وریز وجوهات
با نزدیک شدن به ایام ماه ذی الحجة الحرام، هیئت استفتاء و دیگر اعضای بعثه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله الوارف) در مکّه معظّمه استقرار یافتند. حجّاج محترم جهت طرح سؤالات و استفتائات شرعی خود، و اطلاع از مناسک و کیفیت اعمال...
دوشنبه: 30 / 05 / 1396 ( )

ج ـ هجرت از مكّه معظّمه

مردان سياسي از تحصّن در اماكن مقدّسه و مشاهد خودداري نمي‎كنند، و از موقعيت و احترام هر شخصي و مقام و مكان مقدّس به نفع خود استفاده نموده و سنگر مي‎سازند.

متحصّن شدن در اماکن مقدّسه كه مورد احترام عامه است طرف مقابل را در يك بن‌بست ديني و عرفي مي‎گذارد؛ زيرا اگر احترام آن مكان مقدس را هتك نمايد از موقعيت

 

او در نفوس كاسته مي‎شود و مورد خشم و تنفّر عموم قرار مي‎گيرد و اگر بخواهد از آن مكان احترام كند بايد دست دشمن را باز بگذارد، و بنشيند و ناظر اقدامات خصمانه او باشد.

حسين‌(علیه‌السلام)  در مقدس‌ترين امكنه كه ازنظر تمام ملل مخصوصاً مسلمين، محترم و محل امن بود، يعني حرم خدا و مكه معظمه و مسجد‌الحرام، منزل گزيده بود. مكان و سرزمين مقدسي كه به‌حكم: ﴿مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً مأمن و محل امن بود. همان مأمني كه مردم جاهليت نيز احترام آن را رعايت مي‎كردند و با تمام دشمني‌ها و كينه‎ها كه با يكديگر داشتند در آنجا اسلحه را بر زمين مي‎گذاردند و به جنگ و نبرد خاتمه مي‎دادند.

طبعاً اين سرزمين براي حسين‌(علیه‌السلام)  بهترين مركز انقلاب و دعوت عليه بني‎اميّه، و جمع‌آوري قشون و بهترين فرصت بود.

حسين‌(علیه‌السلام)  مي‎توانست در شهر مكه قيام كند و عامل يزيد را از شهر بيرون نمايد و از همان‌جا نامه‎ها به اطراف و شهرها بنويسد و مردم را به شورش و انقلاب دعوت كند، نتيجه اين مي‎شد كه يزيد به مكه قشون مي‎فرستاد، و مکّه را محاصره مي‎كرد، و كعبه را خراب و اهل مكه را قتل‌عام مي‎نمود.

اما حسين‌(علیه‌السلام)  مقصد سياسي نداشت[1] و كسي هم نبود كه محرمات و شعائر خدا و مقدّسات را سبك بشمارد. او اعتراضش به بني‌اميه اين بود كه محرّمات را

 

هتك و شعائر و احكام را ضايع كرده‎اند پس چگونه راضي مي‎شد جريان كار طوري پيش آيد كه بني‌اميه احترام حرم خدا را هتك نمايند. او مي‎دانست كه اعلان قيام در مكّه موجب هتك مسجد و تخريب خانه و اسائه ادب به تمام مشاهد و مواقف حرم خواهد شد، اين دورانديشي و متانت رأي حسين‌(علیه‌السلام) ، بعدها هنگام قيام ابن‌زبير، آشكار گرديد، لذا از اينكه حرم را مركز قيام و نهضت قرار دهد جداً خودداري فرمود.

يك راه ديگر نيز مقابل آن حضرت بود كه در مكه بماند و حرفي نزند و بيعت هم نكند، در آنجا بست بنشيند، و از بيعت يزيد امتناع ورزد. اين پيشنهادي بود كه عبدالله بن عمر و ابن‌عبّاس و بعضي ديگر به آن حضرت مي‎دادند، و خواستار شدند كه چون به احترام حرم، كسي متعرّض شما نخواهد شد در همين جا بمان، و با يزيد بيعت نكن، و در اين محل امن و جوار خانه خدا، محترم و مكرّم اقامت فرما.

امام‌(علیه‌السلام)  اين پيشنهاد را هم نپذيرفت زيرا مي‎دانست بني‎اميّه آن حضرت را خواهند كشت، و در هركجا به او دست يابند اگر‌چه در زير پرده كعبه يا در خانه باشد از او دست‌بردار نيستند و به احترام حرم و كعبه توجّه ندارند.

مي‎دانست كساني را گماشته‎اند كه در همان موسم حج ناگهان بر آن حضرت حمله كنند و خونش را بريزند دراين‌صورت هم احترام حرم هتك مي‎شد و هم خونش به هدر مي‎رفت و شهادتش براي اسلام مثمر ثمري نمي‎شد؛ زيرا ممكن بود حاكم مكه مردم را به اشتباه بيندازد و جمعي را به اسم شركت و توطئه در قتل آن حضرت دستگير كند.

ازاين‌جهت حسين‌(علیه‌السلام)  تصميم به خروج از مكه گرفت تا آن‌كس نباشد كه پيغمبر‌(ص)  خبر داد به‌واسطه او حرمت حرم هتك مي‎شود.

وقتي فرزدق از علت شتاب آن حضرت و خروج از مكّه، پيش از اداي مناسك پرسيد فرمود:

 

«لَوْ لَمْ أَعْجَلْ لَاُخِذْتُ»؛[2]

«اگر شتاب نمي‎كردم دستگير مي‎شدم».

و نيز مي‎فرمود: «به خدا سوگند! تا خونم را نريزند، رهايم نمي‎كنند و وقتي مرا كشتند خدا بر آنها مسلط سازد كسي را كه آنها را ذليل سازد تا آنكه از خرقه حيض خوارتر شوند».[3]

به ابن‌زبير فرمود: «پدرم مرا حديث كرد كه رئيسي در مكه، حرمت آن را هتك مي‎نمايد و من دوست ندارم كه آن‌كس باشم».[4]

طبري نقل كرده است كه ابن‌زبير با آن حضرت سخني گفت، حضرت فرمود: «آيا مي‎دانيد ابن‌زبير چه گفت؟».

گفتند: خدا ما را فدايت كند نمي‎دانيم.

فرمود: «گفت در همين مسجد باش تا از برايت عِدّه و جمعيت فراهم كنم».

سپس فرمود: «به خدا قسم اگر من يك وجب بيرون از حرم كشته شوم بيشتر دوست دارم تا يك وجب داخل حرم كشته شوم (زيرا اگر داخل حرم كشته مي‎شد حرمت حرم هتك مي‎شد)، و سوگند به خدا اگر من در لانه جنبنده‎اي از جنبندگان هم باشم مرا بيرون مي‎آورند و به قتل مي‎رسانند، به خدا قسم، احترام مرا هتك مي‎كنند، چنانچه يهود احترام شنبه را هتك كردند».[5]

 


[1]. اشتباه نشود! غرض ما از اينكه مي‎گویيم حسين(علیهالسلام) مقصد سياسي نداشت اين نيست كه مرد خدا بايد در سياست مداخله ننمايد و در جريان امور عامه بي‎نظر و بي‌طرف و به صلاح و فساد و عزّت و ذلّت جامعه مسلمين بي‌اعتنا و ساكت باشد ـ زيرا اين روش چنانچه بعد هم توضيح مي‎دهيم، برخلاف تعاليم اسلام است. در احكام اسلام، حتي عبادات از نماز جماعت و حج و روزه و شعائر ديگر دين، سياست به اين معنا و مبارزه با اهل باطل و كفر و اظهار عظمت و شوكت اسلام و همكاري براي پيشرفت و ترقي مسلمين وارد است و اسلام و مسلماني در هيچ حال و هيچ مكاني از توجّه به حُسن جريان امور بر اساس نظام اسلام جدا نيست ـ بلكه غرض اين است كه حسين‌(علیه‌السلام) مقصدش از قيام، طلب رياست و تصرف مسند سياست و جاه و مقام نبود.

[2]. طبری، تاريخ، ج4، ص290؛ سبط ابن‌جوزی، تذكرة‌الخواص، ص217.

[3]. طبری، تاريخ، ج4، ص269؛ ابن‌اثیر جزری، الكامل ‌في التاريخ، ج3، ص276؛ معتمد‌الدوله، قمقام زخار، ج1، ص334.

[4]. طبری، تاريخ، ج4، ص289؛ ابن‌اثیر جزری، الكامل ‌في ‌التاريخ، ج3، ص275.

[5]. طبری، تاريخ، ج4، ص289؛ ابن‌اثیر جزری، الكامل ‌في التاريخ، ج3، ص276؛ شبلنجی، نورالابصار، ص116. پوشيده نماند كه ابن‌زبير از ماندن و توقف امام‌(علیه‌السلام) در مكه كراهت داشت زيرا باوجود امام‌(علیه‌السلام) كسي به او توجّهي نمي‎كرد، آنچه را مي‎گفت براي آن بود كه خود را ظاهراً تبرئه نمايد. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبیین، ص72؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص174 و كتاب‌هاي ديگر.

نويسنده: 
کليد واژه: