وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب إله العالمين أبي‌القاسم محمّد و آله الطّاهرين سيّما بقية الله في الأرضين قال الله الحکيم: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ...
سه شنبه: 21/آذر/1396 (الثلاثاء: 23/ربيع الأول/1439)

الف. صبر در جهاد: صبر در جهاد اين است كه مجاهد في سبيل الله به‌واسطه ورود جراحات و زخم اسلحه پشت به ميدان نكند و از زخم‌هاي كاري، پريشان‌خاطر نشود و روحيه‎اش از يورش و حمله دسته‌جمعي قواي مسلّح دشمن ضعيف نگردد.

 

يكي از علل فتوحات مسلمانان در صدر اسلام همين حال صبرشان در جهاد بود كه براي كسب ثواب و فوز به قرب خدا در ميدان‌هاي نبرد، آسوده‌حواس و بااطمينان صابرانه جهاد مي‎كردند. قرآن از اين مردم مدح كرده، و صبر در حين بأس كه در آيه:

﴿وَالصَّابِرينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ  وَحِينَ الْبَأْسِ﴾[1]

ذكر شده همين صبر در هنگام جهاد و قتال است.

و در آيه ديگر مي‎فرمايد:

﴿كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَاللّٰهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[2]

اين افتخار در ميدان‌هاي جهاد اسلامي در درجه نخست نصيب علي‌(علیه‌السلام)  و خاندانش بود كه در هيچ‌يك از جنگ‌ها پشت به جهاد نكردند. علي‌(علیه‌السلام)  در جنگ بدر، حنين، احزاب و غزوات ديگر كه شركت داشتند در نهايت صبر و تحمل، ثابت‌قدم بودند به‌طوري‌كه در جنگ احد، نود جراحت بر بدنش رسيد و همچنان رزم مي‎كرد و از پيغمبر و اسلام مردانه و صادقانه دفاع نمود.[3] برادر آن حضرت جعفر بن ابي‌طالب در جنگ موته بيش از هفتاد زخم شمشير و نيزه بر بدنش وارد شد، و آن مجاهد في سبيل الله پرچم اسلام را نگاه داشت تا دست‌هايش را قطع كردند، و همچنان مقاومت کرد تا او را برحسب بعضي تواريخ به دو نيمه ساختند.[4]

 

حسين‌(علیه‌السلام)  به روايت ابن‌اثير و مسعودي و نقل عقّاد، سي‌وسه طعن نيزه، و سي‌وچهار زخم شمشير و خنجر برداشت كه اين شصت‌وهفت زخم به‌غير از زخم تيرها بود.[5]

عقّاد نقل كرده كه مجموع جراحاتي كه اثرش در لباس آن حضرت بود صدوبيست جراحت بوده بلكه از بعضي روايات استفاده مي‎شود كه مجموع جراحات وارده بر آن بدن عزيز خدا از شمشير و تير و نيزه و سنگ، بيش از سيصدوده جراحت بوده است و به‌اتّفاق تمام اين زخم‌ها از پيش رو و سينه مطهر بر آن حضرت رسيد.[6]

با اين كثرت جراحات جنگ مي‎كرد و رجز مي‎خواند و حمله‎هاي مردانه مي‎كرد و تا ممكن بود سواره و سپس پياده، و حتي آن وقتي كه بر زمين افتاده بود با كمك شمشير برمي‎خاست و آن مردمي را كه ننگ عالم انسانيت شدند از خود دور مي‎كرد، و دفاع مي‎نمود و صبر داشت.

 

[1]. بقره، 177. «و صبرکنندگان در سختی و رنج و هنگام کارزار».

[2]. بقره، 249. «چه بسيار شده كه گروهي اندك به اذن خداوند، بر گروهي بسيار، پيروز شدند و خدا با شكيبايان است».

[3]. قمی، تفسیر، ج1، ص116؛ مجلسی، بحارالانوار، ج20، ص54؛ ج108، ص279.

[4]. ابن‌هشام، السیرة‌النبویه، ج3، ص833؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج4، ص279؛ همو، السیرة‌النبویه، ج3، ص462.

[5]. مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص62؛ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج4، ص79؛ ر.ک: معتمد‌الدوله، قمقام زخار، ج2، ص468.

[6] . عقّاد، ابوالشّهداء، ص250.

نويسنده: 
کليد واژه: