وریز وجوهات
باسمه تعالی   انا لله و انا الیه راجعون    رحلت آیت‌الله مرحوم آقای حاج شیخ یوسف صانعی رحمة الله علیه، موجب تأسف و تأثر گردید. این عالم بزرگوار، سالیان متمادی در حوزه علمیه قم و با تدریس دروس خارج فقه و اصول،...
دوشنبه: 7/مهر/1399 (الاثنين: 10/صفر/1442)

39. پيامبر(ص) و علی(ع) از يک نورند

عَنْ سَلْمَانَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص):

«كُنْتُ أَنَا وَعَلِيٌّ نُوراً بَيْنَ يَدَيِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ مُعَلَّقاً، يُسَبِّحُ اللهَ ذلِكَ النُّورُ وَيُقَدِّسُهُ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اللهُ آدَمَ بِأَرْبَعَةَ (عَـشْـرَ) أَلْفِ عَامٍ، فَلَـمَّا خَلَقَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ آدَمَ رَكَّبَ ذَلِكَ النُّورَ فِي صُلْبِهِ، فَلَمْ نَزَلْ فِي شَيْءٍ وَاحِدٍ حَتَّی افْتَرَقْنَا فِي صُلْبِ عَبْدِ الـمُطَلِّبِ فَجُزْءٌ أَنَا وَجُزْءٌ عَلِيٌ».[1]

از سلمان فارسي روايت شده كه رسول خدا(ص) فرمود:

«من و علي در پيشگاه الهي به‌صورت نوري معلّق بوديم؛ آن نور، تسبيح و تقديس خدا را مي‌كرد.[2] چهار (ده) هزار سال پيش از آنکه آدم را بيافريند. چون حضرت آدم را خلق كرد، آن نور را در صلب

 

او قرار داد، ما پيوسته باهم در يك چيز بوديم تا آنكه در پشت عبدالمطلب از يكديگر جدا شديم؛ يك جزء آن من و جزء ديگر آن علي شد. [من در نبوّت بروز كردم و علي در خلافت]».

 

[1]. ديلمي، فردوس‌الاخبار، ج3، ص332. نيز ر.ك: عینی، مناقب سيدنا علي، ص 21؛ قندوزی، ينابيع‌الموده، ج2، ص307؛ خوارزمي، المناقب، ص145؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص67؛ گنجی شافعی، كفايةالطالب، ص315؛ ابن‌مغازلي، مناقب، ص93 - 94.

[2]. [تسبيح يعني تنزيه و گفتن سبحان‌الله. تقديس يعني خدا را بدون هر عيب و نقص دانستن].

نويسنده: