وریز وجوهات
روز یکشنبه 17 جمادی الأولی 1439 هـ.ق، مدیرکل و معاونان کمیته امداد استان قم با حضور در بیت مرجع عالیقدر آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، از توصیه‌های معظّم‌له بهره‌مند شدند. در ابتدای این دیدار، آقای میر شکار مدیر کل کمیته امداد استان...
شنبه: 5/اسف/1396 (السبت: 8/جمادى الآخر/1439)

ج. صبر در غضب و خشم: از پيامبر اعظم‌(ص)  روايت است كه نيرومند كسي است كه به هنگام خشم، مالك خويش گردد. حسين‌(علیه‌السلام)  هرگز تحت‌تأثير خشم و غضب، كاري را انجام نداد، در هنگام غضب بر خود مسلط بود؛ و اگر تمام عوامل خشم فراهم مي‎شد آن حضرت از طريق اعتدال و ميانه‎روي و راه صواب به‌قدر چشم برهم زدن بيرون نمي‎شد.

علايلي مي‎گويد:

غلامي از غلامانش آب بر دست مباركش مي‎ريخت، ابريق از دستش در طشت افتاد، آب طشت بر روي مقدسش پاشيد. غلام عرض كرد: اي آقاي من! «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ». فرمود: خشمم را فرو خوردم. غلام گفت: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَاسِ». فرمود: عفو كردم از تو. عرض كرد: «وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».[1]

 

فرمود:

«اِذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ  لِوَجْهِ اللهِ الْكَرِيمِ»؛[2]

«برو كه تو در راه خدا آزادي!».

و يكي از نمايش‌هاي حسن خلق و كرم آن حضرت كه نشان مي‎دهد آن امام شهيد در برابر عوامل غضب و خشم و كينه، كمال قدرت و ايستادگي را داشت سيراب كردن لشكر حرّ است. وقتي در گرمگاه روز رسيدند و حضرت ديد به سختي تشنه هستند، فرمان داد تا به آنها و اسب‌هايشان آب بدهند. برحسب امر امام‌(علیه‌السلام)  تمام سپاه دشمن را از مرد و مركب سيراب كردند و بر پاها و شكم چهارپايانشان آب پاشيدند.

علي بن طعان محاربي گفت: من پس از همه رسيدم آن بحر مكرمت و نور ديده ساقي كوثر مرا به آن حال ديد، به زبان مبارك به نهايت لطف و مرحمت به لغت حجاز فرمود:

«يَا ابْنَ ‌أَخِي أَنِخِ الرَّاوِيَةَ»؛

«برادرزاده! شتر را بخوابان».

من معناي كلام امام را ندانستم. امام دانست كه نفهميدم فرمود:

 «أَنِخِ الْجَمَلَ».

من شتر را خوابانيدم، فرمود:

«إِخْنِثِ السِّقَاءَ»؛

«دهانه مشك را بر گردان و آب بنوش»!

من نتوانستم، امام پيش آمد و دهانه مشك را به دست مبارك پيچيد تا آب نوشيدم.[3]

 

و ديگر از نمونه‎هاي صبر آن حضرت امتناعي است كه از شروع‌كردن به جنگ داشت، بااينكه مي‎دانست آن لشكر كفرپيشه به‌هيچ‌وجه بر او و عزيزانش رحم نمي‎كنند، و بااينكه از آنها كارها و حركاتي سر مي‎زد كه صبر بر آن اعمال نكوهيده دشوار بود، آن حضرت حجت را بر آنها تمام ساخت، نه خود و نه اصحابش دست به اسلحه نبردند.

موقعي كه نامه ابن‌زياد به حرّ رسيد و در آن دستور داده بود كه حرّ بر حسين‌(علیه‌السلام)  كار را تنگ بگيرد، و ايشان را در بياباني بي‎آب و سبزه فرود آورد؛ زهير بن قين به امام‌(علیه‌السلام)  عرض كرد:

به خدا قسم! آن سپاهي كه پس از اينها بيايند بسي بيشتر باشند، اجازه بده تا هم‌اكنون با اين گروه نبرد كنيم.

آن حضرت فرمود:

«من ابتدا به جنگ نمي‎كنم».[4]

همچنين وقتي آب را بر روي امام‌(علیه‌السلام)  و اصحابش بسته بودند و در لشكرگاه آن حضرت جانداري نبود از زن و مرد، كوچك و بزرگ، جوان و پير، بيمار و سالم؛ حتي اسب‌ها و مراكب، مگر آنكه تشنه بود و صيحة تشنه‌كامان همواره به گوش امام‌(علیه‌السلام)  مي‎رسيد از ابتداي به جنگ خودداري كرد.

حتي وقتي جرثومه شرارت و خباثت، شمر ملعون روز عاشورا به خيام طاهره نزديك شد و در پيرامون خيمه‎هاي جلالت و عظمت مي‎گرديد تا نقطه‎اي را كه از آنجا مي‌توان به خيام و لشكرگاه امام‌(علیه‌السلام)  حمله كرد، معين سازد، خندقي را ديد كه آتش در آن افروخته‎اند؛ بانگ برداشت و به امام‌(علیه‌السلام)  جسارت كرد.

 

مسلم بن عوسجه كه در تيراندازي مهارت داشت اجازه خواست شمر را با تير بزند، و زمين را از لوث وجود خبيث آن دشمن خدا پاك سازد، حضرت اجازه نفرمود، چون از ابتدا كردن به جنگ كراهت داشت،[5] مثل اينكه مي‎خواست جنگش با آنها صورت دفاع داشته باشد.

يكي ديگر از نمونه‎هاي گذشت و عفو و صبر آن حضرت ـ كه به مفاد آيه شريفه:

﴿وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَإِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾[6]

دليل بر عزم محكم، و قوت تصميم و بلندي همّت است ـ قبول توبه حرّ و آن‌همه ملاطفت و محبّتي است كه نسبت به او از آن معدن صبر و حلم و عفو و بخشش صادر شد.

 

3. سخنان اين غلام اقتباسي است از قسمتي از آيه 134 سوره آل‌عمران: ﴿...وَ الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ.

[2]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص161.

[3]. ابومخنف، مقتل‌الحسین(علیه‌السلام)، ص82؛ طبری، تاریخ، ج4، ص302؛ مفید، الإرشاد، ج2، ص78؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج44، ص376؛ معتمد‌الدوله، قمقام زخار، ج1، ص350 و ساير كتب مقتل.

[4]. ابن‌داوود دینوری، الاخبارالطوال، ص251 ـ 252؛ مفید، الإرشاد، ج2، ص83 ـ 84؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص188.

[5]. مفید، الإرشاد، ج2، ص96؛ طبرسی، اعلام‌الوری، ج1، ص458؛ معتمدالدوله، قمقام زخار، ج1، ص‌390؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص237.

[6]. شوري، 43. «و هرکس صبر کند و ببخشد این عزم در امور خداوند است».

نويسنده: 
کليد واژه: