وریز وجوهات
همزمان با دهه مبارکه مهدویت برگزار می‌‌‌‌‌‌شود: مسابقه سراسری طرح مطالعاتی "نوید امن و امان" ضمن تبریک فرارسیدن ایّام مبارکه دهه مهدویت، و با توجّه به اهمّیت لزوم معرفت صحیح حضرت بقیة الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، و ترویج فرهنگ...
سه شنبه: 2 / 03 / 1396 ( )

9ـ عكس‌العمل جاودان و پايدار

اثر جهاد حسين‌(علیه‌السلام)  در صفحه تاريخ جاويدان ماند، و همواره نيروبخش اصلاح‌طلبان، و مجاهدان راه حقّ و حاميان خير و عدالت است.

قيام آن حضرت، مبارزه با ظلم و ستم و كفر و باطل بود كه در آن زمان از گريبان يزيد سر برون كرده بود. مبارزه با افكار و نقشه‎ها و آرا، و مفاسدي بود كه از جانب او حيات ملت اسلام را تهديد مي‎كرد.

در اين مبارزه، شخص يزيد و هيكل نازيبا و آبله‌رو، و چهره سياه و بيني قرحه‌دار او طرف نبود بلكه كردار و رفتارش طرف مبارزه بود.

يزيد يعني: تجسّم فساد، استبداد، رذالت، خون‌ريزي، فسق و فجور و طغيان به خدا و رسول و خطر براي اسلام و احكام قرآن.

ازجمله درس‌هاي عالي و سودمند كه هر شيعه و آزادي‌خواه حق‌پرست، و هر آرزومند تحقق رسالت جهاني اسلام، از واقعه كربلا بايد بياموزد، اين است كه بداند، نبردي كه ميان حسين‌(علیه‌السلام)  و يزيديان واقع شد، هنوز پايان نيافته و تا هنگامي كه از شرك و جهل و باطل و ستم و استبداد و استعباد و غصب حقوق انسان‌ها، اثري باقي است، اين نبرد با مظاهر و نمايش‌هاي گوناگون ادامه خواهد داشت.

هركس بايد بنگرد عملاً در كدام‌يك از اين دو جبهه ايستاده و با كه همكار است؟ در رديف اعوان يزيد و دشمنان اسلام ثبت‌نام كرده يا در صف سيدالشهدا‌(علیه‌السلام)  و اصحاب فضيلت و انصار حقّ و عدالت قرار گرفته است؟

در اين حساب و رسيدگي چه‌بسا كساني كه به‌ظاهر از دوستان و طرف‌داران مرام حسين‌(علیه‌السلام)  شمرده مي‎شوند؛ از پيروان يزيد و دشمنان حقّ و عدالت و نظام اسلام از آب در مي‌آيند! و با كمال تأسف ديده مي‎شود با قلم يا قدم يا زبان يا كار و رفتار، حسين حقيقت و توحيد و اسلام را، تنها و غريب گذارده و به كشندگان و مخالفان مقصد آن حضرت مي‎پيوندند.

 

اگر مردان حق‌پرست و فداكاري امثال حسين‌(علیه‌السلام)  و يارانش نبودند كه آشكارا دنيا را فداي آخرت و مادّه را فداي روح و باطل را فداي حقّ و مجاز را فداي حقيقت نمايند؛ آئين انسانيت ضعيف و بي‌ارج و اعتبار مي‎شد و روش انسان‌ها بيش از اينها متمايل به لذايذ حيواني و غرايز شهواني مي‎گرديد و ديگر كسان، در خور توانايي خود نمي‎ديدند كه بر اين خوان مستهان دنيا پنجه نيالايند، و مصداق: ﴿يَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ[1] مي‎گرديدند.

اما شهادت حسين‌(علیه‌السلام)  و فداكاري اصحاب و اسارت اهل و عيالش، جمال زيباي حقيقت و انسانيت را نشان داد و دل‌ها را به عالم معنا متوجّه ساخت، و به همه فهماند كه انسانيت يك معناي عالي‌تري غير از اين اندام ظاهر و يك مشت گوشت و استخوان و رگ و پيه است، و اگر انسان در وادي آدميّت سير كند و به كشور انسانيت راه يابد، آن‌قدر قوي و شرافتمند مي‎شود كه با هيچ‌يك از قواي مادي نمي‎توان بر او تسلط يافت و با تمام حظوظ حيواني و مقامات دنيايي نمي‎توان او را خريد.

اين عكس‌العمل، جاودان و مستمر است و هرچه عزاداري و ذكر مصيبات و غور و تأمل در اسرار اين يگانه حادثه بي‎نظير، بيشتر مي‎شود، دامنه آن در قلوب وسيع‌تر خواهد شد و شوق مردم به امر به‌ معروف و نهي از منكر و حركات اصلاحي و حمايت از مظلومان و ياري ضعيفان و گذشت از مال و متاع دنيا براي مقاصد و مصالح عامه راسخ‌تر مي‎گردد.

اگر مسلمانان را از حقايق عالي اين فداكاري منصرف نكنند و وعّاظ و دانشمندان و خطبا، خالصانه و آزادانه اسرار آن را بگويند و بنويسند؛ ظلم و فساد

 

ريشه‌كن و به‌جاي آن عدالت، حق‌‌پرستي، ايمان و فداكاري و پيروي از هدف و برنامه حسين‌(علیه‌السلام)  رايج خواهد شد.

اين شعرايي كه مانند كميت، دعبل و ابن‌رومي، بلكه ابي‌العلاء معرّي، در عصرهايي كه دشمنان حسين‌(علیه‌السلام)  سلطنت داشتند و پول و جايزه‎هاي بسيار به مديحه‌سرايان و چاپلوسان مي‎دادند، برخلاف دلخواه هيئت‌حاكمه، حسين‌(علیه‌السلام)  و فرزندانش را مدح مي‎گفتند و بليغ‎ترين قصايد را در مرثيه او مي‎پرداختند، براي اين بود كه با ذوق رقيق شاعرانه، جمال دلرباي انسانيت را در تاريخ حيات حسين‌(علیه‌السلام)  و فرزندانش لمس مي‎كردند.

و مانند شاعري كه مسحور طبيعت و باغ و سبزه و آبشار و گل و بلبل و كوه و دشت و صحرا، دريا و آسمان پرستاره و صورت‌هاي زيبا و نواهاي روح‌بخش شود، مسحور جمال فضيلت و حقيقت حسين‌(علیه‌السلام)  و اصحابش شده بودند و بالبديهه او را مدح مي‎كردند يا در مصيبتش مرثيه مي‎گفتند.

آري! حسين‌(علیه‌السلام)  اعظم آيات خدا بود و جلوه ايمان و خداپرستي و حقيقت و شجاعت و شهامت و فداكاري و همّت و شخصيّتش از آفتاب و ماه بيشتر شد.

هر شاعري كه جمال او را وصف كند، شعرش نغزترين و شيواترين و دل‌نشين‎ترين اشعار مي‎شود.

اين عكس‌العمل شهادت تا تاريخ باقي است، حقيقت انسانيت را تحت‌تأثير و تربيت قرار خواهد داد و لذا ديديم هرچه جبّاران روزگار مانند متوكّل خواستند از اين عكس‌العمل جلوگيري كنند و حسين‌(علیه‌السلام)  را از ياد مردم ببرند ممكن نشد و عزاداري و اخلاص جامعه به آن حضرت بيشتر و معناي اين شعر آشكار گشت.

لَقَدْ وَقَفُوا فِي ذَلِكَ الْيَوْمَ مَوْقِفاً
 

 

إِلَی الْحَشْرِ لا يَزْدَادُ إِلا مَعَاليَا
 

 

فَسَلَامُ اللهِ وَصَلَوَاتُهُ عَلَيْكَ، وَعَلَی أَوْلَادِكَ وَأَهْلِ بَيْتِكَ وَأَصْحَابِكَ، وَأَنْصَارِكَ يا سَيِّدَ الشُّهَدَاءِ، وَيَا أَبَا الْأَحْرَارِ وَيَا سَفِينَةَ النَّجاةِ، وَيَا مُنْقِذَ الْإِسْلامِ، تَقَبَّلْ مِنّي هَذَا الْقَليلَ، وَلَا تُؤاخِذْني بِمَا فَرَّطْتُ فِي خِدْمَتِكَ. فَمَا فِي هَذَا الْكِتَابِ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَالْكَلِمَاتِ اللَّائِقَةِ بِجَنابِكُمْ فَمِنْكُمْ، وَمَا فِيهِ مِمَّا هُوَ دُونَ مَقَامِكُمُ الرَّفِيعِ فَهُوَ مِنِّي وَمِنْ جَهْلِي وَقُصُورِ مَعْرِفَتِي، فَانْظُرْ إِلَيْهِ يَا مَوْلايَ بِعَيْنِ الْعِنَايَةِ وَالْقَبُولِ فَإِنَّكُمْ أَهْلُ ‌بَيْتٍ لَا يَخِيبُ مَنْ رَجَاكُمْ، وَلَا يَحْرُمُ مَنْ أَتَاكُمْ.

وَأَسْئَلُ اللهَ تَعَالَی بِحَقَّ الْنَّبِيِّ وَأَهْلِ بَيْتِهِ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَيَغْفِرَ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِأَساتِذَتِي وَلِجَمِيعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ، وَأَنْ يَحْشُرَنِي فِي زُمْرَةِ سَيِّدِي وَمَوْلاَيَ الْحُسَيْنِ(علیهالسلام)  إِنَّهُ قَرِيبٌ مُجِيبٌ.

 

 

[1]. روم 7. «بيشتر به ظاهري از زندگي دنيا آگاهند و از عالم آخرت غافل و بي‌خبرند».

نويسنده: