وریز وجوهات
روز یکشنبه 17 جمادی الأولی 1439 هـ.ق، مدیرکل و معاونان کمیته امداد استان قم با حضور در بیت مرجع عالیقدر آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، از توصیه‌های معظّم‌له بهره‌مند شدند. در ابتدای این دیدار، آقای میر شکار مدیر کل کمیته امداد استان...
شنبه: 5/اسف/1396 (السبت: 8/جمادى الآخر/1439)

هند زن ابی‌سفيان و مادربزرگ يزيد

 اين زن در دشمني با پيغمبر‌(ص)  و خاندان نبوّت، مانند حَمَّالةالحَطَب سرسخت بود بلكه كينه‎اش از او بيشتر بود. مردها را به جنگ با پيغمبر‌(ص)  تشويق مي‎كرد و در سنگدلي و تربيت وحشيانه و كينه‌ورزي او، اگر غير از شهادت حضرت حمزه هيچ گواه ديگر نباشد كافي است؛ زيرا به تحريك و تطميع او وحشي، ناجوانمردانه حمزه را شهيد ساخت، و هند زينت‌هاي خود را به او جايزه داد، و به آن وضع وحشتناك حمزه را مثله كرد، و از گوش و بيني و ساير اعضاي بدن او خلخال ساخت، و شكم حمزه را پاره كرد و جگرش را بيرون آورد و در دهن گذاشت، خواست آن را ببلعد نتوانست.[1]

و حضرت زينب خاتون(علیهاالسلام) به همين جنايت و قساوت فوق‌العاده در مجلس يزيد درضمن آن خطبه تاريخي اشاره فرمود:

«وَكَيْفَ يُرْتَجَی مُرَاقَبَةُ مَنْ لَفَظَ فُوهُ أَكْبَادَ الْأَزْكِيَاءِ، وَنَبَتَ لَحْمُهُ بِدِمَاءِ الشُّهَدَاءِ»؛[2]

«چه اميد براي حفظ حرمت افراد از كسي كه كبد پاکان را جويده و گوشتش به خون شهدا روييده است!».

 

علاوه بر اينها هند در جاهليت زني بدنام بود؛ حسان بن ثابت در اشعارش از زنا دادن او و حملي كه از زنا برداشت ياد كرده و مي‎گويد:

وَنَسِيتِ فَاحِشَةً أَتَيْتِ بِهَا
زَعَمَ الْوَلائِدُ أَنّهَا وَلَدَتْ
 

 

يَا هِنْدُ وَيْحَكِ سَبَّةَ الدَّهْرِ
إِبْناً صَغِيراً كَانَ مِنْ عَهَرِ[3]
 

 

«اي هند! فراموش كرده‎اي بي‎عفتّي را كه انجام داده‎اي، واي بر تو اي بدنام روزگار! قابله‎ها عقيده دارند كه او كودكي را از زنا زایيده است».

 

[1]. ابن‌هشام، السيرة‌النبويه، ج3، ص607؛ ابن‌حبان بستي، الثقات، ج1، ص230 ـ 231؛ طبري، تاريخ، ج2، ص204.

[2]. ابن‌طاووس، اللهوف، ص106؛ مجلسی، بحار‌الانوار، ج45، ص134؛ شوشتری، قاموس‌الرجال، ج12، ص270.

[3]. طبری، تاریخ، ج2، ص205؛ ابن‌عقیل علوی، النصائح‌الكافيه، ص113. براي اطلاع از شرح سوابق هند مراجعه شود به كتاب نامبرده و ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج1، ص336 ـ 337؛ امینی، الغدير، ج‌10، ص170؛ مغنیه، المجالس‌الحسينيه، ص130.

موضوع: 
نويسنده: