وریز وجوهات
مناجات امیرالمومنین علی علیه السلام سروده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی     شب به گوش آمدم از سوى  حجاز ناله و صوت مناجات و نياز ناله‌اى كز دل پاكي خيزد حالت شوق و نشاط انگيزد نغمه‌اى روح نشين جان پرور اندر آن سرّ...
چهارشنبه: 7 / 04 / 1396 ( )

بر كسى پوشيده نيست كه عقيده به ظهور حضرت مهدى(ع)، عقيده‌ای است كه اميد مى‌آفريند و نشاط و تلاش ايجاد مى‌كند، سستى و نااميدى و كسالت را از بين مى‌برد، حركت‌هاى اصلاح‌گرانه و اسلام‌خواهانه را تشويق مى‌كند، و جان‌هاى شورنده بر استكبار و استضعاف را تقويت مى‌نمايد.

]دين[ اسلام هنوز به‌ كمال اهداف خويش نرسيده و به ‌مرحله تحقّق همه آرمان‌هايى كه براى جامه عمل پوشاندن به آنها آمده است، دست نيافته است. آينده از آنِ اسلام است و ناگزير بايد روزى فرا برسد كه اسلام عزيز بر همه گيتى حكمروا باشد و همه ستمگرى‌ها و حقّ‌كشى‌ها را از بين ببرد.

دنيا به‌زودى به دامن اسلام پناه خواهد آورد و نياز دنيا به اسلام هر روز ظاهرتر از روز پيش به چشم مى‌خورد. نور اسلام هر روز روشن‌تر، و پرتوى آن هر روز درخشان‌تر از قبل در همه دنيا احساس مى‌شود.

شكست نظام‌هاى استكبارى رايج و فروپاشى احزاب شرك‌آلود غيرانسانى، و عدم موفّقيت برنامه‌هاى اقتصادى و سياسى آنان در گسترش امنيت و آسايش مردمى، و ناكام‌ماندن اين سياست‌ها در تحقّق اهداف انسانى، و از بين‌بردن جهل و ستم و كينه‌جويى‌ها و

 

نژادپرستى‌ها، روزبه‌روز دل‌ها را براى قبول اسلام آماده‌تر ساخته و مردم دنيا را براى پذيرش برنامه‌هاى الهى آن ـ كه يگانه راه‌حلّ مشكلات بشريت است ـ مشتاق‌تر مى‌سازد.

بشريتِ سرگردان امروز، هرگز گمشده خود را در نظام‌هاى شرقى و غربى نيافته و نخواهد يافت؛ بلكه اين نظام‌ها و مكتب‌هاى غيرالهى، براى انسانِ امروز دستآوردى جز فروماندگى بيشتر و دشوارترشدن كارها و مشكلات و فزونى فحشا، منكرات، فساد، گردن‌فرازى و استكبار نداشته است.

«اعتقاد به مهدويت» درك ما را نسبت به «كرامت انسان» بيدار مى‌كند و اين باور را كه: «زمين، نه از آنِ ستم‌پيشگان و استعمارگران؛ بلكه از آنِ خداست، و فرجام كار براى تقواپيشگان است و خداوند آخرين پيامبر و رسول گرامى‌اش حضرت محمّد (ص) را با هدايت و آيين حقّ براى غلبه بر تمامى اديان تاريخ فرستاده است» تقويت مى‌كند و دوستى حقيقت و عدالت و نيكوكارى را در دل‌هاى ما جاى مى‌دهد و ما را براى برترى‌بخشيدن به كلمه توحيد و برپا داشتن حدود الهى و اجراى حكم و قانون اسلام، به نهضت و قيام وامى‌دارد و پيوند ما را با مبادى و اصول اسلامى پايدار مى‌سازد و در عمل به مسئوليت‌هايى كه بر عهده داريم، مورد بازخواست قرار مى‌دهد.

 

خداى تبارك و تعالى ـ كه راستگوترين است ـ دراين‌باره مى‌فرمايد:

(هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ)؛[1]

«اوست كه رسول گرامى‌اش را با هدايت و آيين حقّ فرستاد تا آن را بر همه دين‌ها برترى بخشد، اگرچه ناخوشايند مشركان باشد».

و مى‌فرمايد:

(وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِى لا يُشْرِكُونَ بِى شَيْئاً  وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ)؛[2] 

«خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورند و عمل شايسته انجام دهند، وعده داده است كه آنان را در

 

زمين به خلافت رساند، چنان‌كه پيشينيان آنان را خلافت بخشيد و دينى را كه برايشان پسنديده است، اقتدار و تمكين دهد و ترس و هراس را به آرامش و امنيت تبديل كند، تا تنها مرا بپرستند و چيزى را شريك و همتاى من قرار ندهند، و هركس بعد از آن، كفر ورزد از فاسقان به شمار آيد».

و چنان‌كه مى‌فرمايد:

(وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ[3]

«ما مى‌خواهيم بر مستضعفين زمين منّت گذاريم و آنان را پيشوايان مردم و وارثان زمين قرار دهيم».

و باز چنان‌كه مى‌فرمايد:

(وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ * وَإِنَّ جُندَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ)؛[4]

«كلمه و تقدير ما از ابتدا درباره ‌بندگان رسالت‌يافته

 

خود ـ قبل از انگيزش آنان به پيامبرى ـ بر اين قرار گرفته كه همانا آنان يارى‌شدگان‌اند و لشكريان ما پيروزمند و غلبه يافتگان‌اند».

 
[1]. توبه، 33.
[2]. نور، 55.
[3]. قصص، 5.
[4]. صافات، 171 ـ 173.
نويسنده: 
کليد واژه: