وریز وجوهات
ورود به جدّه   جده يكي از بنادر معروف و شهرهاي عربستان است و شهرت جهاني دارد. اين شهر در هفتاد و سه چهار كيلومتري مكه معظمه واقع است و به صورت يكي از آبادترين شهرهاي عربستان است كه مي‎توان گفت تمام ساختمان‌هاي آن قصور و كاخ‌هاي مدرن و...
دوشنبه: 30 / 05 / 1396 ( )

1ـ  آيه مودّت

﴿ قُلْ‏ لَا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى‏﴾؛[1]

«بگو من از شما اجر رسالت نمي‎خواهم، جز مودّت و دوستي خويشاوندانم».

يكي از آيات قرآن مجيد كه از آن عظمت مقام امام‌حسين‌(علیه‌السلام)  استفاده مي‎شود اين آيه كريمه است.

احمد بن حنبل در مسند،[2] و ابونعيم حافظ،[3] ثعلبي،[4] طبراني،[5] حاكم نيشابوري،[6]

 

فخر رازي،[7] شبراوي،[8] ابن‌حجر هيتمي،[9] زمخشري،[10] ابن‌منذر،[11] ابن‌ابي‌حاتم،[12] ابن‌مردويه،[13] سيوطي[14] و گروهي ديگر از علماي اهل‌سنّت از ابن‌عبّاس روايت كرده‎اند: آنگاه كه آيه ﴿قُلْ‏ لَا أَسْئَلُكُمْ‏…﴾[15] نازل شد، گفتند: اي پيامبر خدا كيستند اين خويشاوندان تو، كه واجب گرديده بر ما مودّت و دوستي آنان؟

فرمود: «علي و فاطمه و دو پسر آنها».[16]

و اين معنا را شيخ شمس‌الدّين ابن‌العربي به نظم در آورده است:

رَأَيْتُ وِلائي آلَ طه فَرِيضَةً
فَمَا طَلَبَ المَبْعُوثُ أَجْراً عَلَی الْهُدَی

 

 

عَلَی رَغْمِ أَهْلِ الْبُعْدِ يُورِثُنِي القُرْبا
بِتَبْلِيغِهِ إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَی[17]
 

 

محبّت خود را نسبت به آل طه (اهل‌بيت پيغمبر) فريضه و واجب مي‌دانم برخلاف کساني كه از اهل‌بيت دورند، اين عمل مرا به خدا نزديك مي‎كند؛ پس آن پيامبر‌(ص)  فرستاده‌شدة براي هدايت مردم، جهت تبليغ خود اجري نخواست جز دوستي خاندانش.

 

و شافعي هم گفته است:

يَا أَهْلَ ‌بَيْتِ رَسُولِ اللهِ حُبُّكُمُ
كَفَاكُمُ مِنْ عَظِيمِ الْقَدْرِ أَنَّكُمُ

 

 

فَرْضٌ مِنَ الله فِي الْقُرْآنِ أَنْزَلَه
مَنْ لَم يُصَلِّ عَلَيْكُمْ لا صَلاةَ لَهُ[18]
 

 

اي خاندان پيامبر! محبّت شما فريضه‎اي است كه خداوند در قرآن آن را نازل كرده است، همين‌قدر در عظمت مقام و ارزش شما بس كه اگر كسي (در نماز) بر شما صلوات نفرستد، نمازش باطل است.

 

[1]. شوري، 23.

[2]. احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص229، 286؛ ر.ک: ابن‌بطریق، خصائص ‌الوحی‌المبین، ص109.

[3]. ابونعیم اصفهانی، حلیة‌الاولیاء، ج3، ص201.

[4]. ثعلبي، تفسير، ج8، ص310.

[5]. طبراني، المعجم‌الکبير، ج3، ص47؛ ج11، ص351.

[6]. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج2، ص444.

[7]. فخررازی، التّفسیرالکبیر، ج27، ص166.

.[8] شبراوي، الاتحاف، ص43.

[9]. ابن‌حجر هيتمي، الصّواعق‌المحرقه، ص170.

[10]. زمخشری، الکشّاف، ج3، ص467.

.[11] ر.ک: امینی، الغدیر، ج2، ص307.

.[12] ابن‌ابی‌حاتم، تفسیر، ج10، ص3276.

.[13] ابن‌مردویه اصفهانی، مناقب علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام)، ص316.

[14]. سيوطي، احياء‌الميّت بفضائل اهل‌البيت، ص20، ح2؛ همو، الدرالمنثور، ج6، ص7.

[15]. شوری، 23.

[16]. ابن‌بطریق، خصائص الوحي‌المبين، ص109 ـ 111؛ همو، عمدة عیون صحاح‌الاخبار، ص47 ـ 50؛ سیوطی، الأكليل، ص191؛ امینی، الغدير، ج2، ص307.

[17]. ابن‌حجر هيتمي، الصّواعق‌المحرقه، ص170؛ صبان، اسعاف‌الرّاغبين، ص106.

[18]. زرندي، نظم دررالسّمطين، ص18؛ ابن‌حجر هيتمي، الصّواعق‌المحرقه، ص228؛ شبراوي، الاتحاف، ص83؛ صبّان، اسعاف‌الراغبين، ص108.

نويسنده: 
کليد واژه: