وریز وجوهات
  ابوالقاسم عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن الحسن بن زيد بن السبط الاكبر الامام ابي محمد الحسن المجتبي عليه‌الصلوة و السلام یكي از اعاظم ذرّيه‌ی رسول و فرزندان مرتضي و بتول صلوات الله عليهم‌ اجمعين و از شخصيت‎ها و معاريف علماي اهل‎بيت و...
پنجشنبه: 22/آذر/1397 (الخميس: 4/ربيع الثاني/1440)

امامت عامّه

همان‌گونه كه در باب نبوّت، در بحث نبوّت عامّه، پرسش مى‌شود كه چرا به وجود سفير و واسطه بين خدا و خلق كه به آن نبى و رسول و پيغمبر مى‌گوييم، نيازمنديم؟ و پيغمبر بايد واجد چه اوصافى باشد؟ و از چه راهى بايد پيغمبر را شناخت؟ در باب امامت عامّه نيز اين سؤالات مطرح مى‌شود كه جامعه چرا نيازمند به وجود حجّت و امام است؟ و مفهوم امامت چيست؟ و امام بايد چه اوصافى داشته باشد و چرا بايد امام را شناخت؟

بديهى است در اين‌گونه پرسش‌هاى عامّ كه در باب نبوّت و امامت مطرح مى‌شود، معرفت شخص پيغمبر و امام مورد نظر نيست؛ زيرا تا به اين پرسش‌هاى عامّ پاسخ داده نشود، پرسش از شخص امام قابل طرح نيست، لذا پس از دريافت پاسخ به پرسش‌هايى كه در مبحث نبوّت عامّه و امامت عامّه است، بر

 

اساس آن بحث نبوّت خاصّه و امامت خاصّه جلو مى‌آيد و پرسش از شخص پيغمبر و امام عنوان مى‌شود.

عمده مطلب و مواردى كه در بحث امامت عامّه مورد پرسش و سؤال قرار مى‌گيرد، چنين است:

1 ـ نياز جامعه به مركز رهبرى و اجرايى و نگهبان مصالح عموم.

2 ـ شناخت و مفهوم امامت.

3 ـ شرايط و اوصاف امام.

4 ـ برنامه نصب و تعيين امام   .

5 ـ وجوب اطاعت امام.

6 ـ وجوب معرفت امام.

7 ـ راه‌هاى شناخت امام.

بديهى است كه در باب امامت، مسائل بسيارى مورد سؤال قرار مى‌گيرد كه با مراجعه به آيات قرآن مجيد و احاديث (كتاب‌هاى حجّت جوامع حديث) و كلمات و نظرات علماى بزرگ به همه آن سؤالات پاسخ داده مى‌شود و علّت اينكه اين چند پرسش را به‌خصوص در اينجا مطرح مى‌كنيم، اين است كه عمده اختلاف نظر و اختلاف مذاهب در باب امامت، بر سر پاسخ به اين

 

پرسش‌ها است و وقتى به اين پرسش‌ها پاسخ داده شد، راه دريافت جواب سؤالات ديگر معلوم خواهد گرديد.

پاسخ به برخى از اين پرسش‌هاى هفت‌گانه از جهت وضوحى كه دارند و به‌علّت عدم تعارض با سياست اهل رياست ـ مثل مسئله نياز جامعه به مدير و رهبر، و لزوم گزينش امام و وجوب معرفت و وجوب اطاعت امام ـ به بررسى و كاوش زياد نياز ندارد؛ ولى برخى ديگر به‌واسطة اينكه مربوط به بُعد سياسى امامت است، بررسى در آن گسترش يافته و مورد بحث و نظر و اختيار آرا و مذاهب متعارض شده است. مثل بحث شناخت مفهوم امامت و بحث برنامه گزينش امام، و  بحث اوصاف و شرايط امام و راه‌هاى شناخت و معرفت امام.

اين بحث‌ها به اين ملاحظات است كه مطالب مطرح شده مورد توجّه افكار و آراى بزرگ‌ترين شخصيت‌هاى علوم معقول و كلام قرار گرفته، و بزرگانى؛ مانند خواجه نصیرالدین طوسى كه انديشه توانايش دشوارترين مسائل فلسفى و رياضى را حل كرده و معضلات و پيچيدگى‌هاى آنها را برطرف نموده و بايد مثل او را عقل مجسّم و تبلور فلسفه و حكمت نظرى دانست كه مسائل امامت را در كتاب‌هاى متعدّد بررسى و شناسايى نموده

 

و پيرامون آن تحقيق و اظهار نظر كرده است، و مثل شيخ‌الرئيس ابوعلى سينا كه شهرتش در فلسفه و معقول و طب جهان‌گير مى‌باشد در كتاب شفا، مذهب شيعه را در گزينش امام تصويب و تأييد نموده است.[1]

و نيز علاّمه حلّى كه از نوابغ بزرگ فكر بشرى است[2] و در امامت آثار متعدّد و پرمحتوايش همواره مورد استفاده بوده و هست، در كتاب الفين در مسئله لزوم نصب امام از جانب خداوند متعال، يك‌هزار دليل اقامه كرده است كه به حق بايد گفت: علاّمه حلّى از معجزات مكتب اهل‌بيت(ع) مى‌باشد.

 

اينك بحث امامت عامّه را تحت عنوان‌هاى هفت‌گانه‌اى كه به آن اشاره شد، به‌طور مختصر بررسى مى‌نماييم و از خداوند متعال توفيق و يارى مى‌طلبيم.

 

 

[1]. ابن‌سينا، الشفاء (الالهيات)، ج2، ص451 – 452.

[2]. مرحوم دانشمند معاصر شعرانی در توصيف و بيان عظمت مقام علمی علّامه حلّی، كلامی لطيف دارد و می گويد: به‌راستی بايد گفت: پس از ائمّه معصومين‌(علیه‌السلام) در شيعه عالمی به بزرگی او نيامده؛ بلكه در ميان اهل‌سنّت نيز مانند او نمی شناسيم. فخر رازی بااينكه در احاطه به علوم ضرب‌المثل و كم‌نظير بوده و چنان‌كه گفته‌اند:

گر كسی از علم با تمكين بدی
 

 

فخر رازی رازدار اين بدی
 

 

امّا وقتی علّامه حلّی را با او قياس كنيم، وسعت علم او بسيار از فخر رازی بيشتر است، با اين مزيّت كه علّامه به دقّت حقايق هر علم را يافته و امّا فخر رازی الفاظ و اصطلاحات را حفظ كرده و در معنا مردّد مانده و تشكيك كرده است. علّامه را در فقه بايد با سيّد مرتضی و شيخ طوسی قياس كرده و در حكمت با خواجه نصيرالدين طوسی و در رياضی همتای ابوريحان بيرونی شمرد، و در تحقيق عقلی و تنبّه، قرين ارسطو و در هر فنّ، قرين بزرگ‌ترين مرد آن فنّ. پس بی‌شبهه بزرگ‌ترين علمای اسلام از سنّی و شيعه است، گرچه در فقه تبرّز داشت، امّا استادی او در هيچ فن كمتر از فقه نبود، و يكی از افتخارات عرب و شرف امّت اسلام است.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: