وریز وجوهات
  عصر پنج‌شنبه 20 مهرماه 1396 حجة الإسلام و المسلمین آقای قاضی عسکر با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف با ایشان دیدار، و گزارشی از برنامه با شکوه حجّ امسال، ارائه داد. معظّم له در ابتدای این...
دوشنبه: 1/آبا/1396 (الاثنين: 2/صفر/1439)

تجاهر معاويه به ارتكاب گناه (و اخلاق خصوصی او)

معاويه متجاهر به محرّمات و خلاف سنت پيغمبر‌(ص)  بود، از ربا و شراب پرهيز نداشت در ظرف‌هاي طلا و نقره غذا مي‎خورد، انگشتر طلا در انگشت مي‎كرد. زينت‌هاي قيمتي به خود مي‎بست و در دين بدعت‌هايي گذارد. به شنيدن آوازهاي غنا و لهو و طرب مأنوس بود، سفره‎هاي رنگين مي‎انداخت و به غذاهاي لذيذ و خوش‌طعم بسيار راغب بود، لباس‌هاي فاخر و گران‌بها مي‎پوشيد، و به‌طوركلي روش او در خوراك و پوشاك دنيايي و بناي كاخ‌هاي رفيع[1] و نگاه‌داري غلامان و كنيزان و حركت با اسكورت و تشريفات سلطنتي برخلاف روش پيغمبر‌(ص)  و صحابه و برنامه‎هاي اسلام بود. او بيت‌المال مسلمين را در تشكيلات پادشاهي و وظايف درباري‌ها و اطرافيان و سربازان گارد مخصوص خود صرف مي‎كرد و سوء سياست مالي او موجب شد كه بيت‌المال خالي شود به‌ناچار ماليات‌هاي سنگين به مردم بست و با اهل جزيه برخلاف پيمان رفتار مي‎كرد، و ترتيبات مالي اسلام را به‌هم زد. او علاوه بر آنكه سبّ اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  را معمول ساخت و علاوه بر استلحاق زياد و استخلاف يزيد، به مقام مقدس

 

پيغمبر‌(ص)  استخفاف مي‎كرد و در حضور او به آن حضرت جسارت مي‎شد و او منعي نمي‎كرد حتي به رسالت بر خودش سلام كردند و از آن منع نكرد.[2]

او از فضايل اخلاقي مانند شجاعت، عدالت، انصاف، غيرت، تقوا، امانت و مردانگي بي‎بهره بود، حتي از حلم و سياست نيز سهمي نداشت و اگرچه حكاياتي از او نقل شده كه افراد كم‌اطلاع از تاريخ، آنها را دليل حلم او مي‎شمارند، ولي با دقت و تأمل در حوادث تاريخي معلوم مي‎شود كه او حلم را به خود مي‎بسته، و تظاهر او به حلم از روي سياست و نيرنگ بوده؛ زيرا وقايعي مانند قتل حجر مشتش را باز كرد.

عقّاد در كتاب معاويه[3] فصل «الحلم» به‌طور مبسوط روشن ساخته كه اين تظاهرات معاويه بي‎ارتباط به حلم بوده و در سياست و نيرنگ و خدعه هم آن‌طور كه پاره‎اي گمان كرده‎اند امتياز نداشته؛ چنانچه عقاد در فصل «الدّهاء» استنتاج مي‎كند، سياست او ناشي از قوّت قوه عقليه نبوده و در نيرنگ از هم‌طرازان خود مثل عمروعاص، مغيره و زياد اگر كمتر نبوده جلوتر نبوده است، آنچه باعث پيشرفت او شد، اوضاع و احوال مساعد و بي‎پروايي او از هر كار ناروا و جنايت بود كه هر شخص سياسي متوسط هم در آن ظروف و احوال مي‎توانست به مقاصد سياسي خود برسد وگرنه سياست معاويه به‌خصوص در امور مالي و اجتماعي و امنيت بسيار نكوهيده بود.[4]

 


[1]. وقتي معاويه كاخ «الخضراء» را ساخت از ابي‌ذر پرسيد: چگونه مي‎بيني اين كاخ را؟ ابوذر گفت: اگر آن را از مال خدا بنا كرده‎اي از خيانتكاراني و اگر از مال خودت ساخته‎اي پس از اسراف‌كنندگاني؛ يعني در هر دو حال ساختن اين قصر گناه بوده و خلاف فرموده خدا رفتار كرده‎اي. عقّاد، معاوية بن ابي سفيان، ص‌190.

[2]. ابن‌عقیل علوی، النصائح‌الكافيه، ص‌94 ـ 99؛ عقّاد، معاوية بن ابی سفيان فی الميزان، ص‌27، 36، 187 ـ 189.

[3]. عقّاد، معاوية بن ابی سفيان فی الميزان، ص‌76 ـ 117.

[4]. عقّاد، معاوية بن ابی سفيان فی الميزان، ص‌41 ـ 75. عقّاد در اين كتاب موقعيت امام‌(علیه‌السلام) و موقعيت معاويه را كاملاً آشكار نموده و روشن كرده كه راه امام يك راه بسيار دقيق و مستقيم و ديني و الهي بوده كه انحراف از آن را امام جايز نمي‎شمرد و راه معاويه راهي بوده كه حقّ و عدالت و مصالح مسلمين در آن به‌هيچ‌وجه ميزان و مقياس نبوده است. مطالعه اين كتاب را هرچند در موارد چندي خالي از اشتباه نيست به اهل نظر توصيه مي‎نمایيم.

موضوع: 
نويسنده: