وریز وجوهات
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحيمِ إِنَّا لله و إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ. رحلت عالم ربانی حضرت آیة الله آقای حاج شیخ مجتبی بهشتی رضوان الله تعالی علیه موجب تأثر و تأسف گردید. آن عالم عظیم الشأن عمر با برکت خود را در خدمت به اسلام و مکتب...
چهارشنبه: 28/شهر/1397 (الأربعاء: 8/محرم/1440)

فضيلت صلوات

يكي از اذكار مهم كه فضيلت بسيار دارد و در قرآن كريم به آن امر شده است، صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت(ع) است كه خداوند در اين آيه كريمه به آن امر فرموده است:

﴿إِنَّ اللّٰهَ‏ وَ مَلَائِكَتَهُ‏ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً﴾؛[1]

«به حقيقت كه خدا و ملائكه او صلوات مي‎فرستند بر پيغمبر، اي كساني كه ايمان آورده‎ايد صلوات بفرستيد بر او و تسليم شويد تسليم‌شدني (خالص و كامل)».

اما راجع به فضيلت صلوات در كتاب‌هاي حديث شيعه و سنّي روايات بسيار وارد شده است كه علاوه ‌بر تواتر معنوي، تواتر اجمالي آنها نيز ثابت است كه در اينجا چند روايت از جوامع شيعه از طرق اهل‌بيت(ع) را تيمّناً و تبرّكاً نقل مي‎نماييم:

الف ـ عَنْ أَبي عَبْدِ اللهِ‌(علیه‌السلام) قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص): مَنْ صَلَّی عَلَيَّ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَمَلَائِكَتُهُ وَمَنْ شَاءَ فَلْيُقِلَّ وَمَنْ شَاءَ فَلْيُكْثِرْ»؛[2]

 

حضرت امام‌صادق‌(علیه‌السلام) فرمود: «رسول خدا‌(ص) فرمود: هركس بر من صلوات بفرستد، خداوند و ملائكه بر او صلوات مي‎فرستند پس هركس خواست كم صلوات بفرستد و هركس خواست بسيار بفرستد».

ب ـ عَبْدُ اللهِ بْنِ سَنَانٍ عَنْ أَبي عَبْدِ اللهِ‌(علیه‌السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «قالَ رَسُولُ‎ اللهِ(ص): اِرفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَيَّ فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ»؛[3]

عبدالله بن سنان گفت: شنیدم که حضرت صادق‌(علیه‌السلام) فرمود: «رسول خدا‌(ص) فرمود: بلند کنید صداهای خود را به صلوات بر من؛ ‌زیرا صلوات بر من و بر اهل‌بيت من نفاق را مي‎برد».

ج ـ عَنْ أَحَدِهِما(ع) قَالَ: «مَا فِي ‎الْمِيزَانِ شَيْءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحمَّدٍ»؛[4]

از امام‌ محمد باقر يا امام‌ جعفر صادق(ع) روايت است كه فرمود: «در ميزان (و ترازوي اعمال در قيامت) چيزي سنگين‎تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست».

د ـ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ نُعَيْمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ(علیه‌السلام).: إِنِّي دَخَلْتُ الْبَيْتَ وَلَمْ يَحْضُرْنِي
 
شَيْءٌ مِنَ الدُّعَاءِ إِلَّا الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. فَقَالَ: «أَمَا إِنَّه لَمْ يَخْرُجْ أَحَدٌ بِأَفْضَلَ مِمَّا خَرَجْتَ بِهِ»؛[5]

عبدالسلام بن نعيم گويد: به امام‌صادق(علیه‌السلام). عرض كردم: من داخل خانه كعبه معظّمه شدم و چيزي از دعا به ذهنم نيامد مگر صلوات بر محمد و آل محمد. فرمود: «آگاه باش! كه بيرون نیاورده (انجام نداده) احدي عملي را كه بهتر باشد از آنچه که تو آن را بيرون آوردي (يعني صلوات)».

و در خصوص صلوات جهت استجابت دعا در حديث است كه:

«لَا يَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّی يُصَلَّى عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»؛[6]

«دعا در پرده و محجوب است (يعني به استجابت نمي‎رسد) تا بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود».

در روايت ذيل نيز قريب به همين مضمون مي‎باشد:

عَنْ أَبي عَبْدِ اللهِ(علیه‌السلام).: «كُلُّ دُعَاءٍ يُدْعَی اللهُ عزَّ وَجَلَّ بِهِ مَحْجُوبٌ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّی يُصَلَّى عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»؛[7]

 

حضرت امام‌صادق‌(علیه‌السلام) فرمود: «هر دعایي كه خداي عزّوجلّ بدان خوانده شود از رفتن به آسمان محجوب است تا صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده شود».

امام‌صادق‌(علیه‌السلام) درباره كسي كه سؤال و حاجتي از خداوند دارد دستور فرموده‎اند به اينكه:

«مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَی اللهِ عَزَّ وَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْيَبْدَأْ بِالصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ، ثُمَّ يَخْتِمُ بالصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَقْبَلَ الطَّرَفَيْنِ وَيَدَعَ الْوَسَطَ إِذْ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ لَا تُحْجَبُ عَنْهُ»؛[8]

«هركس حاجتي دارد ابتدا صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، سپس حاجت خود را از خدا بخواهد و دعا به صلوات بر محمد و آل محمد ختم نمايد؛ زيرا خداي عزّوجل كريم‌تر از اين است كه دو طرف دعا را قبول كند و وسط آن را واگذارد (و به اجابت نرساند) زيرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نيست (و بدون برخورد به حجابي بالا رود)».

و اما صيغة صلوات، برحسب روايات اهل‌بيت(ع) بايد صلوات بر آل نيز ضميمه باشد و از ترك صلوات بر آل نهي شده است.

 

در حديثي منقول است كه: حضرت امام‌صادق‌(علیه‌السلام) شنيد مردي به خانه كعبه معظّمه آويخته بود و مي‎گفت:

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ.

حضرت به او فرمودند:

«يَا عَبْدَ اللهِ لَا تَبْتُرْهَا وَلَا تَظْلِمْنَا حَقَّنَا قُلْ: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ»؛

«اي بنده خدا! صلوات را قطع نكن و به حقّ ما ستم ننما بگو:

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ»؛[9]

در تشهّد نماز، صلوات بر آل، مثل صلوات بر پيغمبر‌(ص) از اجزاي نماز است و ترك عمدي آن موجب بطلان نماز مي‎شود و بديهي است كه در ضمّ صلوات بر آل، به هر لفظي كه گفته شود مثل: «صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ» و يا «صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ» يا «اَلصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ» و امثال اين الفاظ كافي است؛ هرچند احتياط در تشهّد نماز، صلوات به مأثور است و مشهورترين صيغه‎هاي آن: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» است.

و دعاهاي طولاني كه در آن صلوات به صيغه‎هاي بسيار وارد شده است در كتاب‌هاي دعا مذكور است و براي خواندن بعضی آنها فضيلت زياد روايت شده است.

 

حاصل اينكه همه ارباب جوامع، صحاح و سنن احاديث متواتره‎اي را كه دلالت دارند بر اينكه در صلوات بر پيغمبر‌(ص) بايد «آل» آن حضرت را نيز ضميمه نمود، روايت كرده‎اند و ازجمله آنها سيوطي در الدرّالمنثور، در تفسير آيه: ﴿إِنَّ اللّٰهَ وَمَلَائِكَتَهُ﴾ به طرق متعدّد از: علي(علیه‌السلام).، كعب، ابن‌عبّاس، ابراهيم، طلحه، ابو‌سعيد خدري، ابو‌مسعود انصاری، ابو‌هريره، زيد بن ابی‌خارجه، بريده و ابن‌مسعود و از‌جمله از انس بدون كلمه «علي» روايت كرده است.[10]

و در كنزالعمال از ‌علي‌(علیه‌السلام) ح 3993، از طلحه، ح3994، از انس، ح3998،[11] از ابن‌مسعود، ح4005، از كعب، ح4006[12] و 19891،[13] از عايشه، ح4014،[14] از ابی‌‌سعيد، ح19889،[15] از زيد بن خارجه، ح19890[16] از ابی‌مسعود، ح19888 و از ابي‌مسعود انصاری 19892 روايت كرده است.[17]

 

و امّا برحسب روايات اهل‌سنّت چنان‌كه در جوامع، مسانيد، صحاح و سنن آنها به‌طور مستفيض و بلكه متواتر روايت شده است به ضمّ صلوات بر «آل» امر شده است؛ ازجمله در صحيح بخاری از كعب بن عجره[18] و در تفسير آيه: ﴿ إِنَّ اللّٰهَ وَمَلَائِكَتَهُ...﴾[19] و در كتاب دعوات (باب الصّلاة علی النبيّ ـ صلي الله عليه وآله وسلّم ـ) روايت كرده است به اين مضمون كه: از پيغمبر‌(ص) سؤال كرديم چگونه صلوات بر تو بفرستيم فرمود: «اَللَّهُمَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ...».[20]

و در صحيح مسلم نيز در كتاب صلاة (باب الصَّلَاة عَلَي النَّبِيّ بعد التشهّد)، به سند خود از ابی‌مسعود انصاري و به سه طريق از كعب بن عجره همين صيغه صلوات را با ضميمه: «كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ...» نقل نموده است.[21]

و در سنن ابی‌داوود نيز در كتاب صلاة (باب الصَّلاة عَلَی النَّبيّ بعد التشهّد)، حديث كعب را به سه طريق روايت نموده است و حديث ابی‌مسعود انصاري را نيز نقل كرده است.[22]

 

به‌علاوه حديث ديگري به سند ابی‌مسعود از عقبة بن عمرو روايت كرده است و در آن فرموده است بگوييد:

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الْاُمِّيِّ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ»[23]

در سنن ابن‌ماجه نيز حديث كعب را روايت كرده است و از عبدالله بن مسعود نيز صلواتي طولاني روايت كرده كه درضمن آن همان دستور ساير روايات در صلوات بيان شده است.[24]

در مسند احمد، از طلحه، همين لفظِ حديث كعب را روايت كرده است.

همچنين همين لفظ را از عقبة بن عمرو به لفظ: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبيِّ الْاُمِّيِّ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ» روايت كرده است.[25]

و همچنين از او و از كعب،[26] همان لفظ او را كه در ساير روايات اوست، نقل كرده است.

همچنين از ابي‌مسعود انصاری همين لفظ را[27] به اين لفظ از بريده خزاعي نقل كرده است:

 

«اَللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَرَحْمَتَكَ وَبَرَكَاتِكَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ...».[28]

همچنين حميدي در مسند خود، خبر كعب را روايت كرده است.[29]

ترمذي نيز خبر كعب را در باب (مَا جَاءَ فِي صِفَةِ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ (وَآلِهِ) وَسَلَّمَ)[30] و در كتاب تفسير، خبر ابي‌مسعود را، ح 3221 روايت كرده است.

نسائي نيز در باب (كِيْفِيَّةُ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ (وَآلِهِ) وَسَلَّمَ)، از كعب به سه طريق نقل كرده است و لفظ طريق سوم، «وآل محمد» است بدون «علي» و از طلحه به سه طريق و از ابی‌مسعود به يك طريق.[31]

بااين‌همه روايات صحيحه، كه در صحيح‎ترين كتاب‌هاي خود اهل‌سنّت روايت شده است چنان‌كه پيش از اين هم گفتيم، التزام آنها به ترك صلوات بر آل جز دهن‌كجي به مقام رسالت و بي‎اعتنايي و اهانت به دستور حضرت رسول اعظم‌(ص) تعبير و تفسير ندارد. حتّي در همين باب‌هايي كه اين احاديث را نقل كرده‎اند نيز صلوات بر «آل»

 

را حذف مي‎نمايند! آيا اين، غير از اعلام و اعلان اينكه با تأكيد پيغمبر‌(ص) ما مخالفت مي‎كنيم و از صلوات بر آل خودداري مي‎نماييم چه معنايي دارد؟ اگر كسي با آل آن حضرت دشمن باشد ولي به ظاهر معتقد به رسالت آن حضرت باشد چنين معارضه صريحي را با دستور آن بزرگوار اظهار نمي‎نمايد!

از مردمي كه از اقرار به علوّ مرتبه و بلندي شأن خدا و بردن اسم مبارك «العَلِیّ» ابا مي‎كنند و متعهّدند كه خدا را به اين اسم به صورتي كه قرآن بر آن نازل شده نخوانند؛ چون اسم اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) نيز علي است(!) بيش از اين توقّع نيست. اينها در اين دهن‌كجي‌ها به مقام نبوّت هرچه بگويند و بكنند به رهبرشان كه آن جسارت عظيم و بي‎ادبي كفرآميز را به مقام باعظمت صاحب رسالت كبري كرد نخواهند رسيد. اگر او در آن موقف عظيم به مخالفت با پيغمبر خدا‌(ص) برنخاسته بود و آن كلمه خبيثه را بر زبان نياورده بود و نگفته بود كه: هذيان! مي‎گويد يا به تعبير تصحيح شده بعض ديگر اهل‌سنّت گفت: «غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ»[32] كه باز همان معنا را مي‎دهد، اگر او آن‌گونه با مقام نبوّت برخورد نمي‎كرد، اين جسارت‌ها از پيروانش صادر نمي‎شد كه حتّي در عنوان باب صلوات كه در آن، اين احاديث را مي‎آوريد «آل» را از صلوات حذف نمايند.

 

هر شخص باانصافي از اين برخوردها و معارضه‎ها مي‎فهمد كه سياست، عليه اهل‌بيت(ع) چگونه عمل كرده و چگونه فضائل مسلم آنها را كتمان و از نشر احاديث آنان مانع شده و به جعل وضع اخبار در شأن معاندين پيغمبر‌(ص) و اهل‌بيت آن حضرت پرداخته است.

به هر صورت اين را بااينكه مدّعي دوستي اهل‌بيت هستند شعار قرار داده و همه‌جا «صلي‎الله عليه وآله وسلّم» را بدون: «وآله» مي‎گويند و مي‎نويسند! حتماً اگر يك‌هزارم اين تأكيدات و يك خبر بسيار ضعيف و مطعون‌السّند در شأن معاويه و بني‎اميّه و آل مروان و احترام از آنها بود به آن تمسّك مي‎كردند و التزام به آن را سنّت قرار مي‎دادند! اما در مورد اهل‌بيت رسالت وعترت پيغمبر‌(ص) اين اخبار معتبره را ترك مي‎نمايند همان‌طور كه روايات و احاديث آنها را ترك كرده و اخبار نواصب، خوارج، مرجئه، ظلمه و مؤيّدين بدترين حكومت‌هاي استبدادگرِ ستمكار را در كتاب‌هاي خود تخريج نموده‎اند.

فَإِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. هَذِهِ مُصِيبَةٌ مَا أَعْظَمَهَا وَأَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلَامِ وَنِعْمَ مَا قِيلَ:

قَضِيَّةٌ أَشْبَهُ بِالْمَرْزِئَةِ
بِالصَّادِقِ الصِّدِّيقِ مَا احْتَجَّ فِي
وَمِثْلِ عِمْرَانَ بْنِ حَطَّانَ أَوْ
إِنَّ الْإِمَامَ الصَّادِقَ الْمُجْتَبَى
أَجَلُّ مَنْ فِي عَصْرِهِ رُتْبَةً
قُلَامَةٌ مِنْ ظُفْرِ إِبْهَامِهِ
 

 

هَذَا الْبُخَارِيُّ إِمَامُ الْفِئَةِ
صَحِيحِهِ وَاحْتَجَّ بِالْمُرْجَئَةِ
مَرْوَانَ وَابْنِ الْمَرْأَةِ الْمُخْطِئَةِ
بِفَضْلِهِ الْآيُ أَتَتْ مُنْبِئَةً
لَمْ يَقْتَرِفْ فِي عُمْرِهِ سَيِّئَةً
تَعْدِلُ مِنْ مِثْلِ الْبُخَارِي مِئَةً[33]
 

 

در اينجا تيّمناً اين دو شعر را از شافعي در لزوم صلوات بر آل(ع) در نمازها مي‎آوريم:

يَا أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِ اللهِ حُبُّكُمْ
كَفَاكُمْ مِنْ عَظِيمِ الْفَخْرِ أَنَّكُمْ
 

 

فَرْضٌ مِنَ اللهِ فِي الْقُرْآنِ أَنْزَلَهُ
مَنْ لَمْ يُصَلِّ عَلَيْكُمْ لَا صَلَاةَ لَهُ[34]
 

 

و هم اين ابيات صلواتيّه لطيفه را از كتاب يكي از شوافع به‌ نام: رشفةالصَّادی من بحار فضائل النبیّ‌الهادی ـ تَوَسُّلاً بِهِمْ لِيَجْعَلَ اللهُ تَعَالَی عَاقِبَةَ أَمْري خَيْراً وَجَعَلَنِي مِنْ شِيعَتِهِمْ وَمَوَالِيهِمْ ـ مي‎آوريم:

 

يَا رَبِّ صَلِّ عَلَی النَّبِيِّ وَآلِهِ
يَا رَبِّ صَلِّ عَلَی النَّبِيِّ وَآلِهِ
يَا رَبِّ صَلِّ عَلَی النَّبِيِّ وَآلِهِ
يَا رَبِّ صَلِّ عَلَی النَّبِيِّ وَآلِهِ
يَا رَبِّ صَلِّ عَلَی النَّبِيِّ وَآلِهِ
وَاجْعَلْهُمْ شُفَعَائَنَا يَوْمَ اللِّقَاءِ
 

 

أَزْكَی الصَّلَاةِ وَخَيْرَهَا وَالْأَطْيَبَا
مَا لَاحَ بَرْقٌ فِي الْأَبَاطِحِ أَوْ خَبَا
مَا قَالَ ذُو كَرَمٍ لِضَيْفٍ مَرْحَباً
مَا أَمَّتِ الزُّوَّارُ طيبَةَ يَثْرِبَا
سُفُنِ النَّجَاةِ الْعِزِّ أَصْحَابِ الْعَبَا
فِي الْحَشْرِ إِذْ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَا[35]
 

 
 

[1]. احزاب، 56.

[2]. کليني، الکافي، ج2، ص492؛ فيض کاشانی، الوافی، ج9، ص1518؛ حرعاملي، وسائل‌الشيعه، ج7، ص194.

[3]. کليني، الکافي، ج2، ص493؛ صدوق، ثواب‌الاعمال، ص159؛ طبرسي، مکارم‌الاخلاق، ص312؛ حرعاملي، وسائل‌الشيعه، ج7، ص191 ـ 192.

[4]. کليني، الکافي، ج2، ص494.

[5]. کليني، الکافي، ج2، ص492.

[6]. کليني، الکافي، ج2، ص491؛ طبرسي، مکارم‌الاخلاق، ص274.

[7]. کليني، الکافي، ج2، ص493.

[8]. کليني، الکافي، ج2، ص494؛ طبرسي، مکارم‌الاخلاق، ص275؛ حرعاملي، وسائل‌الشيعه، ج7، ص95.

[9]. کليني، الکافي، ج2، ص495؛ حرعاملي، وسائل‌الشيعه، ج7، ص202.

[10]. سيوطي، الدرالمنثور، ج5، ص215 ـ 218.

[11]. متقي هندي، کنزالعمال، ج2، ص275 ، 277.

[12]. متقي هندي، کنزالعمال، ج2، ص279.

[13]. متقي هندي، کنزالعمال، ج7، ص484.

[14]. متقي هندي، کنزالعمال، ج2، ص282 ـ 283.

[15]. متقي هندي، کنزالعمال، ج7، ص483.

[16]. متقي هندي، ‌کنزالعمال، ج7، ص483 ـ 484.

[17]. متقي هندي، ‌کنزالعمال، ج7،‌ ص483 ـ 484.

[18]. بخاري، ‌صحيح، ج4، ص 118.

[19]. بخاري،‌ صحيح،‌ ج6، ص27.

[20]. بخاري، صحيح، ‌ج7، ص156.

[21]. مسلم نيشابوری، صحيح، ج2، ص16.

[22]. ابو‌داوود سجستاني، سنن، ج1، ص221.

[23]. ابوداوود سجستاني، سنن، ج1، ص222.

[24]. ابن‌ماجه قزوینی، سنن، ج1، ص293 ـ 294.

[25]. احمد بن حنبل، مسند، ج4، ص119.

[26]. احمد بن حنبل، مسند، ج4، ص241.

[27]. احمد بن حنبل، مسند، ج5، ص274.

[28]. احمد بن حنبل، مسند، ج5، ص353.

[29]. حميدي، مسند، ج2، ص310 ـ 311.

[30]. ترمذي، سنن، ج1، ص301 ـ 302.

[31]. نسائي، سنن، ج3، ص47 ـ ‌48.

[32]. بخاری، صحيح، ج5، ص127 – 138؛ مسلم نيشابوری، صحيح، ج5، ص76 و ديگر مصادر حديثی و تاريخی شيعه و اهل‌سنّت.

[33]. ابن‌عقيل علوی، النصائح‌الکافيه، ص119؛ همو، العتب‌الجميل، ص38؛ امين عاملی، اعيان‌الشيعه، ج1، ص667. قضيّه و جريانی که خيلی شبيه به مصيبت بزرگ است، اين بخاری پيشوا و رهبر گروه سنّت و جماعت است که در کتاب صحيح خودش با سخن امام صادق راستگو استدلال و احتجاج نکرده است؛ امّا با سخن گروه مرجئه احتجاج کرده است و با سخن مثل عمران بن حطّان يا مروان و پسر زن خطاکار احتجاج کرده است. بی‌ترديد امام صادق برگزيده کسی که آيه‌های قرآن فضل و برتری او را خبر داده است، رتبه و مقام او از همه کسانی که در عصر و زمان او بودند برتر و والاتر است؛ در همه عمرش کار زشت و گناهی را دست نزده است؛ ريزه‌ای از ناخن ابهام او با صدتای مثل بخاری برابر است.

[34]. زرندی، معارج‌الوصول، ص25؛ صالحی شامی، سبل‌الهدی و الرشاد، ج11، ص11؛ شرف‌الدين موسوی، النص و الاجتهاد، ص81؛ همو، المراجعات، ص85. «اي اهل‌بيت رسول خدا، حبّ شما در قرآن واجب شده است. در عظمت شما همين بس که هرکس در نماز بر شما صلوات نفرستد نمازش باطل است».

[35]. علوی حضرمی، رشفة‌الصادی،‌ ص75. پروردگارا بر پيامبر و خاندان او پاکيزه‌ترين و بهترين درود خود را بفرست. پروردگارا بر پيامبر و خانواده او تا چندی که  در مکه و مدينه برق و آذرخش آشکار شود يا پنهان و خاموش شود درود بفرست. پروردگارا بر پيامبر و خاندان او تا وقتی‌که شخص دارای کرامت و بخشش به مهمان خوش‌آمد بگويد درود بفرست. پروردگارا بر پيامبر و خاندان او تا وقتي‌که زيارت‌کنند‌ه‌ها مدينه منوّره را قصد کنند درود بفرست. پروردگارا بر پيامبر و خاندان او درود بفرست، آنهايی که کشتي نجات سرفراز اصحاب عبا هستند، آنها را در روز ملاقات در حشر شفاعت‌کنندگان ما قرار بده هنگامی که از خبر بزرگ و مهم از همديگر می‌پرسند.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: