وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم «لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يتْلُوا عَلَيهِمْ آياتِهِ وَ يزَكِّيهِمْ وَ يعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ»...
دوشنبه: 3/ارد/1397 (الاثنين: 7/شعبان/1439)

بررسی و توجیه چهارم

امام؛ الگو، نمونه، اُسوه و علامت است كه هر تندرو بايد به‌سوى او بازگردانده شود و الّا گمراه مى‌شود، و هر كندرو بايد خود را به او برساند و الّا هلاك مى‌گردد.

چنان‌كه از مضمون احاديث بسيارى كه ازطريق شيعه و اهل‌سنّت وارد است[1]كمال ديگران به او تضمين و تأمين مى‌شود و حركت و سير همه در راه مستقيم فقط با حركت و سير او كنترل و تصحيح و تعديل مى‌گردد.

بنابراين نقش امام نقش سازنده‌اى است كه بدون آن، سالكان راه كمال نمى‌توانند به درستى مسير خود اطمينان داشته باشند، و اين است معناى احاديث متواترى مانند احاديث سفينه كه پيغمبر (ص) مى‌فرمايد:

«مثل اهل‌بيت من، مثل كشتى نوح است كه هركس بر آن سوار شد نجات يافت و هركس تخلف كرد

 

هلاك شد، پس هركس متمسّك به امام و هدايت امام و تأسّى به امام شود نجات مى‌يابد و هركس تخلّف كند هلاك مى‌شود».

و همين است معناى احاديث ثقلين[2] كه پيغمبر (ص) در آنها تمسّك به قرآن و عترت را يگانه وسيله امان از ضلالت معرفى فرموده است.

بنابراين كمال عالم و ماسِوى‌الله، به وجود امام منوط است و بدون وجود امام، عالم فاقد كمال لايق به خود بوده و ناقص خواهد شد، و چون فيض خدا كامل بوده و نقص در آن تصور نمى‌شود لذا نقص همه به كمال وجود امام كامل مى‌شود و كسر همه به‌وجود او جبران مى‌گردد.

 


[1]. در نهج‌البلاغه درضمن خطبه دوم، در شأن اهل‌بيت علیهم‌السلام مى‌فرمايد: «إِلَيْهِمْ يَفِيءُ الْغَالِي وَبِهِمْ يَلْحَقُ التَّالِي»؛ «شتاب‌کننده بايد به‌سوى آل محمد علیهم‌السلام بازگردد و عقب‌مانده بايد به ايشان ملحق شود»؛ و در حكمت 109 می‌فرمايد: «نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الوُسْطَى بِهَا يَلْحَقُ التَّالِي وَإِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالِي»؛
«ما تکيه‌گاه ميانه‌ايم كه وامانده به آن ملحق می‌گردد و پيش‌تاخته، به آن بازمي‌گردد».‌
[2]. پيرامون سند و متن احاديث ثقلين و امان و سفينه و مفاد آنها در كتاب امانالامّة مِن الضلال و الاختلاف تأليف نگارنده، توضيحات كامل داده شده است.
نويسنده: