وریز وجوهات
  تفكر در هواپيما اِنَّ في خَلْقِ السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَ اخْتِلافِ الْلَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتي تَجْري فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النّاسَ، وَ ما اَنْزَلَ اللهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماء فَاَحْيا بِهِ اْلاَرْضَ بَعْدَ...
دوشنبه: 30 / 05 / 1396 ( )

3ـ  آيه مباهله

﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَی الْكَاذِبِينَ﴾.[1]

ازجمله آياتي كه بر فضيلت و بلندي رتبه و مقام سيدالشهدا‌(علیه‌السلام)  به‌اتّفاق مسلمانان گويا و ناطق است آيه مباهله است.

از مظاهر و دلائل قوّت ايمان پيغمبر‌(ص)  به رسالتش داستان مباهله است، زيرا پيشنهاد مباهله ازطرف آن حضرت اگر مؤمن به دعوت خود نبود، يك انتحار واقعي و دادن سند بطلان دعوت به دست دشمن بود چون حال از دو قسم بيرون نبود، يا نفرين نصاراي نجران در حقّ آن جناب مستجاب مي‎شد، و يا آنكه نه نفرين نصاري و نه نفرين پيغمبر‌(ص)  به آنها مستجاب مي‎گشت؛ كه در هر دو صورت بطلان ادّعاي آن حضرت آشكار مي‎گشت، و هيچ خردمندي كه مدّعي نبوّت باشد، چنين پيشنهادي نداده و سند بطلان دعواي خود را به دست مردم نخواهد داد مگر آنكه صددرصد اطمينان به استجابت دعاي خود و هلاكت دشمن داشته باشد، و پيغمبر اكرم‌(ص)  چون يقين جزمي به صحّت رسالت و استجابت دعاي خود و نابودي دشمن در صورت مباهله داشت با كمال شجاعت و صراحت پيشنهاد مباهله داد.

شركت دادن علي و حسن و حسين و فاطمه زهرا(علیهم‌السلام) در مباهله كه به تعيين و امر خداوند بود نيز، دليل بر اين است كه اين چهار نور مقدّس كه با پيغمبر‌(ص)

 

  در مباهله حاضر شدند، شايسته‎ترين و گرامي‎ترين خلق در نزد خدا، و عزيزترين همه در نزد پيغمبر خدا بوده‎اند.

آيه مباهله اعلان جلالت مقام، و تقرّب خاصّ آنها به خداوند متعال است. پس اين فضيلت براي امام‌حسين‌(علیه‌السلام)  از فضايل بسيار بزرگي است كه در چنين مراسم بااهميت و تاريخي، همكار و همراه پيغمبر شود، و از ميان تمام امّت از صغير و كبير و زن و مرد، او و پدر و مادر و برادرش را خدا انتخاب نمايد.

جريان مباهله را مفسّرين بزرگ و محدّثين و مورّخين در كتاب‌هاي تفسير و حديث و تاريخ نقل كرده‎اند، و از اينكه مصادر و مدارك آن را نشان بدهيم بي‎نيازيم. اما درعين‌حال چندين كتاب را نام مي‎بريم تا هركس خواست مراجعه نمايد:

تفسير طبري؛ تفسير بيضاوي؛ تفسير نيشابوري؛ الكشّاف زمخشري؛ الدّرالمنثور سيوطي؛ اسباب‌النزول واحدي؛ الاكليل سيوطي؛ مصابيح‌السنّه بغوي؛ سنن ترمذي و كتب ديگر.

 

 

[1]. آل‌عمران، 61. «پس هركس با تو درباره عيسي در مقام محاجّه (و مجادله) برآيد، بعد از آنكه (به وحي خدا به احوال او) آگاهي يافتي، به او بگو: بياييد ما و شما با فرزندان و زنان خود به مباهله برخيزيم و در دعا و التجا به درگاه خدا اصرار كنيم تا دروغ‌گويان (و كافران) را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازيم».

نويسنده: 
کليد واژه: