وریز وجوهات
* بازخوانی پیام‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف - پیام معظم له به مناسبت واقعه دردناک تخریب حرم امامین عسکریین علیهماالسلام بسم الله الرحمن الرحیم ألا ما لهذه السماء لا تمور؟! و ما للجبال تری لا تسير؟!...
پنجشنبه: 24/آبا/1397 (الخميس: 6/ربيع الأول/1440)

8. امکان شرفیابی به خدمت امام عصر(عج) در غیبت کبریٰ

چنان‌كه مي‎دانيم اشخاص جليل‌القدر و مورد وثوق و اعتماد، در حكايات بسياري كه از حد تواتر هم گذشته است، تشرّف بسياري را به فيض حضور انور حضرت مهدي (ع) نقل نموده‎اندكه با سندهاي معتبر، در كتاب‎هاي مشهور ثبت و ضبط است. در همين عصر خودمان نيز برخي به اين سعادت عظمي نايل گرديده‎اند، بااينكه در توقيع صادر به نام جناب علي بن محمد سمري نايب چهارم از «نوّاب اربعه» در عصر غيبت صغري، اعلام شده است كه: «وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ التّامَّةُ فَلا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ ... وَسَيَأتِي مِنْ شِیعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ؛ أَلَا فَمَنْ ادَّعَی المُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِي وَالصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر ...»؛[1] «غيبت كامل آغاز شده و هركس پيش از «خروج سفياني» و «صيحه آسماني» ادّعاي مشاهده نمايد، كذّاب و مفتري است». بنابراين چون آن حكايات به‌هيچ‌وجه قابل خدشه نيست، اين توقيع را چگونه بايد تفسير كرد؟

اين توقيع، اعلام پايان‌يافتن «غيبت صغري» و شروع «غيبت كبري» است

 

كه در آن به جناب علي‌ بن ‌محمد سمري رحمه‌الله امر شده است كه به احدي وصيّت ننمايد كه بعد از او قائم‌مقام او و نايب خاصّ باشد.

 

و نيز اعلام صريح بطلان ادّعاي افرادي است كه در غيبت كبري، ادّعاي نيابت و سفارت خاصّه و وساطت بين امام (ع)  و مردم مي‌نمايند.

بنابراين، چنان‌كه بعضي بزرگان هم فرموده‌اند، ممكن است مراد از اينكه «مدّعي مشاهده» كذّاب و مفتري خوانده شده است، كساني باشند كه ادّعاي نيابت كنند و بخواهند با دعوي مشاهده و شرفيابي، خود را واسطه بين امام (ع) و مردم معرّفي نمايند؛ و همين حكايات و وقوع تشرف اشخاص به خدمت آن حضرت هم، قرينه و دليل است بر اينكه در اين توقيع، نفي مطلق مشاهده و شرفيابي مراد نيست، بلكه مقصود، نفي ادّعايي است كه دليل بر تعيين شخص خاصّي به نيابت باشد.

و ممكن است مراد از توقيع مذكور، نفي ادّعاي اختياري‌بودن مشاهده و ارتباط باشد؛ يعني اگر كسي مشاهده و ارتباط را به اختيار خود ادّعا كند، به اين صورت كه هر وقت بخواهد خدمت امام (ع) شرفياب مي‌شود، يا ارتباط پيدا مي‌كند، كذّاب و مُفتري است و اين ادّعا از احدي در غيبت كبري پذيرفته نيست، يا اينكه چنين كسي كه اين سمت را به‌راستي داشته باشد، پيدا نخواهد شد؛ و اگر هم كسي آن را دارا باشد، از ديگران مكتوم مي‎دارد و به كسي اظهار و افشا نمي‌نمايد.

علاوه‌براين، پيرامون اين توقيع، توضيحات ديگري نيز علماي اعلام داده‎اند و در كتاب‎هايي مثل جنة‌المأوى اثر مرحوم محدّث نوري نقل شده است.

 

اجمالاً با اين توقيع، در آن‌همه حكايات و وقايع مشهور و متواتر نمي‌توان خدشه نمود و برحسب سند نيز ترجيح با اين حكايات است.

اگر خواننده عزيز، خود به كتاب‎هايي مثل نجمالثاقب رجوع نمايد، مي‎بيند كه در اين حكايات، وقايعي است كه هرگز شخص عاقل در صحّت آنها نمي‌تواند شكّ كند.

بنابراين، هم شرفيابي اشخاص به حضور آن حضرت، ثابت است و هم كذب و بطلان ادّعاي كساني كه در غيبت كبري ادّعاي سفارت و نيابت خاصّه و وساطت بين آن حضرت و مردم را مي‌نمايند، معلوم است.

 


[1]. ر.ک: صدوق، کمال‌الدين، ص516؛ طبرسی، تاج‌المواليد، ص69؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص297؛ ابن‌حمزه طوسی، الثاقب فی المناقب، ص603؛ قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج3، ص1129؛ مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص361؛ ج52، ص151؛ ج53، ص318؛ منتخب‌الاثر، تألیف نگارنده، ج3، ص418.
نويسنده: