وریز وجوهات
باسمه تعالی   انا لله و انا الیه راجعون    رحلت آیت‌الله مرحوم آقای حاج شیخ یوسف صانعی رحمة الله علیه، موجب تأسف و تأثر گردید. این عالم بزرگوار، سالیان متمادی در حوزه علمیه قم و با تدریس دروس خارج فقه و اصول،...
دوشنبه: 7/مهر/1399 (الاثنين: 10/صفر/1442)

ما نخست تفاسيرى را كه بعضى از آيه كرده‌اند، نقل مى‌كنيم، سپس تفسير صحيح آن را از اهل‌بيت عصمتعلیهم‌السلام كه اعدال قرآن مجيد هستند بيان مى‌نماييم.

يكى از تفاسيرى كه از آيه شده، اين است كه: بر تبليغ رسالت و تعليم شريعت، مزدى نمى‌خواهم، مگر آنكه با يكديگر دوستى نماييد در آنچه سبب تقرّب به خداوند متعال مى‌شود. اين تفسير خلاف ظاهر است؛ زيرا ظاهر «فِي الْقُرْبىٰ» نزديك رحمى است و آيه شريفه ظهور در اين تفسير ندارد. و به‌علاوه با آيه:

﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللّٰهِ كَذِباً﴾؛[1]

«آيا مى‌گويند بر خدا دروغ بسته است».

كه برحسب تفاسير راجع به اين موضوع است، اين تفسير مناسبت ندارد.

قول ديگر آنكه به اين معنا باشد: مگر آنكه مرا دوست داريد به‌واسطه قرابت و خويشى كه من با شما دارم، و آزار ندهيد و انكار نكنيد. اين تفسير نيز صحيح نيست؛ زيرا هم آيه مخصوص به قريش مى‌شود،

 

بدون وجه اختصاص و هم با صدر آيه كه سخن از عموم عباد مؤمنين است، سازگار نيست. به‌علاوه اين درخواست و پيشنهاد از كسى كه مدعى رسالت است و عليه تمام عقايد و عادات و اوضاع يك جامعه‌اى قيام كرده و مى‌خواهد بزرگ‌ترين انقلاب‌های فكرى و اجتماعى را به وجود آورد، به كسانى كه با دعوت او مخالفت دارند، و دعوت او را ضد تمام حيثيات خود مى‌دانند و در مقام منع و دفع او از آيين و مسلك اجتماعى خود هستند، موافق عرف و منطق نيست؛ زيرا نزاع، نزاعى نيست كه ملاحظه قرابت و خويشاوندى بتواند آن را پايان دهد و التماس و خواهش در آن اثرى داشته باشد، چنانچه آنها هم اگر به پيغمبر(ص) پيشنهاد مى‌دادند كه قرابت و خويشاوندى را رعايت نمايد و دعوت خود را ترك كند، منطقى نبود و پذيرفته نمى‌شد.

پس اين تفسير- كه ايراد‌كننده آن را پسنديده - به نظر بسيار سست و با منطق قرآن مناسبت ندارد و خودبه‌خود مردود است.

سومين تفسير اين است كه مراد اين باشد كه من براى تبليغ اجرى نمى‌خواهم و مودّت خويشاوندى باعث شده و مرا به تبليغ برانگيخته است. اين وجه را «سيد قطب» در تفسير في ظلال القرآن[2] بيان كرده است، ولى اين تفسير از دو تفسير قبل سست‌تر و نامقبول‌تر است؛ زيرا تبليغ احكام خدا و اداى رسالت، انگيزه‌اش علاقه و محبّت خويشاوندى

 

نيست كه منحصراً به اين علّت آنها را دعوت و تبليغ كرده باشد، بلكه علتش امر و فرمان خدا و اداى مأموريت و رسالت الهى است.

 
[1]. شورى، 24.
[2]. سید قطب، فی ظلال القرآن، ج25، ص283.
موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: