وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قالَ اللهُ تَعالی: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ انَّ الاَرْضَ يَرِثُها عِبادِي الصّالِحُونَ»(۱) مراسم شكوهمند تعظيم عيد بزرگ نيمه شعبان، ولايت يگانه منجی عالم، موعود انبيا و اوصيا و صفی انبياء،...
جمعه: 5 / 03 / 1396 ( )

روز حسين‌(علیه‌السلام)

در ميان حوادث و پيشامدهاي بزرگ و دلخراش تاريخ، هيچ واقعه‎اي نيست كه مانند حادثه جانسوز كربلا همه‌ساله مراسم سالگرد آن با شكوه و عظمت فراوان و شركت تمام طبقات از زن و مرد، پير و جوان برگزار و مجالس يادبود و تذكار آن همواره در منازل، مساجد، مدارس، تكايا، و حسينيه‎ها، بازار، خيابان و بنگاه‌ها تشكيل گردد، و خطبا در پيرامون آن سخنراني، و نويسندگان كتاب‌ها و مقالات بنويسند و مرور زمان و تكرار اين مراسم آن را كهنه نسازد، و از اعتبار و اهميّت آن نه تنها چيزي كاسته نگردد بلكه عظمتش روزافزون و در هر عصري براي فلسفه آن معنايي عالي و هدف‌هايي ارزنده درك و استنباط شود.

روز حسين‌(علیه‌السلام) ، روزي شد كه هرگز گذشت ازمنه و اعصار، آن را از ياد نخواهد برد.

حادثه عاشورا واقعه‎اي است كه دل‌هاي ارباب ايمان و عشّاق فضيلت و حقیقت در برابر آن به خاك تعظيم افتاد، و مشعل نورپاشي شد كه در قرون و ادوار روزگار، چراغ هدايت مردان بزرگ و رهبران مصلح گرديد، و آنها را از ظلمات تحيّر و سرگرداني نجات داد. كاري كه حسين‌(علیه‌السلام)  كرد يك كار عادي كه مانند آن را تاريخ نشان دهد نبود بلكه يك كار و قيام بي‎سابقه بود.

يك كار و عمل خدايي بود كه جوامع عالم جبروت، و سكّان صوامع ملكوت و ملأ اعلي آن را بزرگ‌ترين تجلّي كمال مقام انساني دانستند، و قهرمانان فضيلت

 

بشري و صاحبان عقول كامله، و واصلان حقايق عاليه، پيغمبران اولواالعزم، اولياي عالي‌قدر و شهداي راه اصلاح و هدايت، آن را نمونه ممتاز و منحصربه‌فرد نمايش قدرت اراده، قوّت عزم و ثبات، كمال ايمان، صبر و فداكاري و شجاعت شمردند.

ايمان خالص، مردانگي، صراحت، وفا و علّو همّت، شكيبايي و استقامت، مقاومت در برابر تجاوز و ستم، از سرتاسر اين حادثه تاريخي و اَلَم‎زا نمايان و هويداست.

عظمت مقصد، اِباي نفس و بي‎اعتنايي به زخارف دنيا و ماديّات، و مرگ باعزّت و شرافت را بر زندگي با ننگ و ذلّت برگزيدن از جريان آن ظاهر و پيداست.

شرح اين داستان، شرح كمال روح انسان، و تحقير تمام مظاهر مادّي و لذائذ دنيوي و محكوم ساختن شرك و كفر و ستم و بيدادگري است. تاريخ اين فاجعه جانكاه، تاريخ فداكاري بي‎مانند در راه مبدأ و عقيده، و احترام از شرف و كرامت حقّ، و كوشش براي آزادي و نجات جوامع محروم است، پس شگفت‎انگيز نيست اگر صدايش در جهان پيچيد، و بانگش در گوش‌ها مانند بانگ اذان برجا و پايدار مانده، و باآنكه بيش از هزاروسيصد سال است كه گويندگان و نويسندگان از آن سخن مي‎گويند، اهميّت آن همچنان در دل‌ها باقي است، و بر آن رادمردان باايماني كه در راه ايمان به خدا، و اجراي احكام خدا استقامت ورزيده و شربت شهادت نوشيدند، درود مي‎فرستند.

آنان جوانمرداني بودند كه دوستي دنيا و قيافة مهيب مرگ در زير شمشير و نيزه، آنها را در برابر طغيان اهل باطل، سست و خاضع و حقير نساخت، و آنچه را باعث ضعف اراده و كوتاهي همّت مي‎شود از جاه و مقام، زر و زيور، همسر و فرزند پشت‌ سر گذاشته و آخرين مرتبه آزادگي روح را مالك شدند.

در برابر آنها، گروهي پست و نفوسي پليد قرار گرفتند كه روح و دلشان هرگز از كمند بندگي منصب و درجه و لذائذ مادّي آزاد نگشته و از حرّيت ضمير و

 

بيداري وجدان بي‎بهره بودند و از كشتن اخيار و بندگان خدا و اطفال و شيرخواران باك نداشتند.

در حساب مردم مادّي، در اين پيكار بُرد با دسته اشرار و دشمنان دين بود، و ايمان و عقيده‎اي كه حسين‌(علیه‌السلام)  و اصحابش را مظهر آن استقامت و فداكاري بي‎نظير قرار داد، ارزش نداشت، و پايان آن حادثه، پايانِ روز عاشورا بود. اما در حساب واقع و تاريخ فضيلت و بلندپروازي‌هاي روح انسان و در حساب موازين قرآن و اسلام، پيروزي جاويد نصيب حسين‌(علیه‌السلام)  و يارانش شد.

در ميزان اصحاب فضيلت، قيمت و بهاي انسان، اين منافع فانيه و لذائذ زودگذر نيست و حساب سود و زيان و شكست و پيروزي مردان بزرگ با اين ترازوها صحيح نيست.

در ميزان حقيقت، قيمت و ارزش اشخاص به مقدار قوّت ايمان و اراده آنهاست، و پيروزي واقعي، پيروزي باطن بر ظاهر، روح بر جسم، و حقيقت بر مجاز است؛ پيروزي، پايداري در راه مقصد و هدف و تسلّط بر عوامل ضعف روح و تباهي ايمان است.

آري، مردم همه مي‎ميرند، و بسا كساني كه در راه عقيده و ايمان به حقّ جان سپردند ولي مانند شهيدان كربلا نامدار و جاويد نماندند و آن آزادگي و استقامتي كه آنها نشان دادند در ساير ميدان‌هاي مواجهه حقّ و باطل آشكار نشد.

آنان دليران شيردلي بودند، باآنكه مي‎توانستند با كناررفتن از آن ايستگاه خطرناك جان خود را حفظ كنند، با پاي خويش به استقبال مرگ و شهادت رفتند و راستي اگر آنها آن روز در آن ميدان عقب‎نشيني كرده و دوستي جان و مال و مقام، و بيم از شمشير و مرگ آنها را شكست مي‎داد زيان و ضرري كه به انسانيت و موازين عاليه اسلامي وارد مي‎شد بيش از اندازه تصوّر بود.

 

ميدان كربلا ميدان نبردي بود كه صحنه جهاد و جنگ همان زمين كربلا نبود و نبرد، نبرد آن اشخاصي كه در آنجا با هم روبه‌رو شدند نبود، بلكه نبرد، نبرد حقّ و باطل و اسلام و كفر بود و اگر اهل حقّ عقب‎‌نشيني مي‎كردند، عقب‌نشيني آنها در همان ‌جا و در آن روز به پايان نمي‎رسيد و براي آيندگان و نسل‌هاي آتيه آثار خطرناك و مأيوس‌كننده داشت؛ زيرا تماشاكنندگان آن صحنه خونين، تنها مردم دنياي معاصر آنها و مسلمان‌هاي آن زمان نبودند، بلكه تماشاگران آن صحنه، تمام ملل اسلام و توده‎هاي مظلوم و محروم در مرور اعصار بوده و هستند، لذا حسين‌(علیه‌السلام)  و يارانش آن استقامت عجيب و حيرت‎افزا را در آن ميدان بلا نشان دادند و دشمن بدن‌هاي پاك آنها را پاره‎پاره ساخت ولي بر روح و اراده و نيّت و هدف آنها دست نيافت.

قَدْ غَيَّرَ الطَّعْنُ مِنْهُم كُلَّ جَارِحَةٍ
 

 

إِلَّا المَکَارِمَ فِي أَمْنٍ مِنَ الْغِيَرِ[1]
 

 

نيزه (سلاح) تمام اعضاي بدن آنان را تغيير داد (پاره‎پاره كرد) مگر بزرگواري‌هاي آنان را كه از دگرگوني در امان است.

 

[1]. ازري، ديوان، ص301.

نويسنده: 
کليد واژه: