وریز وجوهات
ورود به جدّه   جده يكي از بنادر معروف و شهرهاي عربستان است و شهرت جهاني دارد. اين شهر در هفتاد و سه چهار كيلومتري مكه معظمه واقع است و به صورت يكي از آبادترين شهرهاي عربستان است كه مي‎توان گفت تمام ساختمان‌هاي آن قصور و كاخ‌هاي مدرن و...
دوشنبه: 30 / 05 / 1396 ( )

دفع اشتباه‌كاری

مسلّم است هركس تاريخ قيام حسيني را مطالعه نمايد شيفته و دلباخته فداكاري و حق‌‌پرستي آن حضرت مي‎شود و براي او شكي باقي نمي‎ماند كه حسين‌(علیه‌السلام)  مرد حقّ بود و براي حقّ قيام كرد و جان خود و عزيزترين ياران را در راه حقّ داد.

اگر كسي بخواهد بر اساس دشمني با اسلام و خاندان رسالت و ولايت، يا همكاري با سياست استعمارگران و پاره‎اي از خاورشناسان مزدور استعمار (مانند لامنس)، از بني‎اميه و يزيد دفاع نمايد يا با خرده‌گيري‌هاي مغرضانه از عظمت اين نهضت بكاهد و افراد بي‎اطلاعي را كه وارد محيط اسلام نيستند و به شخصيت و مقام ارجمند ديني حسين‌(علیه‌السلام)  معرفت ندارند، گمراه سازد، نخواهد توانست؛ زيرا حربه تهمت و افترا، اگر در موارد ديگر كارگر شده در اينجا تأثير نكرد، و خلوص حسين‌(علیه‌السلام)  در فداكاري در راه دين و حمايت از حقّ چنان ظاهر شد كه تمام پرده‎هاي ابهام و اشتباه‌كاري‎ها را پاره ساخت.

حتي خود بني‎اميه چون ديدند حسين‌(علیه‌السلام)  را نمي‎توان به تهمت‎هاي سياسي، يعني طلب سلطنت و جاه آلوده كرد و براي قتل آن حضرت هيچ عذر مقبول ندارند، هركدام براي اينكه دامن خود را از عار و ننگ اين ظلم فجيع پاك سازند شركت خود را در قتل امام‌(علیه‌السلام)  انكار مي‎نمودند و هركس ديگري را مقصر قلمداد مي‎كرد، با اين‌همه نتوانستند در جامعه اسلامي خود را در ارتكاب قتل آن حضرت معذور معرفي كنند.

 

كساني كه از روي اغراض پليد خواسته‎اند از اهميت و اعتبار اين نهضت بكاهند معدود و انگشت‌شمارند.

يكي از اين افراد كه در پيشينيان شايد در اين گمراهي و انحراف فكري منفرد باشد ابوبكر بن عربي است كه به او نسبت مي‎دهند گفته است:

إِنَّ حُسَيْناً قُتِلَ بِسَيْفِ جَدِّهِ؛[1]

حسين‌(علیه‌السلام)  با شمشير جدش كشته شد!.

اين كلام اگر‌چه به‌ظاهر دفاع از كشندگان حسين‌(علیه‌السلام)  است كه برحسب روايات متواتره و اجماع امت، بزرگ‌ترين جنايت‌ها را مرتكب شده و خشم خدا و رسول و شقاوت و خسران دنيا و آخرت را براي خود خريدند؛ ولي در واقع اسائه ادب و گستاخي به مقام شامخ پيغمبر اكرم‌(ص)  است.

ابن‌عربي گمان كرده كه شمشير رسالت و نبوّت، شمشير ضحّاك و چنگيز بوده است كه حسين‌(علیه‌السلام)  با آن كشته شود.

ابن‌عربي مي‎گويد: آن شمشير ستمي كه به دست بني‎اميه بود، شمشير پيغمبر بود!

مي‎گويد: آن شمشيري كه معاويه با آن خون مسلمانان بي‌گناه، و صحابه عالي‌قدر و تابعين را ريخت شمشير پيغمبر بود!

مي‎گويد: آن شمشيري كه مرداني مانند عمّار، اويس، خزيمه، ابن‌تيهان، حجر بن عدي و ساير شهداي مَرْج راهِط، و رشيد هجري و ميثم تمار با آن كشته شدند شمشير پيغمبر بود.

ابن‌عربي مي‎گويد: آن شمشيري كه مدينه را قتل‌عام كرد و در حرم پيغمبر خون مسلمان‌ها را ريخت، و حرمت مقدسات اسلامي را هتك، و ناموس زنان باعفت و نجابت مدينه را به باد داد، شمشير پيغمبر‌(ص)  بود و بالأخره مي‎گويد:

 

شمشيري كه به دست يزيد، زياد، ابن‌زياد، مسلم بن عقبه، بسر بن ارطاة و حصين بن نمير و حجاج و وليد و امثال اين ستمكاران بود، شمشير پيغمبر بود!

 

[1]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص71.

نويسنده: