وریز وجوهات
یکی از وقایع مهمّی که در ماه مبارک رمضان اتّفاق افتاد، غزوه‌ی بدر بود که بنا به نقلی در هفدهم این ماه در سال دوّم هجرت، به وقوع پیوست.(1) يكي از پيروزي‌هاي بسيار چشمگير و با عظمت و اهميّت تاريخ اسلام، پيروزي مسلمانان در زير پرچم توحيد و فرماندهي...
دوشنبه: 5 / 04 / 1396 ( )

7ـ گرفتاری بنی‎اميه به شورش و انقلاب

يكي از عكس‌العمل‌ها و نتايج شهادت و مظلوميت حسين‌(علیه‌السلام)  شورش‌ها و انقلاب‌هايي بود كه براي برانداختن حكومت امويين در جهان اسلام برپا شد.

در اين شورش‌ها عاملي كه بيش از هر چيز مردم را تهييج و تحريك مي‎كرد، شهادت حسين‌(علیه‌السلام) ، و دعوت به قيام براي خون‌خواهي آن حضرت و گرفتن انتقام از بني‎اميه بود.

خون‌خواهي حسين‌(علیه‌السلام)  شعاري بود كه همه‌جا از آن طرف‌داري مي‎شد و مردم به دور پرچمي كه با اين شعار افراشته مي‎شد جمع مي‎شدند.

اين شورش‌ها اگر‌چه بسياري با شكست مواجه شد، و خون‌آشامان تاريخ مانند مسلم بن عقبه و حصين بن نمير و حجاج، چند صباحي با آن مقاومت كرده و پايه‎هاي لرزان حكومت بني‎اميه را با قتل‌عام و كشتارهاي دسته‌جمعي و حبس و شكنجه نگاه داشتند؛ اما انقلاب‌هاي پي‌درپي كه حاكي از تنفّر شديد مردم بود، يكي پس از ديگري سلطنت آنها را رو به سقوط و انقراض مي‎برد و وضع سياسي بني‌اميه را سست و ضعيف مي‎ساخت.

معلوم است حكومتي كه در داخل كشور جز قواي انتظامي كه شرف و ايمان خود را به پول فروخته بودند، پشتيباني نداشته باشد، و افكار و احساسات عموم او را غاصب و ستمگر بشناسد و ملت از او ناراضي باشد، نخواهد توانست تنها با زور سرنيزه مدت زيادي پايدار بماند، همان نارضايتي عمومي سبب انقلابات پي‌درپي خواهد شد و عاقبت ساقط مي‎شود.

نخستين انقلابي كه پس از شهادت حسين‌(علیه‌السلام)  ـ (بعد از انقلاب‌هاي كوچك مثل انقلاب كوفه و قيام عبدالله بن عفيف) ـ برپا شد انقلاب مدينه بود كه چنانچه شرح داده شد، مسلم بن عقبه (مسرف) به امر يزيد با مظالمي كه در مدينه طيّبه مرتكب شد انقلاب را خاموش كرد.

 

طبري مي‎گويد: وقتي حسين‌(علیه‌السلام)  شهيد شد، نجدة بن عامر حنفي در يمامه و ابن‌زبير به شورش برخاستند.[1]

يكي از انقلاب‌هاي صادقانه و واقعي كه براي خون‌خواهي حسين‌(علیه‌السلام)  برپا شد، انقلاب توّابين، به فرماندهي يكي از اصحاب پيغمبر‌(ص)  به نام «سليمان بن صرد» بود كه جمعي از بزرگان شيعيان و اصحاب اميرمؤمنان علي‌(علیه‌السلام)  در آن، شركت داشتند. اين جمعيت با شعار «يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ» قيام كردند و به‌قدري صدق نيت و احساسات پاك نشان دادند كه هركس شرح قيام آن رادمردان را بخواند تحت‌تأثير ايمان و خلوص آنها واقع مي‎شود.

خطبه‎ها، شعارها، رفتار و استقامت اين گروه درعين‌حالي كه از عجايب حوادث تاريخ و نمونه هيجان روح پاك و بيداري ضمير بشر است، نماينده انعكاس شهادت و مظلوميت حسين‌(علیه‌السلام)  و تأثير و تأسف مردم از فوت سعادت شهادت در ركاب آن حضرت نيز هست.

وقتي توابين بانگ «يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ» سر دادند، عبدالله بن حازم با دختر و زنش سهله كه بسيار زيبا و خوش‌رو بود نشسته بود، ناگهان اين صدا را شنيد، اسب خواست و اسلحه بر گرفت.

زن گفت: مگر ديوانه شده‎اي ابن‌حازم!

گفت: نه! منادي خدا ندا در داد؛ و بيش از اين امكان درنگ نيست، البتّه اين ندا را مي‎پذيرم و انتقام خون آن مظلوم را مي‎گيرم يا در اين راه كشته مي‎شوم.

زن او گفت:

پس نمي‎گويي اين دخترك خويش را به كه مي‎سپاري؟

گفت: به خدا مي‎سپارم؛ خدايا من اهل و فرزندم را به تو سپردم. خدايا مرا براي ايشان حفظ كن، و به‌خاطر تفريط و تقصيري كه در ياري پسر دختر پيغمبرت كردم مرا بيامرز.[2]

 

جماعت توّابين هنگام خروج، نخست به زيارت قبر حسين‌(علیه‌السلام)  رفتند و يك شبانه‌روز در آنجا ماندند، فرياد به صيحه و گريه بلند كردند، به‌طوري‌كه مانند آن روز ديده نشد و به وظيفة توبه و تضرّع رفتار كردند، مي‎گفتند:

«اَلَّلهُمَّ ارْحَمْ حُسَيْناً الشَّهِيدَ ابْنَ الشَّهِيدِ الْمَهْدِيَّ ابْنَ الْمَهْدِيَّ الصِّدِّيقَ ابْنَ الصِّدِّيقَ اَللَّهُمَّ إِنَّا نَشْهَدُك أَنَّا عَلَی دِينِهِمْ وَسَبِيلِهِمْ، وَأَعْدَاءُ قَاتِلِيهِمْ، وَأَوْليَاءُ مُحِبِّيهِمْ، اَلَّلهُمَّ إِنَّا خَذَلْنَا ابْنَ  بِنْتِ نَبِيِّنَا فَاغْفِرْ لَنَا مَا مَضَی مِنَّا، وَتُبْ عَلَيْنَا فَارْحَمْ حُسَيْناً، وَأَصْحَابَهُ الشُّهَدَاءَ الصِّدِّيقِينَ، وَإِنَّا نَشْهَدُكَ أَنَّا عَلَی دِينِهِمْ وَعَلَی مَا قُتِلُوا عَلَيْهِ وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ.[3]

الحقّ گروه توّابين مردانگي و وفا و حقيقت و ثبات قدم، و محبّت و ولايت خود را به اهل‌بيت در واقعه «عين‌الورده» به ثبوت رساندند و نام خود را در صفحات تاريخ به افتخار ثبت كردند. و الحقّ سرگذشت اين مردم براي همه آموزنده و عبرت‌انگيز است. خداوند عذرشان را بپذيرد، و آنان را در زمره ياوران سيدالشهدا‌(علیه‌السلام)  محشور فرمايد.

بعد از اين انقلاب، انقلاب مختار شروع شد و همواره شورش و انقلاب بود تا سلطنت بني‎اميه منقرض گرديد.

و روزگار درازي نگذشت مگر آنكه تمام كساني كه در شهادت حسين‌(علیه‌السلام)  شركت جسته بودند يا به عقوبتي سخت گرفتار شدند و يا به دست شورشيان كشته شدند.

زهري گفت: احدي از كساني كه در كربلا براي كشتن حسين‌(علیه‌السلام)  رفتند باقي نماند، مگر آنكه پيش از عذاب آخرت؛ در دنيا نيز ـ هر كدامشان به طريقي ـ به سزاي اعمال خودشان رسيدند.[4]

 


[1]. طبري، تاريخ، ج‌4، ص‌367.

[2]. معتمدالدوله، قمقام زخار، ج2، ص‌688.

[3]. طبري، تاريخ، ج4، ص456 – 457؛ ابن‌اثیر جزری، الكامل في التاريخ، ج4، ص178. (با تفاوت در نقل).

[4]. شرباصی، حفيدة‌الرسول، ص53؛ شبلنجی، نورالابصار، ص313؛ صبّان، اسعاف‌الراغبين، ص‌161.

نويسنده: