وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قال الإمام الصادق عليه السلام: «مَن قَال فينا بَيتَ شعر بَني اللهُ له بَيتاً في الجنة» السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ للهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ...
پنجشنبه: 24/آبا/1397 (الخميس: 6/ربيع الأول/1440)

﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ...﴾؛[1]

«و گفت پروردگار شما كه بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را...».

يكى از احساسات اصيل و حقيقى بشر كه ريشه فطرى دارد، توجّه به دعا و ارتباط‌‌يافتن با عالم غيب و مبدأ آفرينش و قدرت ازلى الهى است.

حاجت به دعا در ذات بشر موجود است، و در هنگام اضطرار و نااميدى از وسايل متعارف و اسباب و قواى مادّى آشكارتر مى‌شود و انسان بى‌اختيار، با جان‌ودل به‌سوى خداوند كريمِ كارساز روى مى‌آورد و از او يارى و مدد مى‌طلبد.

دعا بهترين غذاى روح و نشاط‌بخش روان است، و هيچ وسيله‌اى براى اقناع روح وسيع بشر از آن مؤثرتر نيست.

 

دعا سلاح مؤمن است، خستگى‌ها را مى‌برد و فشار مصائب و آلام را سبك می‌سازد.

انوار دعا، ضماير را روشن و تيرگى قلوب را برطرف مى‌نمايد.

چه احساسى از احساس احتياج به دعا بهتر، و براى كمال نفس مفيدتر است؟!

دعاكننده ضعف و فقر و نياز و حاجت خود را، كه تمام هويّت هر ممكن است، درك مى‌كند، و به قدرت و توانايى و بى‌نيازى مطلق خداى جهان پناه مى‌برد، و با منبع واقعى تمام قدرت‌ها و بى‌نيازى‌ها و كمالات، ارتباط برقرار مى‌كند و ضعف و فقر و حاجت خود را با آن جبران مى‌نمايد، و با اطمينان و اعتماد، به‌سوى آينده هرچه بهتر گام برمى‌دارد.

اگر دعا نباشد و اگر بشر خدا را نخواند، چگونه مى‌تواند بر حوادث پيروز شود؟ و در سختى‌ها و شدايد، چه پناه‌گاهى دارد؟

فوايد نفسى و روحى و تربيتى دعا، و حتى تأثير آن در ترقّى فكر و معالجه بيمارى‌هاى روانى ثابت شده است و بشر عصر فضا، به اين فوايد بيشتر از گذشته نياز دارد.

چون دعا براى انسان يك امر فطرى است و شعور هركس به آن مسلّم است، پيشرفت علم و صنعت، بشر را از آن بى‌نياز نساخته؛ بلكه دعا يك امر لازم و ضرورى زندگى انسان شناخته شده، و در

 

اجتماعات به‌اصطلاح پيشرفته، توجّه به مظاهر دعا روبه‌افزايش است.

در روش دعا نيز، مثل نواحى ديگر، انسان محتاج به هدايت‌هاى صحيح و معقول است كه اين احساس فطرى و ضرورت روحى، سبب گمراهى و سقوط او نشود، و وسيله‌اى براى افراد سودجو و منحرف نگردد.

مظاهر دعا در جاهليت و ميان ملل قبل از اسلام و ملل غيرمسلمان معاصر، مظاهرى بود كه به انحطاط فكرى و اخلاقى و خرافه‌پرستى[2] كمك مى‌كرد، و تبهكارى‌ها را زياد و اعمال غيرانسانى و وحشيانه را ترويج مى‌نمود.

 

وقتى آفتاب جهان‌تاب اسلام در جهان تابيد، و پرده‌هاى خرافات را دريد، چنانچه مى‌دانيم انقلاب عظيم آن، همه شئون زندگى اجتماعى، معنوى، اخلاقى، فكرى و سياسى را فرا گرفت، و در همه نواحى وارد شد و تاريكى‌ها را برطرف كرد.

دعا نيز از امورى بود كه طبعاً در درجه نخست، مستقيم و غيرمستقيم مشمول اين انقلاب گشت و برنامه آن، طورى ريخته شد كه شايسته شأن هر بشر آزاد و مترقّى و فهميده، و براى همه طبقات و تربيت عموم، مفيد و مدرسه آموزش‌وپرورش باشد.

اسلام برنامه‌هاى آزادى‌بخش دعا را اجرا كرد، و شخص پيغمبر اكرم(ص) و اوصياى آن حضرتعلیهم‌السلام برنامه‌هاى دعا را به مسلمانان آموختند، و بسيارى از اهداف عاليه اسلام را درضمن دعا به مردم تعليم و در دسترس جامعه گذاردند.

يكى از ذخاير بزرگ علمى و تربيتى اسلام را بايد دعا شمرد؛ زيرا مسائل توحيد و الهيات و نبوّت و نظام حكومت و زمامدارى و اخلاق و حقوق مدنى و احكام و آداب مختلف، همه در دعاهايى كه از اهل‌بيت رسالتعلیهم‌السلام رسيده، مطرح شده و به‌طور تحقيق، مدرسه دعاى اهل‌بيتعلیهم‌السلام، يكى از مدارس عاليه‌اى است كه در رشد فكرى و ترقّى روحى و اجتماعى مسلمانان- اگر از آن استفاده شود - اثر عظيم دارد و تا مسلمان اين مدرسه را نبيند، شخصيت اسلامى او كامل نمى‌شود؛ مدرسه‌اى است

 

كه درب آن همواره شب و روز به روى همگان باز، و تكرار درس‌هاى آن، شخص را على‌الدوام از درجه‌اى به درجه بالاتر صعود مى‌دهد.

ما در اينجا نمى‌خواهيم فلسفه و اسرار دعا و ارزش ادعيه مأثوره از اهل‌بيتعلیهم‌السلام؛ مانند صحيفه سجاديه و نقش دعا را در ساختن شخصيت بيان كنيم و نمونه‌هايى از جمله‌هاى ادعيه و مضامين بلند آنها را در هر موضوع بياوريم،[3] تا معلوم شود دين ما در هر ناحيه تا چه حدّ غنى است و چه سرمايه‌هاى باارزش و وسايل سعادت و نيک‌بختى در دسترس ما قرار دارد و از آن استفاده نمى‌كنيم؛ زيرا اين موضوع محتاج به تأليف كتابى جداگانه است؛ بلكه فقط مى‌خواستيم متوجّه باشيم كه هدايت‌هاى اسلام به حدّ كافى و وافى دعا را نيز فرا گرفته، و به‌طور صحيح تقاضاى فطرت ما را برآورده و برداشت بهترين بهره‌ها را از دعا پيشنهاد كرده است.

 
[1]. غافر، 60.
[2]. اگر بعضى گمان كنند ملل به‌اصطلاح پيشرفته عصر ما، از خرافات و انديشه‌هاى بى‌اصل و باورهايى كه حاكى از عدم رشد و عليل‌بودن قواى فكرى است، آزاد شده‌اند، اشتباه مى‌نمايند. آنها با همه ادّعاهايى كه دارند، چنان گرفتار خرافات هستند كه واقعاً عجيب است. آمارهايى كه گاهى در مجلاّت و روزنامه‌ها مى‌خوانيم، معلوم مى‌سازد كه اين صاحب‌اختيار آن جوامع انسانى محروم، در هر رشته از مظاهر زندگى تا چه حدّ گرفتار خرافات و روش‌هاى ناپسند هستند كه اگر يك‌صدم آن از يك جامعه شرقى ظاهر شود، از هر سو چماق ارتجاع و عقب‌ماندگى را بر سرش مى‌كوبند.
هم‌اكنون در كشورهاى غربى، مردم اعتقاد عجيبى به فال‌گيرها دارند كه متأسفانه غرب‌زدگى، بعضى جرايد ما را نيز مشوق آن ساخته است. تنها فرانسه طبق يك خبر رسمى (روزنامه اطلاعات، شماره 11460) در يك سال، بيش از سيصد‌ميليارد فرانك به فال‌گيرها پرداخته است. در ساير رشته‌ها نيز زندگى اين جوامع، پُر است از تضادّ و ضعف قواى عقلانى و اعمال خلاف شرف و فضيلت. باز در همين روزنامه (اطلاعات، شماره 13823، ص 6) مقاله «در قلب آمريكاى متمدّن» را بخوانيد تا از انحطاط قواى فكرى و معنوى به‌اصطلاح پيشرفته و مافوق بشر مطّلع شويد.
[3]. در كتاب عالى ترين مكتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارك رمضان اثر نگارنده به‌طور اختصار پيرامون دعا و برنامه‌هاى ماه مبارك مطالبى كه با اين بحث ارتباط دارد، نوشته شده است.
موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: