين نظر هيچ جايي كه او نباشد نيست و آنجا كه خدا به معيّت الطاف خاصّه و توفيق خود و ظهور اسما و صفات خود حاضر است و رحمت و لطفش شامل است، قلوب خداشناسان و كساني است كه از او ياد مي‎نمايند كه:

 

«لَا يَسَعُنِي أَرْضِي وَلَا سَمَائِي وَلَكِنْ يَسَعُنِي‏ قَلْبُ‏ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ‏»؛[4]

و نيز در حديث قدسي است:

«أَنَا جَليسُ مَنْ ذَكَرَني»؛[5]

و آنجا كه خدا به اين معيّت با انسان نيست، قلب‌هاي غافل از ياد او و حالات شيطاني دور از او و اماكن اين‌چنيني است.

 

[1]

بیا در كربلا از راه احسان
مصیباتش ببین كز حدّ فزون بود
ولی آن كوه عزم و پایداری
بلی مرد خدا و مرد تصمیم
علی ای درگهت را جمله مشتاق
بیا در محفل انس شهیدان
جهاد و همت و صبر و وفا بین
ببین ایمان و عزم و استقامت
حسینت محو ذات ذوالجلال است
ابوالفضل غضنفر و آن مواسات
علی‌اكبر آن شبه پیمبر

 

 

حسینت را ببین در چنگ عدوان
دل از داغ جوانان پر ز خون بود
نشد تسلیم با صد زخم كاری
به خصم حقّ نخواهد گشت تسلیم
بیا در كربلا در بزم عشّاق
ببین حال حضور و قرب ایشان
خلوص نیت و صدق و صفا بین
ثبات و رادمردی و شهامت
در آن غوغا مهیای وصال است
كز آن گردید عقل آدمی مات
سرور سینه زهرا و حیدر

 

وفای اهل‌بیتش بین و انصار
همه رزمنده و مرد و تهمتن
گذشته از زن و از مال و فرزند
همه دین‌پرور و حرّیت‌آموز
همه خصم ستمكار و بداندیش
فداكاری آن آزادمردان
پیام هریك از آنها بود این
تحیات فزون از حدّ احصا

 

 

همه اعلام دین اَبطال اخیار
همه اخوان صدق و دشمن‌افكن
ز جان خویش در راه خداوند
چراغ معرفت در عالم افروز
همه حق‌پیشه و حق‌گو و حق‌كیش
نگهداری نمود از دین و قرآن
نما تا می
توانی یاری دین
ز سوی «لطفی صافی» به آنها

 

 

 

[2]. کليني، الکافي، ج2، ص 84؛ حرعاملي، وسائل‌الشيعه، ج1، ص 62.

[3]. كهف، 110. «هركس به لقاي (رحمت) پروردگارش اميدوار است بايد نيكوكار شود و هرگز در پرستش خدا، احدي را با او شريك نگرداند».

[4]. ابن‌ ابي‌جمهور احسائي، عوالي‌اللئالي، ج4، ص7. «در زمين و آسمانم گنجانده نمي‌شوم و لکن در قلب بنده مؤمنم جاي مي‌گيرم».

[5]. کليني، الکافي، ج2، ص496؛ صدوق التوحيد، ص182؛ همو، علل‌الشرائع، ج1، ص284؛ ابن‌فهد حلي، عدة‎الداعى، ص235، 238. «من همنشين کسي که به يادم هست مي‌باشم».

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: