وریز وجوهات
مناجات امیرالمومنین علی علیه السلام سروده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی     شب به گوش آمدم از سوى  حجاز ناله و صوت مناجات و نياز ناله‌اى كز دل پاكي خيزد حالت شوق و نشاط انگيزد نغمه‌اى روح نشين جان پرور اندر آن سرّ...
شنبه: 3 / 04 / 1396 ( )

6ـ محكوميت بنی‎اميه در افكار مسلمين و ساير ملل

بني‎اميه با كشتن حسين‌(علیه‌السلام)  گور خود را كندند، و پرده‎اي از روي شنايع اعمال و مقاصد شوم خود برداشته و خشم و غضب ملل اسلام را خريداري كردند.

چنانچه در فصل انعكاس شهادت نگاشتيم، مجامع اسلامي با تأثر و تأسف شديد و فوق‌العاده، با اين حادثه فجيعه برخورد نمودند، و عموم مسلمانان ناراحت و غرق در تألّم گشتند.

همه، عمل بني‎اميه را تقبيح كردند. همه، آنها را سرزنش نمودند و خطاكارشان شناختند.

مستشرق آلماني «ماربين» مي‎گويد: بزرگ‌ترين غلط‌هاي سياسي امويين كه اسم و رسم آنها را از صفحه عالم محو ساخت، كشتن حسين‌(علیه‌السلام)  بود.

اين حقيقتي است كه هر مورخ و هركس تاريخ اسلام را مطالعه كند به آن اعتراف مي‎نمايد.

محكوميت بني‎اميه در افكار مسلمين براي آينده اسلام بسيار مفيد شد؛ زيرا بني‎اميه از اينكه بتوانند منافقانه و زير پرده به اسلام ضربت بزنند مأيوس شدند و مردم آنها را شناختند و قتل حسين‌(علیه‌السلام)  و اسير كردن خاندان پيغمبر، بني‎اميه را رسوا ساخت.

از آن پس همكاري و نزديك شدن به آنها سبب بدنامي و ننگ مي‎شد.

مردم طبعاً با نيّات و مقاصد آنها مخالفت مي‎كردند و تا مي‎توانستند جلو مقاصد آنها مي‌ايستادند.

اگر زور سرنيزه و شمشير نبود، از شدت خشم، بني‎اميه را قطعه‌قطعه و خانه‎هاشان را بر سرشان خراب مي‎كردند، جامعه به خون آنها و اتباعشان تشنه بود.

اين شعر عبدالله بن همام سلولي ترجمان احساسات و تنفر و انزجار مردم از بني‌اميه است:

حُشِينَا الْغَيظَ حَتَّی لَوْ شَرِبْنَا
 

 

دِمَاءَ بَنِي‎ اُمَيَّةَ مَا رَوينَا[1]
 

 

به‌قدري از خشم پرشده‎ايم كه اگر خون‌هاي بني‎اميه را بياشاميم سيراب نمي‎شويم.

يكي از علماي مصر كه فهرست كتاب الکامل فی التاريخ را تهيه كرده است مي‎گويد:

إِنَّ الْجَيْشَ الَّذِي تَوَلَّی مُحَارَبَةَ الْحُسَيْنِ وَقَتْلَهُ لَهُوَ أَقْسَی قُلُوبِ الْعَالَمِ، وَلَيْسَ فِيهِ آثَارُ الرَّحْمَةِ، وَالْإِنْسَانِيَّةِ، بَلْ هُمْ جِمَادَاتٌ مُتَحَرِّكَةٌ شَرِيرَةٌ سَجَّلُوا لِأَنْفُسِهِمْ فِي التَّارِيخِ أَكْبَرَ الْعَارِ، وَأَسْوَءَ الْأَعْمَالِ، وَأَفْظَعَ الْأَفْعَالِ، عَامَلَهُمُ اللهُ بِجَرَائهمْ أشَدَّ الْعِقَابِ.[2]

سپاهي كه با حسين‌(علیه‌السلام)  جنگ كرد و او را كشت، سخت‌دل‌ترين افراد بودند، و در آن آثار رحم انساني نبود، بلكه آنان جمادات متحرك و شريري بودند كه بر خود بزرگ‌ترين عار و بدترين كارها و شنيع‎ترين كردار را مسجل كردند. خداوند آنها را به كيفر جرائمشان به شديدترين عقاب، كيفر دهد!.

شيخ عبدالوهاب نجار استاد قِسم تخصص در الازهر در ملاحظاتش بر الكامل مي‎نويسد:

لَعَنَ اللهُ الْفِسْقَ وَالْفُسَّاقَ، لَقَدْ سَوَّدُوا صَحَائِفَ التَّارِيخَ، وَسَجَّلُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ الْجَرَائِمَ الْكُبْرَی الَّتِي لَا تُغْتَفَرُ، وَلَا تُنْسَی مَدَی الدَّهْرِ فَإِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ؛[3]

خدا فسق و فساق را لعنت كند، همانا سياه كردند (كشندگان حسين) صفحه‎هاي تاريخ را و بر خود جرائم بزرگي را مسجل ساختند كه نه آمرزيده مي‎شود و نه تا پايان روزگار فراموش مي‎گردد.

 


[1]. بلاذری، انساب‌الاشراف، ج5، ص293؛ مسعودي، مروج‌الذهب، ج3، ص28.

[2]. فهرست الكامل، ج3، ص ح و ط.

[3]. ابن‌اثیر جزری، الكامل في التاريخ، ج3، ص297 «پانوشت».

نويسنده: