وریز وجوهات
صبح یکشنبه ۱۶ مهرماه ۱۳۹۶، سردار اشتري فرمانده محترم نيروي انتظامي با هیئت همراه، با حضور در بیت مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمی صافي گلپايگاني مدّ ظله الوارف ديدار کردند. در ابتداي اين ديدار، سردار اشتري گزارشي از فعاليت‌ها و برنامه های نيروي...
دوشنبه: 1/آبا/1396 (الاثنين: 2/صفر/1439)

18ـ وديعه پيغمبر(ص)

شبراوي و سبط ابن‌جوزي نقل كرده‎اند كه وقتي زيد بن ارقم به ابن‌زياد اعتراض كرد، و گفت: من در زماني طولاني مي‎ديدم پيغمبر‌(ص)  ميان اين دو لب را مي‎بوسيد، زيد گريست، و ابن‌زياد با او درشتي كرد، و او را به كشتن تهديد نمود و گفت: اگر پير خرفي نبودي، گردنت را مي‎زدم.

زيد از مجلس ابن‌زياد برخاست، و مي‎گفت: مردم، شما از اين پس بندگانيد (يعني بايد غلام و بنده بني‌اميّه و كارگزاران آنها باشيد) پسر فاطمه(علیها‌السلام) را كشتيد و پسر مرجانه را زمامداري، و حكومت داديد. به خدا نيكان شما را مي‎كشند، و بدان شما را بنده مي‎سازند. پس دور باد از عزّت، آن‌كس كه راضي به ذلّت و عار گردد. سپس برگشت و به ابن‌زياد گفت:

حديثي براي تو بگويم كه خشم تو از آن بيشتر شود: ديدم پيغمبر‌(ص)  حسن را بر ران راستش نشانده بود، و حسين را بر ران چپ.  پس دست خود را بر سر آنها گذارد، و گفت:

«اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُهُمَا إِيَّاكَ وَصَالِحَ الْمُؤْمِنِينَ»؛

«خدايا من اين دو و صالح‌المؤمنين (علي) را به تو مي‌سپارم».

پس وديعه رسول خدا در نزد تو چگونه است اي پسر زياد؟ ابن‌زياد در خشم شد، و تصميم به قتل زيد گرفت.[1]

و نيز سيوطي و مناوي از طبراني اين دعا را از پيغمبر‌(ص)  روايت كرده‎اند.[2]

 

[1]. شبراوی، الاتحاف، ص17؛ سبط ابن‌جوزی، تذكرة‌الخواص، ص321.

[2]. مناوی، کنوز‌الحقائق، ج1، ص43.

نويسنده: 
کليد واژه: