وریز وجوهات
  تفكر در هواپيما اِنَّ في خَلْقِ السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَ اخْتِلافِ الْلَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتي تَجْري فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النّاسَ، وَ ما اَنْزَلَ اللهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماء فَاَحْيا بِهِ اْلاَرْضَ بَعْدَ...
دوشنبه: 30 / 05 / 1396 ( )

معاويه در حديث و سنّت

روايات در لعن و نفرين و مذمت معاويه فراوان، و در كتب معتبره روايت شده است كه ما بعضي از اين روايات را در اينجا نقل مي‎نماييم:

1. ابن‌ابي‌الحديد از رسول اعظم‌(ص)  روايت نموده كه فرمود:

«يَطْلَعُ مِنْ هَذَا الْفَجِّ رَجُلٌ مِنْ امّتي يُحْشَرُ عَلَی غَيْرِ مِلَّتِي فَطَلَعَ مُعَاوِيَةُ»؛

«از اين راه مردي از امّت من مي‎آيد كه بر غير ملت من محشور مي‎شود، پس معاويه آمد».[1]

2. از براء بن عازب روايت است كه گفت: ابوسفيان با معاويه مي‎آمد رسول خدا‌(ص)  فرمود:

«اَللَّهُمَّ الْعَنِ التَّابِعَ وَالْمَتْبُوعَ. اَللَّهُمَّ عَلَيْكَ بِالْاُقَيْعَسِ». فَقَالَ ابْنُ الْبَرَاءِ لِأَبِيهِ: مَنِ الْاُقَيْعَسُ؟ قَالَ: مُعَاوِيَةُ؛

 

«خدايا تابع (معاويه) و متبوع (ابوسفيان) را لعن كن! خدايا بر تو باد به اقيعس». پسر براء به پدرش گفت: اقيعس كيست؟ گفت: معاويه است.[2]

3. در حديث مشهور مرفوع است كه پيغمبر‌(ص)  فرمود:

«إِنَّ مُعَاوِيَةَ فِي تَابُوتٍ مِنْ نَارٍ فِي أَسْفَلِ دَرَکٍ مِنْ جَحِيمٍ يُنَادِي يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ. فَيُقَالُ لَهُ: آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ»؛[3]

«معاويه در تابوتي از آتش در پست‎ترين دركات جهنم است، ندا مي‎كند: اي خداي مهربان و احسان‌کننده، به او گفته مي‎شود: «حالا خدا را مي‌خواني درحالي‌که قبلاً به او نافرمانی کرده و از خرابکاران بودي».

4. و هم از رسول خدا‌(ص)  روايت است كه فرمود:

«إِذَا رَأَيْتُمْ مُعَاوِيَةَ عَلَی مِنْبَري فَاقْتُلُوهُ»؛[4]

«وقتي معاويه را بر منبر من ديديد، او را بکشيد».

حسن بصري كه يكي از روايت‌كنندگان اين حديث است مي‎گويد: امر پيغمبر‌(ص)  را اطاعت نكردند پس رستگار و پيروز نشدند.[5]

5. در روايت است كه پيغمبر‌(ص)  معاويه را طلبيد او به عذر خوردن غذا مسامحه در شرفيابي كرد. حضرت فرمود:

 

«لَا أَشْبَعَ اللهُ بَطْنَهُ»؛

«خدا هرگز او را سير نكند!».

پس از آن ديگر معاويه سير نشد، و مي‎گفت: من دست از غذا نمي‎كشم براي سيري از آن، بلكه از جهت خستگي از خوردن.[6]

بيش از اين مقدار هركس بخواهد معاويه را از زبان احاديث و بزرگان صحابه و تابعين بشناسد به جلد دهم ‌كتاب‌ الغدير رجوع نمايد.

 

[1]. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج15، ص176؛ امینی، الغدير، ج‌10، ص‌141؛ ر.ک: طبری، تاریخ، ج8، ص186.

[2]. منقری، وقعة صفین، ص217 ـ 218؛ امینی، الغدير، ج10، ص139.

[3]. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج15، ص176؛ امینی، الغدير، ج‌10، ص‌142. ر.ک: طبری، تاریخ، ج8، ص186. (با اختلاف در عبارات).

[4]. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج15، ص176؛ مناوی، كنورالحقايق، ج1، ص19.

[5]. منقري، وقعة ‌صفین، ص216؛ امینی، الغدير، ج‌10، ص‌142ـ 143؛ مناوی، کنوزالحقائق، ج1، ص19.

[6]. طبري، تاريخ، ج8، ص186؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج15، ص176؛ شوشتري، قاموس‌الرجال، ج10، ص113.

موضوع: 
نويسنده: