وریز وجوهات
      در این دیدار حجت الاسلام آقای سید کلب جواد نقوی گزارشی از وضعیت شیعیان و حوزه های علمیه هندوستان محضر مرجع عالیقدر ارائه داد. معظم له نیز با ابراز خرسندی از فعالیت های ایشان برای توفیق روز افزون علمای هندوستان و رفع...
دوشنبه: 29/مرد/1397 (الاثنين: 8/ذو الحجة/1439)

مسئله علم الهي

درضمن اين بخش، خدا به علم و آگاهي از حالات بنده و كارهاي او و آنچه در ضمير دارد خوانده مي‎شود:

«يَا مَنْ لَا يَخْفَی عَلَيْهِ إِغْمَاضُ الْجُفُونِ وَلَا لَحْظُ الْعُيُونِ وَلَا مَا اسْتَقَرَّ فِي الْمَکْنُونِ وَلَا مَا انْطَوَتْ عَلَیْهِ مُضْمَراتُ الْقُلُوبِ أَلَا کُلُّ ذَلِكَ قَدْ أَحْصَاهُ عِلْمُكَ وَوَسِعَهُ حِلْمُكَ»؛[1]

 

«اي كسي كه پنهان نمي‎ماند بر او نه برهم‌گذاردن پلك‌هاي چشم‌ها و نه لحظه‎ها و نگاه‌ها و نه چيزهايي كه در درون قرار دارد و نه آنچه كه ضمائر دل‌ها بر آن منطوي است همه اينها را علم تو احصا كرده و حلم تو فرا گرفته است».

مسئله علم الهي به كلّ امور؛ خواه جزئي باشد يا كلّي؛ گذشته و حال و آينده؛ پنهان و آشكار، يكي از مسائل مهم در معرفة‌الله است كه بدون آن خداشناسي كامل، بلكه حاصل نيست و مي‎توان گفت معرفت خدا از هر طريق حاصل شود همگام با آن معرفت به علم خدا نيز حاصل مي‎شود.

علم از اَهمّ صفات خداوند است كه بسياري از اسماء‌الحسني و صفات ديگر به آن بازگشت دارند و از شعب آن هستند و برحسب آيه شريفه:

﴿اَللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ‏ سَبْعَ‏ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً﴾؛[2]

مقصود از آفرينش آسمان‌ها، زمين‌ها و نزول امر بين آنها علم به اين است كه خدا بر هر چيزي قدرت دارد و به هر چيزي علمش احاطه

 

دارد (معرفت علم و قدرت). در قرآن كريم آياتي كه بر علم واسع خداوند تأكيد دارند، بسيار است مانند:

الف ـ ﴿وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ الَّتِي لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَاحَبَّةٍ في ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ﴾؛[3]

«نزد خداست كليدهاي غيب، نمي‎داند آنها را غير از او و مي‎داند آنچه را در خشكي و درياست و نيست برگي كه بيفتد مگر اينكه خدا آن را مي‎داند و دانه‎اي در تاريكي‌هاي زمين و تر و خشكي نيست مگر اينكه در كتاب مبين (ثبت و ضبط) است».

ب ـ ﴿اَللّٰهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ‏ كُلُّ‏ أُنْثَى‏ وَ مَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَ مَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ * عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ‏﴾؛[4]

«تنها خدا مي‎داند كه بار حمل آبستنان عالم چيست و رحم‌ها چه نقصان و چه زيادت خواهد يافت و مقدار همه‌چيز در علم ازلي خدا معيّن است».

 

ج ـ ﴿يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ﴾؛[5]

«خدا به خيانت چشم خلق و انديشه‎هاي نهاني دل‌هاي مردم آگاه است».

د ـ ﴿يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ﴾؛[6]

«علم او محيط است به آنچه پيش نظر خلق آمده است و آنچه سپس خواهد آمد و خلق به هيچ مرتبه علم او احاطه نتواند كرد مگر به آنچه او خواهد».

و آيات بسيار ديگر و اساساً كلّ عالم و كتاب تكوين، خلقت و نظامات متقن آن كه قابل احصا نيست و حتّي در موجودات واحد مثل انسان با همه پيشرفت‌هاي علمي، هنوز هم كه هنوز است بحث در نظامات و حكمت‌هاي الهي در وجود انسان ادامه دارد، و چه نيكو سروده است مرحوم آيت‎الله والد(قدس‌سره)

جهان بااين‌همه وضع منسّق
خدا داناست بر اشيا كما هی
چنان داده نگارش اين جهان را
از او عالم شده انسان منظّم
نموده خلق هر چيزی كه بايد
 

 

دليل دانش حقّ است الحقّ
دهد هر ذرّه بر علمش گواهی
كه بِهْ هرگز نيايد زان گمان را
كه نه در آن زياد و نه در آن كم
جهان آراسته انسان كه شايد
 

 

كتاب تشريع يعني قرآن مجيد نيز تمام آيات و موضوعاتي كه در آن مطرح است در معرفت، خداشناسي، اخبار انبيا و امم گذشته، تعاليم اخلاقي، اجتماعي، سياسي، مالي، عبادي و دلايل معاد و امور ديگر همه مثل كتاب تكوين، دليل بر علم و حكمت خداست.

ايمان به علم و حكمتِ خدا اساس باورها و ايمان‌هاي مهم ديگر و منشأ وجود وجدان ديني و بينش مخفي قلبي در افراد است كه حتّي در خلوت و پنهاني از ارتكاب معاصي، خودداري مي‎نمايد و تأثير اين قوّه امنيّتي و پليس باطني در تعهّد اشخاص به رعايت آداب، قوانين، نظامات و حقوق يكديگر و پرهيز از ظلم و خيانت، سرقت و فحشا و ساير معاصي، به‌مراتب بيشتر از قواي امنيّتي و پليس ظاهري است و در اين معنا نيز مرحوم والد علّامه(رحمه‌الله) فرموده است:

«صافيا» در سايه خورشيد دين بخرام از آنک
 

 

 

هست اصلاح دو عالم از ديانت برقرار
 

شد تديّن بر تمدّن بی‎سخن اصل اصيل
 

 

 

شد تمدّن از تديّن چون سعادت پايدار
 

گر پليس باطنی نبود به عالم نفس دون
 

 

 

از پليس ظاهری با صد حيل سازد فرار
 

     
 

نهايت اين است كه براي آن آمار و احصائيّه نيست و نمي‎تواند هم باشد. نمي‎توان معيّن كرد كه در هر روز و هر ساعت چند ميليون نفر مؤمن به

 

خدا مي‎توانستند فلان عمل زشت و كار قبيح و ناپسند را مرتكب شوند و راه نادرست و غلطي را بروند و سخن دروغ و غيبت و فتنه‎انگيزي را بگويند ولي ايمان به علم خدا و وجدان عرفاني آنها مانع شد.

آنچه از راه ايمان به علم و قدرت خدا براي جامعه حاصل مي‎شود از هيچ راه ديگر امكان حصول ندارد، در تأثير وجدان مذهبي و در حفظ انسان‌ها از كارهاي خلاف.

به سخن يكي از رجال آگاه مسيحيّت توجّه كنيد، او درضمن كلامي كه در تعظيم از مقام حضرت رسول معظّم اسلام(ص) و خدمات بزرگ آن حضرت به جامعه انسانيّت دارد گفتاري قريب به اين مضمون دارد:

ما آمريكايي‎ها به ملاحظه ضرر مسكرات و مشروبات الكلي، در مقام منع آن برآمده و قانون براي منع و جلوگيري از آن و مجازات مَي‌خوران وضع كرديم، به اين تعداد[7]، افراد را زنداني كرديم به اين مبلغ، افراد را جريمه كرديم، سرانجام نتوانستيم و شكست خورديم و ناچار قانون را لغو نموديم اما پيغمبر اسلام(ص) به وحي الهي و در مقام رسالت از سوي خداوند «تحريم خمر» را ابلاغ و مردم را از آن منع كرد، از آن زمان تا حال چهارده قرن است كه اين تحريم در بين صدها ميليون مسلمان، در هر عصر و زمان محترم است و اكثريت قريب به اتّفاق مسلمانان در تمام عالم از مَي‌نوشي و ميگساري به‌شدّت اجتناب

 

مي‎نمايند بااينكه بسياري از آنها از ضررها و زيان‌هاي مسكرات ناآگاه و بي‎اطّلاعند. در اثر اين حكم كه فقط در حال حاضر به‌وسيله پليس باطني اجرا مي‎شود، همه‌ساله ـ با قياس به كشورهايي كه ميگساري در آنها رايج و آزاد است و مسلّماً ده‌ها هزار تلفات مي‎دهد ـ بيش از صدهزار نفر انسان از مرگ حتمي نجات مي‎يابند.

و در پايان سخنش مي‎گويد: پس بياييد همه بر محمّد(ص) درود بفرستيم.

اين اثر ايمان به خداي عالم و قادر است كه هيچ قوّه ديگر در كنترل غرايز بشر جاي آن را نمي‎گيرد و حتّي معلومات و اطّلاع كامل از ضررهاي مي‌خوارگي نيز در پرهيزدادن افراد از آن مؤثّر نمي‎شود.

و همان اهل‌ اطّلاع اگر بيشتر از ديگران مصرف نكنند كمتر مصرف نمي‎نمايند؛ چنان‌كه مدّتي قبل در يكي از روزنامه‎ها خواندم كه شخصي را در آمريكا به جرم تخلّف از نظامات رانندگي در حال مستي دستگير و تحت تعقيب قرار دادند در موقع رسيدگي معلوم شد كه اين شخصِ بدمست، رئيس انجمن مبارزه با مسكرات است!.

 

[1]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص347؛ مجلسی، زادالمعاد، ص181 – 182؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعای عرفه امام‌حسين(علیه‌السلام).

[2]. طلاق، 2. «خداوند همان کسي است که هفت آسمان را آفريده و از زمين نيز همانند آنها را، فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مي‌آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيزي تواناست و اينکه علم او به همه‌چيز احاطه دارد».

[3]. انعام، 59.

[4]. رعد، 8 ـ 9.

[5]. غافر، 19.

[6]. بقره، 255.

[7]. حقير، فعلاً چون رساله را بدون مراجعه به كتابي مي‎نويسم لذا رقم بيان‌شده در نظرم نيست.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: