وریز وجوهات
با نزدیک شدن به ایام ماه ذی الحجة الحرام، هیئت استفتاء و دیگر اعضای بعثه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله الوارف) در مکّه معظّمه استقرار یافتند. حجّاج محترم جهت طرح سؤالات و استفتائات شرعی خود، و اطلاع از مناسک و کیفیت اعمال...
دوشنبه: 30 / 05 / 1396 ( )

13ـ ياری حسين‌(علیه‌السلام)  از واجبات است

اين مادّه از بسياري از احاديثي كه پيش از اين آورده شد، و بعد از اين نيز مرقوم خواهد شد استفاده مي‎شود، و اگر سران مسلمانان كه حكومت يزيد را شرعي نمي‎دانستند، مانند

 

ابن‌زبير و ابن‌عمر و ديگران، حسين‌(علیه‌السلام)  را ياري كرده بودند تاريخ اسلام غير از اين بود كه اكنون هست و اعتراض بزرگي كه بر آن مردم وارد است، همين است.

انس بن‌ حارث بن نبيه كه خود از كساني است كه به سعادت شهادت در ركاب حسين‌(علیه‌السلام)  نايل شد، از پدرش كه يكي از صحابه، و از اهل صفّه است روايت كرده كه گفت: شنيدم پيغمبر‌(ص)  درحالي‌كه حسين‌(علیه‌السلام)  در دامانش بود مي‎فرمود:

«إِنَّ ابْنِي هَذَا يُقْتَلُ فِي أَرْضٍ يُقَالُ لَهَا الْعِرَاقُ فَمَنْ أَدْرَكَهُ فَلْيَنْصُرْهُ»؛[1]

«به‌درستي‌كه اين پسرم در زميني كه به آن عراق گفته مي‎شود كشته خواهد شد، پس هركس او را درك كند بايد ياريش كند».

و سيوطي از بغوي، ابن‌سكن و باوردي، و ابن‌منده و ابن‌عساكر از انس بن حارث به اين لفظ روايت كرده است:

«إِنَّ ابْنِي هَذَا يُقْتَلُ بِأَرْضٍ مِنْ الْعِرَاقِ يُقَالُ لَهَا كَربَلَاءُ فَمَنْ شَهِدَ ذَلِكَ مِنْهُمْ فَلْيَنْصُرْهُ».[2]

خوارزمي درضمن خبري طولاني نقل كرده كه حسين‌(علیه‌السلام)  به ابن‌عبّاس فرمود: «آيا مي‎داني كه من پسر دختر رسول خدا هستم؟».

عرض كرد: آري! غير از تو كسي را نمي‎شناسم كه پسر پيغمبر باشد، و ياري و نصرت تو بر اين امت واجب است آن‌چنان كه روزه و زكات واجب است كه يكي از اين دو بدون ديگري پذيرفته نشود.

 

حسين‌(علیه‌السلام)  فرمود: «پس رأي تو چيست در حقّ مردمي كه پسر دختر پيغمبر را از وطن و خانه و جايگاه و زادگاهش، و حرم رسول و جوار قبر پيغمبر و مسجد و محلّ هجرت آن حضرت خارج نمودند، و او را بيمناك و سرگردان گذاردند كه قرارگاه ومنزل و مأوايي نداشته باشد و قصدشان از اين سخت‌گيري‌ها كشتن او و ريختن خونش باشد درحالي‌كه او شركي به خدا نياورده، و غير از خدا را وليّ امر خود قرار نداده، و از روش پيغمبر و جانشينان او تخلّف نكرده باشد؟».

ابن‌عبّاس گفت: نمي‎گويم در حقّ آنها مگر آنكه آن كسان كافر به خدا و پيغمبر شدند، و اگر نماز بخوانند از روي كسالت و رياكاري است و بر مثل اين مردم عذاب بزرگ‌تر خدا نازل گردد، و اما تو، اباعبداللّه پس تو سرسلسله افتخار و مباهاتي، پسر پيغمبري پسر وصيّ پيغمبر و فرزند زهرا هستی كه همانند مريم بود پس گمان مبر اي پسر رسول خدا كه خدا از آنچه ستمكاران مي‎كنند غافل است، و من گواهي مي‎دهم كه هركس از مجاورت تو و مجاورت فرزندان تو كناره‎گيري كند در آخرت نصيب و بهره‎اي نخواهد داشت.

حسين‌(علیه‌السلام)  فرمود: «خدايا گواه باش».

ابن‌عبّاس گفت: فداي تو شوم! گويا به من خبر از مرگ خودت مي‎دهي و از من مي‎خواهي تو را ياري كنم، سوگند به خدايي كه غير از او خدايي نيست، اگر در پيش روي تو شمشير بزنم تا شمشيرم بشكند و دست‌هايم قطع شود اندكي از حقّ تو را ادا نكرده باشم هم‌اكنون من حاضر در خدمت تو هستم به هر گونه فرمان‌داري فرمان بده!

اين خبر طولاني است و بعضي از قسمت‌هاي ديگر آن را در آينده نقل مي‎كنيم؛ در آغاز اين خبر است كه عبدالله بن عمر گفت: شنيدم رسول خدا‌(ص)  فرمود:

«حُسَيْنٌ مَقْتُولٌ فَلَئِنْ خَذَلُوهُ وَلَمْ يَنْصُروهُ لَيَخْذُلَنَّهُمُ اللهُ اِلَی يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛[3]

 

«حسين كشته مي‎شود پس اگر او را رها کنند، و ياريش نكنند خدا آنها را تا روز قيامت خوار و زبون خواهد کرد».

 

[1]. ابن‌عساکر، ترجمة الامام الحسین(علیه‌السلام)، ص347 ـ 349؛ همو، تاریخ مدینة دمشق، ج14، ص223؛ ابن‌اثير جزري، اسدالغابه، ج1، ص349؛ متّقی هندی، کنزالعمّال، ج12، ص126.

[2]. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج14، ص224؛ ر.ک: ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج8، ص271؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج1، ص271؛ صالحی شامی، سبل‌الهدی و الرّشاد، ج11، ص75؛ متّقي هندي، كنزالعمّال، ج12، ص126.

[3]. خوارزمي، مقتل‌الحسين(علیه‌السلام)، ج1، ص‌191 – 192، فصل10؛ نیز ر.ک: ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج5، ص23 ـ 26.

نويسنده: