وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب إله العالمين أبي‌القاسم محمّد و آله الطّاهرين سيّما بقية الله في الأرضين قال الله الحکيم: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ...
چهارشنبه: 22/آذر/1396 (الأربعاء: 24/ربيع الأول/1439)

معاوية بن ابی‌‎سفيان (پدر يزيد)

داستان پسر هند مگر نشنيدي
پدر او لب و دندان پيمبر بشكست
خود به‌ناحق حق داماد پيمبر بگرفت

 

 

كه از او و سه كس او به پيمبر چه رسيد
مادر او جگر عم پيمبر بمكيد
پسر او سر فرزند پيمبر ببريد

 

 

معاويه همان نامه سياه، منافقي است كه علامت نفاق (بغض علي‌(علیه‌السلام) ) در هيچ‌كس مانند او آشكار نگشت. آنچه اسلام و مسلمانان از خيانت‌ها و جنايت‌هاي او كشيدند از دست احدي نكشيدند: موبقات و كبائر گناهان و بدعت‌هاي زشت و كشتارهاي او از حدّ احصا و شماره خارج است.

تا كسي يك دوره تاريخ زندگي او را نخواند به ماهيّت اين عنصر ناپاك و خطرناك و قيافه زشتي كه از او در صفحات تاريخ باقي مانده پي نخواهد برد، و هركس بخواهد او را معرفي كند از عهده بر نخواهد آمد.

به گفته آن مرد دانشمند آلماني به شيخ محمد عبده، كسي كه راه را بر توسعه فتوحات اسلام بست، معاويه بود.[1]

 

براي نيل به رياست و حكومت به نام خون‌خواهي عثمان جنگي بر پا كرد، و صدوده‌هزار نفر را به كشتن داد و سيصدوشصت نفر را از اصحاب پيغمبر‌(ص)  از کساني‌که در بيعت رضوان شركت داشتند[2] شهيد ساخت؛ در جنگ جمل دست داشت و جنگ نهروان در نتيجه خروج او بر امام‌(علیه‌السلام)  حادث شد.

آثار بي‎ديني و بي‎ايماني به دين و قرآن و بي‎اعتنايي او به شرف، و وجدان در تمام دوران زندگيش هويداست.

به‌طور يقين معاويه تلاش مي‎كرد كه اسلام را از بين بردارد، و دين را دين ابي‎سفيان و شريعت جاهليت و روش آل حرب و طريقه بني‎اميّه قرار دهد و آن‌همه دشمني و جنگ‌هاي او با خاندان هاشم، مخصوصاً علي‌(علیه‌السلام)  دشمني با پيغمبر ‌(ص)  و تعقيب جنگ‌هاي پدر، و جد مادري، و فاميلش به اسلام بود.

اگر كسي را در نفاق، طغيان، انكار حقّ، حيله، مكر و غدر، خيانت و پيمان‌شكني، بي‎مانند بدانيم، به‌طور مسلم چنين كسي همان معاويه است.

همان‌گونه كه در فضايل و ملكات عاليه افراد معدودي نخبه و برجسته و فوق‌العاده مي‎شوند، در رذالت و فتنه‌انگيزي، و حب جاه و عداوت با اهل حقّ نيز افرادي فوق‌العاده هستند؛ معاويه، عمروعاص، يزيد، مروان، زياد، مسلم بن عقبه، عبدالملك، حجاج، بسر بن ارطاة، عبيدالله و شمر، از اين طبقه هستند كه در خبث نفس و ناپاكي ضمير و زشتي رفتار در ميان هم‌قطاران و همكاران خود از كفار، رتبه قهرماني دارند.

 

.[1] ر.ک: رشيدرضا، المنار، ج11، ص260.

[2]. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج4، ص239؛ خطیب تبریزی، الاکمال، ص140.

موضوع: 
نويسنده: