وریز وجوهات
شخصيّت والاي حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام آن پيشواي عاليقدر، بسيار عظيم‌تر از آن است كه امثال حقير بتوانيم با نگارش مقاله‌‌ای آن را شرح دهيم يا درباره آن كتابی بنگاريم.  از نگاه دانشمندان اهل سنّت علاوه بر دانشمندان و نويسندگان بزرگ...
شنبه: 3 / 04 / 1396 ( )

الف. صبر در جهاد: صبر در جهاد اين است كه مجاهد في سبيل الله به‌واسطه ورود جراحات و زخم اسلحه پشت به ميدان نكند و از زخم‌هاي كاري، پريشان‌خاطر نشود و روحيه‎اش از يورش و حمله دسته‌جمعي قواي مسلّح دشمن ضعيف نگردد.

 

يكي از علل فتوحات مسلمانان در صدر اسلام همين حال صبرشان در جهاد بود كه براي كسب ثواب و فوز به قرب خدا در ميدان‌هاي نبرد، آسوده‌حواس و بااطمينان صابرانه جهاد مي‎كردند. قرآن از اين مردم مدح كرده، و صبر در حين بأس كه در آيه:

﴿وَالصَّابِرينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ  وَحِينَ الْبَأْسِ﴾[1]

ذكر شده همين صبر در هنگام جهاد و قتال است.

و در آيه ديگر مي‎فرمايد:

﴿كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَاللّٰهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[2]

اين افتخار در ميدان‌هاي جهاد اسلامي در درجه نخست نصيب علي‌(علیه‌السلام)  و خاندانش بود كه در هيچ‌يك از جنگ‌ها پشت به جهاد نكردند. علي‌(علیه‌السلام)  در جنگ بدر، حنين، احزاب و غزوات ديگر كه شركت داشتند در نهايت صبر و تحمل، ثابت‌قدم بودند به‌طوري‌كه در جنگ احد، نود جراحت بر بدنش رسيد و همچنان رزم مي‎كرد و از پيغمبر و اسلام مردانه و صادقانه دفاع نمود.[3] برادر آن حضرت جعفر بن ابي‌طالب در جنگ موته بيش از هفتاد زخم شمشير و نيزه بر بدنش وارد شد، و آن مجاهد في سبيل الله پرچم اسلام را نگاه داشت تا دست‌هايش را قطع كردند، و همچنان مقاومت کرد تا او را برحسب بعضي تواريخ به دو نيمه ساختند.[4]

 

حسين‌(علیه‌السلام)  به روايت ابن‌اثير و مسعودي و نقل عقّاد، سي‌وسه طعن نيزه، و سي‌وچهار زخم شمشير و خنجر برداشت كه اين شصت‌وهفت زخم به‌غير از زخم تيرها بود.[5]

عقّاد نقل كرده كه مجموع جراحاتي كه اثرش در لباس آن حضرت بود صدوبيست جراحت بوده بلكه از بعضي روايات استفاده مي‎شود كه مجموع جراحات وارده بر آن بدن عزيز خدا از شمشير و تير و نيزه و سنگ، بيش از سيصدوده جراحت بوده است و به‌اتّفاق تمام اين زخم‌ها از پيش رو و سينه مطهر بر آن حضرت رسيد.[6]

با اين كثرت جراحات جنگ مي‎كرد و رجز مي‎خواند و حمله‎هاي مردانه مي‎كرد و تا ممكن بود سواره و سپس پياده، و حتي آن وقتي كه بر زمين افتاده بود با كمك شمشير برمي‎خاست و آن مردمي را كه ننگ عالم انسانيت شدند از خود دور مي‎كرد، و دفاع مي‎نمود و صبر داشت.

 

[1]. بقره، 177. «و صبرکنندگان در سختی و رنج و هنگام کارزار».

[2]. بقره، 249. «چه بسيار شده كه گروهي اندك به اذن خداوند، بر گروهي بسيار، پيروز شدند و خدا با شكيبايان است».

[3]. قمی، تفسیر، ج1، ص116؛ مجلسی، بحارالانوار، ج20، ص54؛ ج108، ص279.

[4]. ابن‌هشام، السیرة‌النبویه، ج3، ص833؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج4، ص279؛ همو، السیرة‌النبویه، ج3، ص462.

[5]. مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص62؛ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج4، ص79؛ ر.ک: معتمد‌الدوله، قمقام زخار، ج2، ص468.

[6] . عقّاد، ابوالشّهداء، ص250.

نويسنده: 
کليد واژه: