وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم رحلت عالم ربانی، روحانی زاهد و سالک الی الله ، زین الخطباء و المحدثین مرحوم حجت الاسلام و المسلمين آقای حاج شیخ مهدی مظاهری رضوان الله تعالی علیه موجب تأثر و تاسف گردید. آن عالم وارسته سالیان متمادی در تهذیب نفوس و تربیت...
سه شنبه: 26/دى/1396 (الثلاثاء: 28/ربيع الثاني/1439)

18ـ وديعه پيغمبر(ص)

شبراوي و سبط ابن‌جوزي نقل كرده‎اند كه وقتي زيد بن ارقم به ابن‌زياد اعتراض كرد، و گفت: من در زماني طولاني مي‎ديدم پيغمبر‌(ص)  ميان اين دو لب را مي‎بوسيد، زيد گريست، و ابن‌زياد با او درشتي كرد، و او را به كشتن تهديد نمود و گفت: اگر پير خرفي نبودي، گردنت را مي‎زدم.

زيد از مجلس ابن‌زياد برخاست، و مي‎گفت: مردم، شما از اين پس بندگانيد (يعني بايد غلام و بنده بني‌اميّه و كارگزاران آنها باشيد) پسر فاطمه(علیها‌السلام) را كشتيد و پسر مرجانه را زمامداري، و حكومت داديد. به خدا نيكان شما را مي‎كشند، و بدان شما را بنده مي‎سازند. پس دور باد از عزّت، آن‌كس كه راضي به ذلّت و عار گردد. سپس برگشت و به ابن‌زياد گفت:

حديثي براي تو بگويم كه خشم تو از آن بيشتر شود: ديدم پيغمبر‌(ص)  حسن را بر ران راستش نشانده بود، و حسين را بر ران چپ.  پس دست خود را بر سر آنها گذارد، و گفت:

«اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُهُمَا إِيَّاكَ وَصَالِحَ الْمُؤْمِنِينَ»؛

«خدايا من اين دو و صالح‌المؤمنين (علي) را به تو مي‌سپارم».

پس وديعه رسول خدا در نزد تو چگونه است اي پسر زياد؟ ابن‌زياد در خشم شد، و تصميم به قتل زيد گرفت.[1]

و نيز سيوطي و مناوي از طبراني اين دعا را از پيغمبر‌(ص)  روايت كرده‎اند.[2]

 

[1]. شبراوی، الاتحاف، ص17؛ سبط ابن‌جوزی، تذكرة‌الخواص، ص321.

[2]. مناوی، کنوز‌الحقائق، ج1، ص43.

نويسنده: 
کليد واژه: