وریز وجوهات
دسته بزرگ عزای فاطمی علیهاالسلام السّلام علیک أیّتها الصّدیقة ‌الشّهیدة به‌مناسبت ایّام شهادت مظلومانه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها، مراسم عزاداری با حضور علماء، فضلا، هیئات مذهبی و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام در دفتر...
سه شنبه: 1/اسف/1396 (الثلاثاء: 4/جمادى الآخر/1439)

77. دوست‌ علي(ع) مؤمن و دشمنش منافق است

عَنْ أَبِي ‌ذَرٍ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(ص) يَقُولُ لِعَليٍّ(ع):

«إِنَّ اللهَ أَخَذَ مِيثَاقَ الْـمُؤْمِنِينَ عَلَی حُبِّكَ، وَأَخَذَ مِيثَاقَ الْـمُنَافِقِينَ عَلَی بُغْضِكَ. وَلَوْ ضَرَبْتَ خَيْشُومَ الْـمُؤْمِنِ مَا أَبْغَضَكَ، وَلَوْ نَثَرْتَ الدَّنَانِيرَ عَلَی الْـمُنَافِقِ مَا أَحَبَّكَ. يَا عَلِيُّ، لَا يُـحِبُّكَ إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يُبْغِضُكَ إِلَّا مُنَافِقٌ».[1]

 

از ابوذر روايت است كه گفت: شنيدم رسول خدا(ص) به علي(ع) فرمود:

«خداوند به دوستي تو از مؤمنان پيمان گرفته و نيز بر دشمني تو از منافقان پيمان گرفته و اگر تو (با شمشيرت) بر بيني مؤمني ضربه وارد كني تو را دشمن نخواهد داشت و دل آزرده نخواهد شد. و چنانچه دينارها را به پاي منافق بريزي تو را دوست نخواهد داشت.

اي علي! تو را دوست نمي‌دارد مگر مؤمن (به خدا و رسول) و با تو دشمني نمي‌كند مگر دورو و منافق».

 

 

[1]. ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص277.

و از عمران بن حصين نقل است كه رسول خدا| به علي فرمود: «دوستي تو را جز مؤمن بر نمي‌گزيند و جز منافق، دشمني تو را به دل ندارد».

طبرانی، المعجم‌الاوسط، ج2، ص337. و از امّ‌سلمه نقل شده كه نبي اكرم(ص) به علي فرمود: «هيچ مؤمني تو را دشمن نمي‌دارد و منافق هرگز دوستدار تو نخواهد شد». احمد بن حنبل، مسند، ج6، ص292؛ ترمذي، الجامع‌الصحیح، ج5، ص306؛ ابن‌کثير، البداية و النهايه، ج7، ص391؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص279 - 280.

و از ابوسعيد خدري نقل شده كه گفت: «ما ـ گروه انصار ـ هماره منافقان را به دشمني آنها نسبت به علي بن ابي‌طالب مي‌شناختيم».

ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص285 - 286؛ سیوطی، تاريخ‌الخلفاء، ص187؛ احمد ‌بن حنبل، فضائل‌الصحابه‌، ج2، ص639.

از ابن‌مسعود نقل است كه گفت: شنيدم نبيّ مكرم(ص) مي‌فرمود: «كسي كه گمان كرده است به من و آنچه آورده‌ام ايمان آورده درحالي‌كه با علي دشمني مي‌كند، دروغ‌گو است و مؤمن نيست». ابن‌عساکر، تاريخ مدینه دمشق، ج42، ص280.

نيز مراجعه شود به: مسلم نیشابوری، صحيح، ج1، ص61؛ ترمذي، الجامع‌الصحیح، ج5، ص306؛ ابن‌ماجه‌ قزوینی، سنن، ج1، ص42؛ احمد ‌بن حنبل، مسند، ج1، ص84؛ همو، فضائل‌الصحابه، ج2، ص563؛ نسائي، سنن، ج8، ص116ـ 117؛ ابن عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص271 - 301.

نويسنده: