وریز وجوهات
امروز پنج شنبه ۱۱ مردادماه ۹۷ جمعی از مردم با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته دیدار کردند.   معظم له در این دیدار، با اشاره به مشکلات اقتصادی کشور فرمودند: آیا وقت آن نرسیده است که مسئولان، به وضعیت بد...
چهارشنبه: 24/مرد/1397 (الأربعاء: 3/ذو الحجة/1439)

6ـ زهد امام‌حسين‌(علیه‌السلام)

بهترين نشانه زهد كامل و خوار شمردن دنيا همان فداكاري و گذشت آن حضرت از جان خود و جوانان و برادران و اصحاب و ياران، و تن دادن به آن‌همه مصيبت و بلا بود.

 

اگر دنيا و مال و نعمت آن، در نظر كسي بي‎قدر و ارزش نباشد نمي‎تواند اين‌گونه در راه حقّ و ياري دين خدا و بزرگداشت هدف عالي خود پايداري و استقامت ورزد تا به حدّي كه بدن قطعه‌قطعة عزيزانش را ببيند و صداي ناله كودكانش را از زحمت تشنگي بشنود و گريه زن و بچه، دل پر از مهر و عاطفه او را به درد آورد و بر پيكرش آن‌همه زخم‌هاي كاري وارد شود ولي در ياري دين خدا ثابت و پابرجا بماند و در مقابل باطل نرمش نشان ندهد و مانند كوه تمام اين مصائب او را تكان ندهد.

آري به حسين‌(علیه‌السلام)  پيشنهاد مي‎شد كه با يزيد از در مسامحه و سازش در آيد، و به نحوي كه در عرف اهل دنيا خلاف شأن و شرف او شمرده نشود با او كنار بيايد، و در عوض خودش و خاندان و فاميل و كسانش از دنيا متمتّع و بهره‎مند شوند؛ اما حسين‌(علیه‌السلام)  كسي نبود كه براي خاطر زندگي دنيا و خوشگذراني، مصالح عاليه اسلامي را ناديده بگيرد و با گرفتن حقّ‌السّكوت برقراري چنان دستگاه فاسد و ظلم و كفر را امضا نمايد و در اداي تكليف و وظيفه مهمي كه ازطرف خدا به عهده دارد مسامحه و كوتاهي نمايد.

حسين‌(علیه‌السلام)  فرزند آن كسي است كه فرمود: «اگر آفتاب را در دست راست، و ماه را در دست چپم بگذارند كه دست از دعوت بردارم، برنخواهم داشت».[1]

او فرزند كسي است كه مي‎گفت: «دنياي شما نزد من از آب بيني يك بز زكامي خوارتر است».[2]

علايلي مي‎گويد: حسين در اين ناحيه، بزرگ و يگانه بود، زندگي دنيا را خوار مي‎شمرد، و از مرگ، بيم و هراسي نداشت، و به‌جز برهان پروردگارش كه همه‌ چيز را فداي آن مي‎كرد به هيچ‌چيز نظر ندوخت. ازاين‌جهت سزاوار است مانند

 

شاعر هندي (معين‌الدين اجميري) او را دومين بناكنندة كاخ اسلام بعد از جدّش، و مجدّد بناي توحيد و يكتاپرستي بناميم.[3]

و نيز او مي‎گويد: حسين به كلّ وجود و تمام هستی‌اش از دنيا رو گردانده بود.[4]

پس حسين‌(علیه‌السلام)  مانند پدرش رئيس و سيد زهّاد بود. پدر مي‎گفت:

«وَاللهِ إِنَّ ابْنَ أَبِي ‌طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ اُمِّهِ»؛[5]
«وَمَا أَنَا إِلَّا كَقَارِبٍ وَرَدَ أَوْ طَالِبٍ وَجَدَ».[6]

پسر مي‎گفت:

«إِنِّي لَا أَرَی الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً، وَلَا الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً».[7]

ابن‌شهرآشوب در جمله‎اي از زهد آن حضرت گويد كه به او گفته شد:

مَا أَعْظَمَ خَوْفُكَ مِنْ رَبِّكَ؛

چقدر بزرگ است بيم تو از خدا؟

فرمود:

«لَا يَأْمَنُ الْقِيامَةَ اِلَّا مَنْ خَافَ اللهُ فِي الدُّنْيَا»؛[8]

«در امان نيست كسي روز قيامت مگر آن‌كس كه در دنيا از خدا بترسد».

 


[1]. قمی، تفسیر، ج2، ص228؛ طبری، تاریخ، ج2، ص67؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج3، ص56؛ مجلسی، بحارالانوار، ج18، ص182؛ امینی، الغدیر، ج7، ص359.

[2]. نهج‌البلاغه، خطبه3 (ج1، ص36)؛ صدوق، علل‌الشرائع، ج1، ص151؛ مفید، الإرشاد، ج1، ص289.

[3]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص‌119. (نقل به معنا).

[4]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص‌102. (نقل به معنا).

[5]. نهج‌البلاغه، خطبه 5. «به خدا سوگند پسر ابوطالب به مرگ علاقه‌مند‌تر از بچه به پستان مادرش است».

[6]. نهج‌البلاغه، نامه 23. «نيستم من جز مانند کسي که در شب جستجوي آب کند و ناگهان آن را بيابد و يا مانند کسي که گمشدة خود را پيدا کند».

[7]. طبری، تاریخ، ج4، ص305؛ طبری، ذخائر‌العقبی، ص149 ـ 150؛ زرندی، نظم‌دررالسّمطین، ص216. «من مرگ را چیزی جز سعادت و خوشبختی و زندگی با ستمکاران را جز زجر و رنج نمی‌بینم».

[8]. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج4، ص69؛ ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص192؛ بحرانی اصفهانی، عوالم‌العلوم، ص62، 68.

نويسنده: 
کليد واژه: