وریز وجوهات
بسم الله الرّحمن الرّحيم در جهان معاصر، جهان ترقّي فنون و صنايع، جهان ارتباطات، جهان آگاهي‌هايي از ذرّات و مخلوقات مادّي كوچكتر از ذرّه تا بزرگترين كرات موجود، در فضايي كه وسعت و بعد آن را بشر تا حد ميلياردها سال نوري كشف كرده است، جهاني كه هر بخش...
جمعه: 5 / 03 / 1396 ( )

ج. صبر در غضب و خشم: از پيامبر اعظم‌(ص)  روايت است كه نيرومند كسي است كه به هنگام خشم، مالك خويش گردد. حسين‌(علیه‌السلام)  هرگز تحت‌تأثير خشم و غضب، كاري را انجام نداد، در هنگام غضب بر خود مسلط بود؛ و اگر تمام عوامل خشم فراهم مي‎شد آن حضرت از طريق اعتدال و ميانه‎روي و راه صواب به‌قدر چشم برهم زدن بيرون نمي‎شد.

علايلي مي‎گويد:

غلامي از غلامانش آب بر دست مباركش مي‎ريخت، ابريق از دستش در طشت افتاد، آب طشت بر روي مقدسش پاشيد. غلام عرض كرد: اي آقاي من! «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ». فرمود: خشمم را فرو خوردم. غلام گفت: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَاسِ». فرمود: عفو كردم از تو. عرض كرد: «وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».[1]

 

فرمود:

«اِذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ  لِوَجْهِ اللهِ الْكَرِيمِ»؛[2]

«برو كه تو در راه خدا آزادي!».

و يكي از نمايش‌هاي حسن خلق و كرم آن حضرت كه نشان مي‎دهد آن امام شهيد در برابر عوامل غضب و خشم و كينه، كمال قدرت و ايستادگي را داشت سيراب كردن لشكر حرّ است. وقتي در گرمگاه روز رسيدند و حضرت ديد به سختي تشنه هستند، فرمان داد تا به آنها و اسب‌هايشان آب بدهند. برحسب امر امام‌(علیه‌السلام)  تمام سپاه دشمن را از مرد و مركب سيراب كردند و بر پاها و شكم چهارپايانشان آب پاشيدند.

علي بن طعان محاربي گفت: من پس از همه رسيدم آن بحر مكرمت و نور ديده ساقي كوثر مرا به آن حال ديد، به زبان مبارك به نهايت لطف و مرحمت به لغت حجاز فرمود:

«يَا ابْنَ ‌أَخِي أَنِخِ الرَّاوِيَةَ»؛

«برادرزاده! شتر را بخوابان».

من معناي كلام امام را ندانستم. امام دانست كه نفهميدم فرمود:

 «أَنِخِ الْجَمَلَ».

من شتر را خوابانيدم، فرمود:

«إِخْنِثِ السِّقَاءَ»؛

«دهانه مشك را بر گردان و آب بنوش»!

من نتوانستم، امام پيش آمد و دهانه مشك را به دست مبارك پيچيد تا آب نوشيدم.[3]

 

و ديگر از نمونه‎هاي صبر آن حضرت امتناعي است كه از شروع‌كردن به جنگ داشت، بااينكه مي‎دانست آن لشكر كفرپيشه به‌هيچ‌وجه بر او و عزيزانش رحم نمي‎كنند، و بااينكه از آنها كارها و حركاتي سر مي‎زد كه صبر بر آن اعمال نكوهيده دشوار بود، آن حضرت حجت را بر آنها تمام ساخت، نه خود و نه اصحابش دست به اسلحه نبردند.

موقعي كه نامه ابن‌زياد به حرّ رسيد و در آن دستور داده بود كه حرّ بر حسين‌(علیه‌السلام)  كار را تنگ بگيرد، و ايشان را در بياباني بي‎آب و سبزه فرود آورد؛ زهير بن قين به امام‌(علیه‌السلام)  عرض كرد:

به خدا قسم! آن سپاهي كه پس از اينها بيايند بسي بيشتر باشند، اجازه بده تا هم‌اكنون با اين گروه نبرد كنيم.

آن حضرت فرمود:

«من ابتدا به جنگ نمي‎كنم».[4]

همچنين وقتي آب را بر روي امام‌(علیه‌السلام)  و اصحابش بسته بودند و در لشكرگاه آن حضرت جانداري نبود از زن و مرد، كوچك و بزرگ، جوان و پير، بيمار و سالم؛ حتي اسب‌ها و مراكب، مگر آنكه تشنه بود و صيحة تشنه‌كامان همواره به گوش امام‌(علیه‌السلام)  مي‎رسيد از ابتداي به جنگ خودداري كرد.

حتي وقتي جرثومه شرارت و خباثت، شمر ملعون روز عاشورا به خيام طاهره نزديك شد و در پيرامون خيمه‎هاي جلالت و عظمت مي‎گرديد تا نقطه‎اي را كه از آنجا مي‌توان به خيام و لشكرگاه امام‌(علیه‌السلام)  حمله كرد، معين سازد، خندقي را ديد كه آتش در آن افروخته‎اند؛ بانگ برداشت و به امام‌(علیه‌السلام)  جسارت كرد.

 

مسلم بن عوسجه كه در تيراندازي مهارت داشت اجازه خواست شمر را با تير بزند، و زمين را از لوث وجود خبيث آن دشمن خدا پاك سازد، حضرت اجازه نفرمود، چون از ابتدا كردن به جنگ كراهت داشت،[5] مثل اينكه مي‎خواست جنگش با آنها صورت دفاع داشته باشد.

يكي ديگر از نمونه‎هاي گذشت و عفو و صبر آن حضرت ـ كه به مفاد آيه شريفه:

﴿وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَإِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾[6]

دليل بر عزم محكم، و قوت تصميم و بلندي همّت است ـ قبول توبه حرّ و آن‌همه ملاطفت و محبّتي است كه نسبت به او از آن معدن صبر و حلم و عفو و بخشش صادر شد.

 

3. سخنان اين غلام اقتباسي است از قسمتي از آيه 134 سوره آل‌عمران: ﴿...وَ الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ.

[2]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص161.

[3]. ابومخنف، مقتل‌الحسین(علیه‌السلام)، ص82؛ طبری، تاریخ، ج4، ص302؛ مفید، الإرشاد، ج2، ص78؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج44، ص376؛ معتمد‌الدوله، قمقام زخار، ج1، ص350 و ساير كتب مقتل.

[4]. ابن‌داوود دینوری، الاخبارالطوال، ص251 ـ 252؛ مفید، الإرشاد، ج2، ص83 ـ 84؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص188.

[5]. مفید، الإرشاد، ج2، ص96؛ طبرسی، اعلام‌الوری، ج1، ص458؛ معتمدالدوله، قمقام زخار، ج1، ص‌390؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص237.

[6]. شوري، 43. «و هرکس صبر کند و ببخشد این عزم در امور خداوند است».

نويسنده: 
کليد واژه: