وریز وجوهات
به گزارش مرکز تنظیم و نشر آثار مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، همزمان با برگزاری سی‌امین نمایشگاه بین المللی کتاب، این ناشر با عرضه بیش از صد عنوان کتاب از آثار قرآنی، روایی، فقهی، اصولی، تاریخی، سفرنامه، اشعار و ردّیه‌ها و ... از آثار...
سه شنبه: 2 / 03 / 1396 ( )

نسب بنی‎اميّه

در نسب بني‎اميّه و پاره‎اي از افراد مشهورشان سخن بسيار است. آنچه كه در ردّ نسبت بني‌اميه به قريش گفته شده، اين است كه: اميّه بنده‎اي رومي بود،

 

عبدشمس او را خريد و به رسم عرب در جاهليت او را پسر خود خواند و استشهاد مي‎كنند به كلام اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  در يكي از نامه‎هايش به معاويه كه فرمود:

«لَيْسَ اُمَيَّةُ كَهَاشِمَ، وَلَا حَرْبٌ كَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَلَا أَبُوسُفْيَانَ كَأَبِي طَالِبٍ، وَلَا الْمُهَاجِرُ كَالطَّلِيقِ، وَلاَ الصَّرِيحُ كَاللَّصِيقِ»؛[1]

«نه اميّه با هاشم قابل‌قياس است و نه حرب با عبدالمطلب و نه ابوسفيان با ابوطالب و نه كسي كه (در راه خدا) هجرت كرده با كسي كه با اسلام جنگيده و بعد از اسارت آزاد شده؛ و نه كسي كه نسبش صريح و روشن است با كسي كه نسبش معلوم نيست و به قبيله‎اي چسبانده شده، قابل مقايسه است!».

به تصريح دانشمنداني مانند محمد عبده مصري در شرح نهج‌البلاغه، صريح، كسي را گويند كه صحيح‌النسب باشد، و لصيق، كسي است كه بيگانه باشد و او را به فاميل و قبيله‎اي چسبانده باشند[2] و اميّه مرد بدنامي بود كه متعرض زنان مي‎شد، و به فحشا و زنا معروف بود، و همان‌كس است كه بعد از محكوميت به ده سال جلاي وطن و ترك مكه، به شام رفت و در آنجا ده سال ماند، و در آنجا با زن يهوديه شوهرداري زنا كرد و آن زن در فراش شوهرش كه يهودي بود پسري آورد و اميّه او را به خود ملحق كرد و ذكوان ناميد و به ابي‌عمرو مكنّي ساخت و زن خودش را در زندگي خودش به او داد، و اين ذكوان پدر ابي‌معيط و جدّ عقبه پدر وليد بن عقبه برادر مادري عثمان است.[3]

 

نفيل بن عبدالعزي در محاكمه عبدالمطلب با حرب پسر اميّه و جدّ معاويه به حرب گفت:

أَبُوكَ مُعاهِرٌ وَأَبُوهُ عَفٌّ
 

 

وَذَادَ الْفِيلَ عَنْ بَلَدٍ حَرَامٍ[4]
 

 

پدر تو اميّه مرد زناكاري بود و پدر عبدالمطلب پاك‌دامن و عفيف بود، عبدالمطلب فيل را از شهر مورد احترام (مکه) دفع كرد و دور راند.

 

.[1] نهج‌البلاغه، نامه 17 (ج3، ص17).

[2]. نهج‌البلاغه، ج3، ص17 (تحقیق و شرح عبده).

[3]. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج15، ص232. راجع به ذكوان و شبهه‎اي كه در نسب او است عقّاد نيز داستاني در کتاب ابوالشّهداء (ص121) از دغفل نسّابه نقل مي‎كند كه صريحاً در حضور معاويه او را از قريش نفي نمود. بنابراين شبهه‎اي نيست كه ذكوان يا ولدّالزنا بوده يا غلامي بوده كه او را اميه پسر خود خوانده است.

[4]. مقریزی، النزاع و التخاصم، ص50؛ ابن‌ابي‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج15، ص207.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: